اشاره: در بخش اصلي صفحهي پنجم روزنامهي «رسالت» شنبه ۱۲ شهريور ۸۴ شعر بلندي منتشر شد به مناسبت هفتهي دولت. متأسفانه اين روزنامه صفحاتش را به شکل pdf روي وب منتشر ميکند. براي همين براي استفادهي همهي اهالي فرهنگ و ادبيات، بخش عمدهاي از اين شعر را در اينجا ميآورم تا هم زحمت اين روزنامه بينتيجه نماند و هم به ياري اين شعر زيبا با دولت جديد، مردم جديد و ايران جديد، از زبان لطيف شعر، بيشتر آشنا شويم

دورهي عزت رسيده است عاشقان / هفتهي دولت رسيده است عاشقان
اهل خير و خوبي و، خصم بديست / اين که «محمود» و «نژاد»ش «احمدي»ست
آب و سبزه روشناي ايل شد / هيأت دولت بهحق تشکيل شد
از شراب عشق شيرين کامشان / ذکر خواهم کرد يک يک نامشان
هست جز خدمت ز هر چيزي بري / اين «محمد» اين «رضا»، «اسکندري»
افتخارش عشق و دينورزي شده است / پس «جهاد» او «کشاورزي» شده است
نخبهي علم است با بخت جوان / «کامران باقري لنکران»
چون که استحقاق خدمت داشت ـ شد / او «وزير» لايق «بهداشت» ـ شد
جز احد از هر احد رد گشته است / «مصطفي پور محمد» گشته است
نزد اهل صدق ميباشد عزيز / اين «وزير کشور» صاحبتميز
اهل خدمت، اهل کار و مردميست / نوبت «سيد محمد جهرمي»ست
گوهر خدمت به عهدش پرشعاع / اين «وزير کار» و «امر اجتماع»
راهپوي حجت بن عسگريست / مرد دين «داود دانشجعفري»ست
اين وزير دانشي دارد زياد / «علم دارايي» و «فن اقتصاد»
دستهي گل در روضهي ود گشته است / «رحمتي» الحق «محمد» گشته است
سالها خدمتگزار ملت است / او «وزير راه» ما در دولت است
عالم است و افتخارش عابديست / چون «محمدمهدي» ما «زاهدي»ست
ميشناسد نخبگان را چون نجوم / اين «وزير فن و تحقيق و علوم»
خدمتش دور است از ريب و ريا / اين «محمد» اين «سعيدي» اين «کيا»
هم مهندس هم به وقتش غازي است / او «وزير مسکن و شهرسازي» است
ارتباط عشق ممتد گشته است / چون «سليماني محمد» گشته است
آگه از عشق ـ اطلاعات است او / چون «وزير ارتباطات» است او
اي قلم! بالابلندي را ببين / صبح «صفار هرندي» را ببين
يادگار جبهه و جنگ است ـ او / پس «وزير» فر و «فرهنگ» است ـ او
هر عمل را نکتهدان حاسبيست / چون «علي» است و «رضا» ـ «طهماسبي»ست
چشم عشق از ديدنش روشنه شده است / او «وزير صنعت معدن» شده است
ماه ميداند که مصباح است ـ او / «سيد» و «پرويز» ـ «فتاح» است ـ او
گوهر خدمت نصيب او شده است / چون «وزير» لايق «نيرو» شده است
قسط و ميزان ـ عدل و حق بنياد شد / از «جمال» حق «کريميراد» شد
شارح فقه پيمبر ميشود / او «وزير دادگستر» ميشود
اهل صدق است و سياست پس زکيست / اين «منوچهر» که بر حق «متکي»ست
حافظ حق است و خصم باطل است / اين «وزير خارجه» اهل دل است
چون «حسين» را او «غلام» است از ازل / «محسني اژهاي» مرد عمل
واقفالسر مهمات است او / چون «وزير اطلاعات» است او
پاسدار ذوالفقار مرتضاست / اين که «نجار» و «محمد» ـ «مصطفا»ست
هم رشيد است و دلاور هم شجاع - اين «وزير» لايق امر «دفاع»
دين و دل دارد به راه قائمي / «سيد» و «مسعود» ما «ميرکاظمي»
مرد تقوا در ره ايماني است / او «وزير» خوب «بازرگاني» است
شجاعالدين ابراهيمي ـ مشهد مقدسدورهي عزت رسيده است عاشقان / هفتهي دولت رسيده است عاشقان
اهل خير و خوبي و، خصم بديست / اين که «محمود» و «نژاد»ش «احمدي»ست
آب و سبزه روشناي ايل شد / هيأت دولت بهحق تشکيل شد
از شراب عشق شيرين کامشان / ذکر خواهم کرد يک يک نامشان
هست جز خدمت ز هر چيزي بري / اين «محمد» اين «رضا»، «اسکندري»
افتخارش عشق و دينورزي شده است / پس «جهاد» او «کشاورزي» شده است
نخبهي علم است با بخت جوان / «کامران باقري لنکران»
چون که استحقاق خدمت داشت ـ شد / او «وزير» لايق «بهداشت» ـ شد
جز احد از هر احد رد گشته است / «مصطفي پور محمد» گشته است
نزد اهل صدق ميباشد عزيز / اين «وزير کشور» صاحبتميز
اهل خدمت، اهل کار و مردميست / نوبت «سيد محمد جهرمي»ست
گوهر خدمت به عهدش پرشعاع / اين «وزير کار» و «امر اجتماع»
راهپوي حجت بن عسگريست / مرد دين «داود دانشجعفري»ست
اين وزير دانشي دارد زياد / «علم دارايي» و «فن اقتصاد»
دستهي گل در روضهي ود گشته است / «رحمتي» الحق «محمد» گشته است
سالها خدمتگزار ملت است / او «وزير راه» ما در دولت است
عالم است و افتخارش عابديست / چون «محمدمهدي» ما «زاهدي»ست
ميشناسد نخبگان را چون نجوم / اين «وزير فن و تحقيق و علوم»
خدمتش دور است از ريب و ريا / اين «محمد» اين «سعيدي» اين «کيا»
هم مهندس هم به وقتش غازي است / او «وزير مسکن و شهرسازي» است
ارتباط عشق ممتد گشته است / چون «سليماني محمد» گشته است
آگه از عشق ـ اطلاعات است او / چون «وزير ارتباطات» است او
اي قلم! بالابلندي را ببين / صبح «صفار هرندي» را ببين
يادگار جبهه و جنگ است ـ او / پس «وزير» فر و «فرهنگ» است ـ او
هر عمل را نکتهدان حاسبيست / چون «علي» است و «رضا» ـ «طهماسبي»ست
چشم عشق از ديدنش روشنه شده است / او «وزير صنعت معدن» شده است
ماه ميداند که مصباح است ـ او / «سيد» و «پرويز» ـ «فتاح» است ـ او
گوهر خدمت نصيب او شده است / چون «وزير» لايق «نيرو» شده است
قسط و ميزان ـ عدل و حق بنياد شد / از «جمال» حق «کريميراد» شد
شارح فقه پيمبر ميشود / او «وزير دادگستر» ميشود
اهل صدق است و سياست پس زکيست / اين «منوچهر» که بر حق «متکي»ست
حافظ حق است و خصم باطل است / اين «وزير خارجه» اهل دل است
چون «حسين» را او «غلام» است از ازل / «محسني اژهاي» مرد عمل
واقفالسر مهمات است او / چون «وزير اطلاعات» است او
پاسدار ذوالفقار مرتضاست / اين که «نجار» و «محمد» ـ «مصطفا»ست
هم رشيد است و دلاور هم شجاع - اين «وزير» لايق امر «دفاع»
دين و دل دارد به راه قائمي / «سيد» و «مسعود» ما «ميرکاظمي»
مرد تقوا در ره ايماني است / او «وزير» خوب «بازرگاني» است
شجاعالدين ابراهيمي ـ مشهد مقدس
نقل از خوابگرد- وبلاگ رضا شکراللهی








۱۱:۱۹ ق.ظ در ۹م مهر ۱۳۸۴
che hoseleyi!!!jalebe diruz dashtam tu ie hamaieshe por az haj agha dare gooshe doostam joke ahmadi nejad tarif mikardam hamun moghe esmesh omado hame salavat ferestadan!!!
“be Mr.khameneyi migan ahmadi nejado az koja peida kardi mige az tu loplop!”
in salavat dare akhe?!
Z.A