نوشته شده در ۱۸ مرداد ۱۳۸۳ توسط مسعود بُربُر

آغاز

سلام. در اين جا شما در واقع با يک داستان طرفيد که خيلي واقعي هم نيست. داستاني که طرح و ايده ي از پيش تعيين شده اي ندارد و ممکن است طبق نظر خود شما پيش برود. (اين يعني « پس دست به کار نظر شويد» هر چند که براي خود من خيلي هم مهم نيست) اين که مي گويم خيلي واقعي هم نيست اشاره به چند آيتم دارد. يکي ش اين که من اين جا خاطره نويسي نمي کنم. يعني راوي خود داستان خودِ من ِ نويسنده نيستم. پس شما نمي توانيد عادات و ويژگي هاي راوي را به من نسبت دهيد و مثلن گير اخلاقي بدهيد. ديگر اين که اگر بر فرض از دوستان نزديک من هستيد و با يکي از شخصيت ها احساس نزديکي مي کنيد يا فکر مي کنيد من هنگام پردازش آن شخصيت شما را مدِ نظر داشته ام بيخود همچين فکري مي کنيد، چون من اينجا اصلن قصدم اين نيست که نظرم را راجع به ملت بنويسم. گفتم اين جا خيلي واقعي هم نيست اما منظورم انکار اين مسأله نيست که به هر صورت شايد حتا تمام اتفاقاتي که در داستان مي افتد را بشود جايي درون ذهن و ياد من رديابي کرد. واقعيت قضيه اين است که الآن که مي نويسم من يک نفرم و راوي يک نفر، اما شما وقتي مي خوانيد در نگاه اول فقط با راوي طرفيد و با اين حساب من حتا نمي توانم از واقعيت وجود خودم ( درگير و دارِ دوسويه ي من به مثابه ي راوي يا من به عنوان نگارنده ي اين سطور) مطمئن باشم و مطمئنم با جرات بيشتري مي توانم دم از واقعيت وجود شما (خواننده) بزنم. هر هفته يک شنبه شب اگر چک کنيد، موجودي به روز خواهد شد که با توجه به گزاره هاي بالا و آن چه در ذهن من است و آن چه در ذهن شما شکل خواهد گرفت، داستان ناميدن ش چندان دور ذهن نيست و اما به دليل بسيار فعال تر شده موجوديت خواننده در آفرينش آن (و نه صرفن در خوانش و تأويل آن) خيلي هم عادي نيست. از همين الآن (پيش از آغاز داستان) هم مي توانيد، نقش خود را به عنوان خواننده ي فعال و تأثير گذار در در داستان با ارائه ي هر جور ايده و نظر (حتا مريخي و بي ربط!) بيازماييد.

نور، صدا، حرکت ….


۹ دیدگاه برای ”آغاز“

  1. Anonymous
    ۳:۵۱ ب.ظ در ۲۵م مرداد ۱۳۸۳

    این که برای شروع هم ایده ای نداده ای جالب تر از همه چیز بود!

  2. Anonymous
    ۴:۴۹ ب.ظ در ۲۷م مرداد ۱۳۸۳

    ba man budi?!
    age ba man budi ke baiad begam : nemiduni baad az in hame moddat ke in chiza vasam ziad jaleb nistan?!:)

  3. Anonymous
    ۷:۳۰ ب.ظ در ۵م شهریور ۱۳۸۳

    PUT THOUSANDS TOGETHER LESS BAD,
    BUT THE CAGE LESS GAY.
    IREN

  4. Anonymous
    ۸:۱۱ ب.ظ در ۱۰م شهریور ۱۳۸۳

    من اصالت رو به خودم میدم
    گور بابای همه و البته شما
    با این جنگولک بازیا می خوای چی رو به رخ این همه خوک بکشونی

  5. Anonymous
    ۵:۴۷ ب.ظ در ۱۹م شهریور ۱۳۸۳

    خوشم می یاد کسی تحویلت نمی گیره
    از اون وقت تا حالا فقط ۵ تا کامنت
    باختی اقا مسعود

  6. Anonymous
    ۲:۰۲ ب.ظ در ۲۵م شهریور ۱۳۸۳

    ۲ta commente akhary jarianeshun chie?(ino az nevisandash miporsam albatte)
    comment bazie?! bordanie? bakhtanie?!
    man ke tahvilesh migiram…comment ro albatte!
    khob shoma khoshet nemiad, net ekhtiarye,fekr nemikonam in site yeho biad ru page e shoma,naia khob!
    chera khodeto aziat mikoni akhe aaaaazize man:);)

  7. Anonymous
    ۳:۵۹ ب.ظ در ۱۸م مهر ۱۳۸۳

    aziz shomaee
    ma injoori hal mikonim ke azyat beshim akhe man nemidoonam bad az in hame mah ۶ ta comment bakhtan nabashe pas cheeye?
    taze az in ۶ ta ۲ tash male khodame.
    jamesh koni sangintari.

  8. coolcat
    ۱۰:۰۳ ب.ظ در ۱۸م فروردین ۱۳۸۷

    When people are saying something, that you don’t like, don’t argue with them, just stop paying attention

  9. Elliott Cost
    ۲:۲۴ ب.ظ در ۲۱م فروردین ۱۳۸۷

    Your blog is getting better and better! Previous posts were good, but this one is just FABULOUS.

دیدگاه خود را ارسال کنید