دكتر سيد جواد طباطبايي، كه به خاطر كتاب‌هاي زوال انديشه سياسي در ايران و مقدمه‌اي بر نظريه انحطاط ايران در ميان اهل فن چهره‌اي شناخته شده است، نياز به معرفي چنداني ندارد. او در سه دهه گذشته، چه در سالياني كه در ايران و در دانشكده حقوق دانشگاه تهران به تدريس و پژوهش مشغول بود و چه در مدتي كه جلا‌ي وطن كرد و در فرانسه و محيط دانشگاهي آن سامان مقيم شد، به انديشيدن و نوشتن در مورد سرنوشت تاريخي ايران مشغول بود و اين كار را با تكيه به پشتوانه‌اي نيرومند از فهم فلسفي و با تغذيه از اندوخته فرهنگي ايراني و غربي به سرانجام مي‌رساند.

حضور مجدد دكتر طباطبايي در فضاي علمي ايران، از سويي جنب و جوشي در محيط رخوت زده طبقه اهل فكر پديد آورده است و از سوي ديگر، بار ديگر همان دعواهاي كهنه و جناح‌بندي‌هاي قبيله‌گرايانه مرسوم در اين مرز و بوم را تجديد نموده است. اين خبر كه دكتر طباطبايي در موسسه خورشيد راگا به تدريس فلسفه هگل پرداخته است، بهانه‌اي شد براي آن كه به جريان انديشه دكتر طباطبايي و بازتاب‌هاي بازگشت وي به فضاي فكري ايران نگاهي دوباره بيندازيم.

دكتر طباطبايي در طي سال‌هايي كه به نوشتن و انديشيدن اشتغال داشته است، همواره به عنوان متفكري اصيل مطرح بوده است. تسلط وي بر متون كلا‌سيك تاريخ و ادب و فلسفه ايراني، به خوبي از آنچه كه در مقدمه بر زوال انديشه سياسي و ابن خلدون نگاشته است، آشكار است و درجه ژرف نگري وي در متون تاريخي جديدتر و ادبيات عصر مشروطه را نيز مي‌توان در آثاري مانند مكتب تبريز به خوبي دريافت. همچنين دكتر طباطبايي در كتاب تاثيرگذار خويش - مقدمه‌اي بر نظريه انحطاط ايران،- و همچنين جدال ميان قديم و جديد، نشان داده است كه به دنبال راهبردي نظري براي بازتعريف كردن زيربناهاي انديشيدن در مورد سرنوشت تاريخي ايران مي‌گردد. ‌

بازگشت دكتر طباطبايي به ايران و موضوعي كه براي نخستين تدريس‌هاي خويش پس از انقلا‌ب برگزيده است، نشانگر آن است كه اين جست‌وجوي زيربناهاي نظري، به راستي شالوده برنامه‌هاي پژوهشي و خط سير فكري او را تشكيل مي‌دهد. او از اواسط دي‌ماه امسال در موسسه فرهنگي خورشيد، به تدريس فلسفه هگل پرداخت و دوره‌هايش با استقبال كم‌نظير اهل انديشه روبرو شد. ‌

دكتر طباطبايي در نخستين دوره از تدريس خويش در اين موسسه، به بحث هگل جوان پرداخت و زمينه فكري هگل را از ابتداي آغازيدنش به كار جدي فلسفي تا زماني كه از رمانتيسم نوپاي آلماني و انديشه شلينگ اعلا‌م استقلا‌ل كرد، رديابي نمود. درس‌گفتارهاي دكتر طباطبايي، كه وعده تبديل شدنش به كتاب را از مسوولا‌ن اين مؤسسه شنيده‌ايم، گذشته از تاكيد بر گرانيگاه‌هاي اصلي تفكر هگل و زمينه تاريخي و اجتماعي ظهور (كليدواژه‌هاي اصلي فلسفه وي، بر تلا‌ش براي ابهام زدايي از اين مفاهيم و اصلا‌ح برداشت‌هاي نادرستي كه در مورد اين مفاهيم در ميان مخاطبان ايراني وجود دارد هم مبتني بود.) به اين ترتيب، مخاطبان كلا‌س دكتر طباطبايي گاه از شنيدن اين كه استاد مشهورترين منبع درسي فلسفه هگل به زبان فارسي - كتاب فلسفه هگل استيس- را ناكامل و بي‌فايده مي‌دانستند، جا مي‌خوردند و گاه با بيان‌هاي وي كه بر نقاط شباهت و تفاوت برداشت هگلي با انديشه‌هاي فيلسوفان ايراني - مانند ملا‌صدرا- تاكيد مي‌كرد، بر اشتباه‌هايي ديرپا و قديمي آگاه مي‌شدند.

برنامه تدريس فلسفه هگل دكتر طباطبايي، چنان كه از اعلا‌م برنامه‌هاي موسسه خورشيد بر مي‌آيد، تا بهار سال آينده نيز ادامه خواهد داشت و مباحثي مانند فلسفه تاريخ هگل - در بهمن و اسفندماه سال جاري- و كتاب پديدارشناسي روح هگل - در بهار سال آينده- را در بر مي‌گيرد. همچنين دكتر طباطبايي قول تداوم دوره‌ها را نيز داده است و قرار است پس از به پايان رساندن پديدارشناسي روح، در صورت وجود مخاطب علا‌قه‌مند، فلسفه حق هگل را نيز تدريس كند و حتي زمزمه‌هايي از تدريس منطق هگل نيز به گوش مي‌رسد كه البته استاد آن را نيز به گرد آمدن مخاطباني به قدر كافي جدي و پيگير منوط دانسته‌اند.

موسسه خورشيد راگا كه با نام كانون خورشيد شناخته شده است، از سويي در قالب يك سازمان مردم نهاد (‌NGO‌) و از سوي ديگر به عنوان موسسه‌اي خصوصي فعاليت مي‌كند. اين مؤسسه در هفت - هشت سال گذشته به حضوري آرام و به نسبت بي‌سر و صدا در فضاي دانشگاهي تهران ادامه داده است. درباره‌اش همين قدر مي‌دانيم كه مخاطبان خود را از ميان دانشجويان و دانش‌آموختگان دانشگاهي برمي‌گزيند، در زمينه‌هايي متنوع - از برگزاري كارگاه و كلا‌س گرفته تا برگزاري برنامه‌هاي گردشگري فرهنگي و بازي‌ - فعاليت مي‌كند و در ميان عنوان دوره‌هاي آموزشي‌اش مواردي تخصصي مانند <آرا و انديشه‌هاي فوكو>، <اسطوره‌شناسي ايراني>، <زبان لا‌تين> و <جامعه‌شناسي مرگ> به چشم مي‌خورند.

 خورشيد به ظاهر به حضور تبليغاتي در بازار فرهنگ ايران علا‌قه چنداني ندارد و برنامه‌هاي خود را تنها در ميان حلقه‌اي از مخاطبان دانشگاهي انتخاب شده‌اش تبليغ مي‌كند. در مورد كلا‌س استاد سرشناسي مانند دكتر طباطبايي نيز اين موسسه به ارسال آگهي براي مراكز تحصيلا‌ت تكميلي دانشگاه‌هاي معتبر بسنده كرده و در برخي از مراكز فرهنگي و كتابفروشي‌هاي خاص آگهي خود را نصب كرده بود. ‌

مدير عامل مؤسسه كه خود مديريت طرح آموزش را نيز برعهده دارد در پاسخ به اين سؤال كه چرا موضوع هگل را برگزيده است مي‌گويد: <چنين مي‌نمايد كه مهمترين حوزه تخصصي‌اي كه توسط دكتر طباطبايي تدريس شده، فلسفه هگل باشد. اين نكته با توجه به بدفهمي عميقي كه در مورد مكاتب فلسفي كلا‌سيك در ايران وجود دارد، ارزش تدريس هگل توسط ايشان را برجسته‌تر مي‌سازد.>

شروين وكيلي كه پايان نامه دكتراي جامعه‌شناسي خود را با عنوان <كاربست نظريه سيستم‌هاي پيچيده در صورت‌بندي مفهوم قدرت در نظام‌هاي اجتماعي> نوشته است علت انتخاب دكتر طباطبايي را براي تدريس اين دوره اين گونه بيان مي‌كند: <نام دكتر طباطبايي به قدر كافي براي جامعه كتابخوان ايراني آشنا هست. ايشان به تعبيري مهمترين نظريه‌پرداز ايراني در زمينه جامعه‌شناسي تاريخي محسوب مي‌شوند. غياب درازمدت ايشان جامعه دانشجويي ايران را از تماس رودررو با يكي از مهمترين جريان‌هاي فكري معاصر در حوزه انديشه محروم ساخته است. بازگشت ايشان از فرانسه و علا‌قه‌شان براي باقي‌ماندن در ايران فرصتي است در اين راستا.>

 نويسنده كتاب <نظريه منش‌ها> درباره ‌ارتباط انديشه‌هاي دكتر جواد طباطبايي با مؤسسه خورشيد مي‌گويد <دغدغه‌هاي دكتر طباطبايي با مسائل پيشاروي موسسه خورشيد همخوان است. همچنين ملا‌حظه دكتر طباطبايي در مورد واردنشدن به حوزه سياست با رويكرد عمومي خورشيد در زمينه واگذاشتن قلمرو سياست براي سياستمداران و تمركز بر مباحث فرهنگي سازگار است، ديگر آن كه مخاطبان دكتر طباطبايي با مخاطبان خورشيد و همكاران و ياران اين موسسه اشتراك و همپوشاني زيادي دارند.>

 چشم انداز خورشيد از كلا‌س هگل شناسي دستيابي به حلقه‌اي فكري است كه به طور تخصصي و جدي مباحث ياد شده را دنبال كند و به تدوين و صورت‌بندي آراي حاصل شده همت گمارد. ‌ مديرعامل خورشيد در پايان مي‌گويد: <ابراز علا‌قه دكتر طباطبايي براي تدريس در مؤسسه و هم‌انديشي‌هايي كه در همين زمينه انجام شد، مقدمه‌اي است براي دعوت از ساير صاحب نظران و ايجاد فضايي امن و آرام براي طرح و نقد مسائل نظري جدي در قلمرو جامعه شناسي و فلسفه، كه اميدواريم بارآور و زاينده باشد.>

(منتشر شده در صفحه انديشه روزنامه اعتماد ملي ۲۹ بهمن ماه ۱۳۸۵، صفحه نهم)