با برگزاري نخستين كنفرانس اخلاق و اقتصاد، مجال ديگري براي اقتصاددانان باز شد تا به طرح نظرات خود بپردازند. اما آن چه اهميت اين كنفرانس را بيشتر مي كرد طرح مباحث مهم مرتبط با اقتصاد ايران در اين كنفرانس بود. به ويژه مفهوم عدالت اجتماعي كه در سالهاي اخير كليدواژه ي سخنان بسياري از تصميم گيران دولتي است توسط شركت كنندگان اين كنفرانس بررسي شد. دكتر فرشاد مؤمني عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي دراين باره گفت: هر سمت گيري معطوف به عدالت اجتماعي که ملاحظات کارآيي را در خود ادغام نکرده باشد محکوم به شکست است. وي افزود: اين بحث در خصوص عدالت و آزادي نيز مطرح است و بحث تئوريک در اين زمينه اين است که در چارچوب نگاه جديد، اخلاق نقش پل ارتباطي ميان اين ها را ايفا مي کند. ديگرعضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي نيز گفت: “با آزادي اقتصادي عدالت به وجود خواهد آمد و کساني که بدون داشتن دانش، دغدغه عدالت دارند، عدالت را به شعار و مجادلات بي ثمر تبديل مي کنند.”
گرچه اقتصاددانان بزرگ مكتب اتريش، به ويژه فردريك فون هايك در آثار سال ۱۹۸۸ و ۱۹۹۳ خود، بخش مهمي را به اخلاق و اقتصاد اختصاص داده اند اما دكتر عباس شاكري عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي در سخنان خود بر اينکه از دهه ۷۰ در تمامي حوزه‌هاي علوم انساني به بحث مستدلات اخلاقي و ارزش آنها بي توجهي شد، تأكيد كرد و گفت: اگر در موضوعات پژوهش‌هاي خود بحث اخلاق را در نظر بگيريم آن گاه پژوهش‌ها مفيد تر خواهند بود. وي با بيان اين مطلب افزود: اگر در حوزه اقتصادي، حوزه اخلاق بيشتر شود به لحاظ نظري و کاربردي استفاده بيشتري را از اين دانش خواهيم برد. عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي تصريح کرد: از اخلاق برداشت‌ها و تعاليم متفاوتي مي شود به طوري که از نظم اجتماعي تا فضيلت ها و هر چيزي که جنبه تجويزي در علوم رفتاري دارد از آن به عنوان اخلاق ياد مي شود. وي اذعان كرد: اقتصاد به شکلي که در حال حاضر مي آموزيم و تجربه مي کنيم به عنوان يکي از علوم اجتماعي است و جزو مصاديق علم به شمار مي رود ولي اخلاق در حوزه علوم فلسفي بررسي مي شود. عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي با بيان اين مطلب که اخلاق تکاليف و ارجحيت‌هاي خود را به نظام‌هاي اجتماعي ديکته مي کند، اظهار کرد: علم معرفت واقعيت‌ها و اخلاق معرفت و ارزش‌ها و فضيلت هاست. شاکري با بيان اينکه اخلاق به انتخاب قلمرو علوم کمک مي کند به طوري که حتي اخلاق مي تواند ملاک گزينش و معيارهاي اخلاقي باشد، تصريح کرد: مقدمات علمي و اخلاقي با همديگر نتايج اخلاقي مي دهند اما مقدمات علمي نتايج اخلاقي نمي دهند. وي با اشاره به اين که مطالبي که در علم اقتصاد وجود دارد از اقتصاددانان اوليه است به طوري که اين اقتصاد دانان جامعه شناس و فيلسوف بوده اند، گفت: فلسفه و علم دو روش مکمل شناخت هستند و بايد بين اين دو يک تعامل صحيح باشد خصوصا وقتي که اقتصاد يک حالت کمي داشته باشد. وي اذعان كرد: ابزارهاي قابل قبول توافق نظريه و اقتصاد را در اختيار نداريم و اخلاق مي تواند مطالعه را در نظريه ها تغيير دهد.

(منتشر شده در روزنامه تفاهم ۳۱ فروردين ۱۳۸۷)