
سرانجام عليرغم همه تمهيدات امسال هم ظهر يکشنبه تجمع روز دانشجو در مقابل دانشكدهي فني دانشگاه تهران برگزار شد.
به گزارش ايسنا، تعدادي از تجمعكنندگان پلاكاردهايي در دست داشتند كه روي بعضي از آنها نوشته شده بود: «تشكلهاي مستقل دانشجويي، خواست همهي دانشجويان است»، «پوشش اجباري نه»، «آزادي زنان»، «نه بمب اتمي، نه حمله خارجي»،« آزادي زندانيان سياسي، فورا و بدون قيد و شرط»، «آزادي تشكلهاي كارگري، آزادي كارگران است» بر روي تعدادي از اين پلاكاردها نيز شعارهايي به زبان انگليسي نوشته شده بود. همچنين تجمعكنندگان شعارهايي سر ميدادند از جمله «رييس انتصابي، استعفا استعفا»، «استقلال دانشگاه حق مسلم ماست».
تجمعكنندگان پس از دقايقي با خواندن سرودهايي از جمله «يار دبستاني من»، «به پا خيز»، تا مقابل دانشكدهي حقوق و علوم سياسي حركت كردند و شعارهايي از جمله «دانشجو، كارگر، اتحاد اتحاد»، «دانشجو، دانشجو، اتحاد اتحاد» سر دادند.
يكي از تجمعكنندگان در اين جمع گفت: آزادي تشكلهاي سياسي و دانشجويي حق مسلم ماست، دانشگاه خانهي ماست. چرا امكانات و وسايل ما در دست كساني است كه ربطي به ما ندارند؟ يكي ديگر از تجمعكنندگان با بيان اينكه «مراسم ۱۶ آذر امسال در دانشگاه به دليل آلودگي هوا برگزار نشد»، گفت: مراسم روز دانشجو را با چهار روز تاخير برگزار ميكنيم. امسال انجمنهاي اسلامي دانشجويان هم در آن روز مراسم و حركتي در راستاي بزرگداشت اين سه شهيد برگزار نكردند. وي گفت:جنبش دانشجويي همواره در دفاع از حقوق مردم و خود در خط مقدم است و از هيچ نيرويي هراس ندارد. گروههايي كه در دانشگاه رسمي هستند به نظر ميرسد امروز عقب كشيدهاند، ۱۶ آذر روز ايستادگي است.
بيانيهاي نيز توسط يكي از تجمعكنندگان قرائت شد که متن آنرا در زير مي بينيد:
۱۶ آذر روز آزادي و ايستادگي در برابر استبداد و بي عدالتي است. امروز را با همه توان خود پاس ميداريم. ما دانشجويان بعنوان بخشي از مردم ستم کشيده و همراه با تمامي ستم کشيدگان نظام سرمايه داري يکصدا، فرياد ميزنيم که امکانات و ثروت و زر و نفت بايد به صاحبان اصلي آن يعني به همه مردم باز گردانده شود. ما در ۱۶ آذر همراه با محرومان جامعه براي رفع فلاکت و بحران هم صدا ميشويم. روز ۱۶ آذر براي ما دانشجويان ، روز رهايي انسان از تمامي تقسيم بنديها و تبعيض هاي طبقاتي , جنسي و نژادي است و در شرايط اجتماعي ايران دانشجويان منادي خواست آزادي و برابري براي تمام جامعه هستند. اين روز نه تنها روز دانشجو بلکه روز تمامي آزادگان است و به نماد آزادي خواهي و برابري طلبي تبديل گشته است. اکنون اعلام مي داريم که اين روز براي ما نه روز تقدير نظام از سرسپردگي دانشجو که روز بزرگداشت آزادي و آزاديخواهي است و هيچگاه زير پرچم ارتجاع و استبداد سر فرود نمي آوريم. ما جهاني عاري از استثمار طبقاتي، ظلم سياسي و تبعيض جنسي را خواستاريم، براي آن مبارزه مي کنيم و خود را هم سنگر با تمامي انسانهاي زحمت کش جامعه، طبقه کارگر جهاني، و آزاده گان مي دانيم. و جز اين مبارزه هر نسخه سازشکارانه ديگري همچون فدراليسم، رفرميسم، تکيه به تفاوت هاي نژادي، و حمله خارجي راه نجات نيست و چيزي جز بازتوليد ارتجاع و استبداد را در پي ندارد. تنها يک آلترناتيو وجود دارد و آن رجوع به انسان و انسانيت است. پس در همين راستا ما انجام مطالبات خويش را بي هيچ قيد و شرطي خواستاريم:
۱- کوتاه شدن دست تمامي نهاد هاي امنيتي و انضباطي از دانشگاه خواست فوري و بدون قيد و شرط ماست.
۲- آزادي همه زندانيان دانشجو ، همه نشريات توقيف شده ، وبلاگ نويسان دستگيرشده، و همه دانشجوياني که محروميت هاي متفاوتي را متحمل شده اند، ايشان بايد فوري و بدون قيد و شرط آزاد شوند و به آنها غرامت پرداخت شود. در سال گذشته تا امروز بيش از ۳۰۰ مورد اتفاق افتاده است.
۳- آزادي بي قيد و شرط تشکلهاي کارگري، دانشجويي، و NGOهاي مستقل، آزادي بيان و عقيده بايد به رسميت شناخته شود و هيچ کس با هيچ بهانه اي حق محدود کردن آن را ندارد.

۴- آپارتايد جنسي و تبعيض عليه زنان محکوم است و رهايي زنان از آلام و مصائب گوناگون خواست تمام جامعه است.

۵- رکن جامعه ما بر پايه سرمايه و سود آن بنا شده است و فقر، استثمار، فحشا، اعتياد و … از پيامدهاي آن است. ما از مبارزه طبقه کارگر اعم از کارگران بيکار، کارگران شرکت واحد، نفت ، ايران خودرو و کارخانجات نساجي دفاع کرده و دوشادوش آنان براي ساختن جامعه اي که اساس آن انسان و انسانيت و دفاع از معيشت شريف ترين انسانهاي اين جامعه است تلاش خواهيم نمود. ضمنا از مبارزات تمامي اقشار اعم از معلمان، پرستاران، پزشکان و تمامي زحمت کشان جامعه دفاع مي نماييم.
۶- حمله وحشيانه به کردستان، حمله به دفتر سنديکاي شرکت واحد و کارهاي پليسي از اين دست محکوم است و فورا عاملان آن بايد مجازات شوند.
۷- احکام دادگاه سقز عليه فعالين کارگري (برهان ديوارگر- محمود صالحي- محسن حکيمي- محمد عبدي و جلال حسيني) محکوم است و خواستار آزادي بي قيد و شرط آنان هستيم. اين فعالين کارگري تنها براي خواستهاي بر حقشان مبارزه کرده اند و جرمي جز برگزاري اول ماه مه ندارند. جنبش دانشجويي حمايت همه جانبه خود را از ايشان اعلام مي دارد.
۸- مساله هسته اي بر اثر تبليغات رسانه اي تبديل به يک مساله ملي در کشورها شده است. اما ماهيت و سرشت اين مساله، پوشش دادن براي سلاحهاي هسته اي در درجه اول و دفن زباله هاي هسته اي در مناطق محروم در درجه دوم است. ما با نظامي گري هسته اي و تخريب زيست محيط با زباله هاي هسته اي مخالفيم و خواستار جهاني عاري از فعاليت هاي مخرب هسته اي هستيم.
۹- انقياد فکري نهاد دانشگاه که متشکل از شکل رابطه استاد و دانشجو، بديهيات علمي، متد تحقيق، شيوه هاي فردگرايانه پژوهش و تخصصي شده دانش آکادميک و … را نمي پذيريم و براي تحول ساختاري آن مبارزه مي کنيم. و تجمعكنندگان با سر دادن شعارهايي از جمله «مرگ بر استبداد»، «دانشجو ميميرد، ذلت نميپذيرد»، «دانشگاه مستقل، حق مسلم ماست»، «رئيس انتصابي، استعفا استعفا» به تجمع خود پايان دادند.
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه رازي هم در بيانيهاي ضمن بزرگداشت روز دانشجو، انفعال و بي تفاوتي دانشجويان نسبت به امور جاري كشور را خيانت به تاريخ و آيندهي كشور دانسته است.
در اين بيانيه كه نسخهاي از آن به ايسنا ارسال شده با اشاره به لزوم استمرار راه و پاسداشت حرمت خون و آرمان شهداي دانشجو آمده است: « ۱۶ آذر همواره يادآور حماسهي ملتي است كه در برابر استبداد داخلي و استعمار خارجي سه تن از فرزندان نخبهي خود را تقديم پيشگاه آزادي و عدالت كرد، از اين رو جنبش دانشجويي در تمامي سالهاي پس از اين رخداد، با بزرگداشت اين حادثهي عظيم ميكوشد تا همچنان خود را در مسير آرمانهاي شهداي روز ۱۶ آذر سال ۱۳۳۲ حفظ كند و آنچه امروز جنبش دانشجويي خوانده ميشود، درختي است كه ريشه در تاريخ اين سرزمين داشته و با قطرات خون ارزشمند قندچي، شريعت رضوي و بزرگنيا آبياري شده است».
نويسندگان اين بيانيه در ادامهي آن با بيان دشوار شدن رسالت جنش دانشجويي در مقطع كنوني آوردهاند: «آنچه پس از انتخابات تير ۸۴ و پيروزي اصولگرايان و به تبع آن يكپارچگي ساخت قدرت در كشور حادث شده از لحاظ داخلي و بين المللي كشور را در وضعيت حساس و پرخطري قرار داده است كه از يك سو در داخل با قرار گرفتن اصولگرايان بر مسند قوهي اجرايي، شاهد مشكلاتي از قبيل عزل و نصبهاي سليقهيي، جناحي و در برخي موارد مبتني بر روابط خانوادگي هستيم و از سوي ديگر بنا بر لجاجتهاي شخصي وزارتخانهي حساسي چون وزارت نفت كه پيشتر قرار بود درآمد حاصل از آن، سفرهها را رنگين سازد، تاكنون از عدم حضور وزير بر مسند وزارت رنج ميبرد».
اين بيانيه ميافزايد: «دولت در تغيير و جايگزيني بسياري از وزيران چنان راه سليقه پيموده كه فرياد از اصولگرايان نيز برخاسته است، كه نمونهي اخير آن انتصاب رياست دانشگاه تهران است كه نه بر مبناي انتخاب هيات علمي دانشگاه، بلكه صرفا بنا بر تشخيص وزير علوم صورت گرفت، اين در حاليست كه به دليل فضاي فرهنگي ايجاد شده توسط دولت جديد كه بازگشت به وضعيتي به مراتب بدتر از شرايط پيشين از دوم خرداد ۷۶ است، دانشگاهها رفته رفته از مهرههاي علمي و ارزشمند تهي شده و اساتيد آن مجبور به ترك خاك وطن ميشوند و به جاي آنان ديگراني حتي بدون مدرك دانشگاهي به رياست دانشگاهها ميرسند».
در ادامهي اين بيانيه ابراز عقيده شده است: «همزمان با دولتي شدن عرصهي فرهنگ سياسي به بهانهي ارزشي شدن، عرصه بر هنرمندان، انديشمندان و متفكرين مستقل كه مناسبتي با حاكميت ندارند، تنگتر ميشود».
انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه رازي كرمانشاه در ادامه با بيان اين كه انقلابي بودن به معناي منزوي بودن در عرصهي جهاني نيست ميافزايد: « برداشتهاي تند، افراطي و سليقهيي از آرمانهاي انقلابي كه البته اصالت آن مورد تاييد همهي ماست، رفته رفته به كمرنگ شدن ارتباطات بينالمللي ايران ميانجامد و تلاشهاي دولت اصلاحات در جهت ايجاد رابطه و گفتوگو با كشورهاي جهان و به ويژه كشورهاي پيشرفته مضمحل ميشود.».
در بند ديگري از اين بيانيه در خواست آزادي فعالان سياسي و روزنامه نگاران بيان و اين خواستهي مبتني بر رافت و رحمت اسلامي دانسته شده است.
نويسندگان اين بيانيه خواستار اجرايي شدن دستور رييس قوهي قضاييه در مورد آزادي كليهي دانشجويان زنداني شده و تصريح كردهاند: «با وجود تاكيد صريح رياست قوهي قضاييه مبني بر آزادي ۲۰ دانشجوي زنداني، هنوز جنبهي اجرايي پيدا نكرده است».
اين بيانيه ميافزايد: «در شرايط حساس و تاريخي كنوني كه فضاي سياسي كشور يكدست شده، جنبش دانشجويي در وضعيت ويژهاي به سر ميبرد؛ از يك سو با توجه به محدوديتهاي موجود در مسير فعاليتهاي سياسي رويكرد جنبش بايد به سوي مسائل صنفي و اجتماعي دانشگاه باشد كه بيشتر به دليل سياسي شدن فضاي دانشگاهها كمتر بدانها پرداخته شده بود و اكنون بهترين فرصت براي باز طرح آن به نظر ميآيد و از سوي ديگر نبايد فراموش كرد كه شرايط فعلي كشور و قواي يكدست، نقد سياسي جنبش مستقلي چون جنبش دانشجويي را در جهت ارزيابي اقدامات خود نيازمند است و جنبش دانشجويي نبايد به دليل بالارفتن هزينهي اظهار نظر سياسي، رسالت تاريخي، اجتماعي خود را از خاطر ببرد».
در پايان اين بيانيه با اشاره به شرايط فعلي كشور خطاب به دانشجويان آمده: «در شرايط فعلي كه سرزمين ايران به گوناگوني تهديدات مواجه است و يك حركت اشتباه و تاكتيك غلط ميتواند لطمات سنگيني به كيان ما وارد سازد، انفعال و بي تفاوتي نسبت به امور جاري كشور خيانت به تاريخ و آينده خواهد بود و پشت كردن دانشگاه به مسائل كشور و پشت كردن به مردم ايران خواهد بود».








۱۰:۱۳ ق.ظ در ۲۱م آذر ۱۳۸۴
گزارش خوبی بود اظهار نظر خواهم کرد احتمالن
۱۰:۲۳ ق.ظ در ۲۲م آذر ۱۳۸۴
salam;
ta be emrooz az site shoma estefade mikardam vali moteasefane be dalile mashghaleie ziad forsate didane inja dast nadade bood.alane daram mibinam va estefade mikonam.
amma bishtar be khatere site moteshakeram chon dar besiary az zamine ha baraie man kargosha boode.mamnoon