بنزين روی تن خوشبو نمی شود. نفت که اصلاً. سرخی ی گرد خورشيد تازه در زمين فروريخته و دشت خالی، دشت خالی ی خالی، آرام تاريک می شود. تنها درخت وسط دشت، روی تپه ی کوتاه، آخرين شعله هاش را در باد گم می کند و صدای جلز و ولز می دهد. بوی گوشت کباب شده می آيد. Continue… »