1387 خرداد

بايگاني ماه خرداد ۱۳۸۷

توبه فرمایان

ديدن فيلم رسوايي مددی معاون دانشجویی دانشگاه زنجان گويا دیگر خبر شگفتی نيست، چه آنکه در ماههاي اخير از اينگونه ‏خبرها زياد شنيده ايم:‏
‎-‎‏ رسوايي فرمانده نيروي انتظامي استان تهران به روايتي با شش زن برهنه‏
‏- بازداشت اميري ، دبير ستاد انتخابات استانداري قزوين در ماشين خود با وضعي زننده‏
‏- رسوايي اخلاقي معاون وزارت علوم‏
‏- بازداشت يک استاد دانشگاه در دانشگاهي در گيلان
‏- تعرض يک مامور حراست دانشگاه سهند تبريز به يک دانشجوي دختر‏
‏- بازداشت خدادادي، نماينده ملکان استان آذربايجان غربي در مجلس هفتم، به اتهام جرايم اخلاقي
‏- بازداشت يک نماينده ديگر مجلس به اتهام تير اندازي و سوءاستفاده اخلاقي
‏- افشاي رسوايي اخلاقي رئيس دانشگاه علوم پزشکي شهرکرد‏

در باب این همه می خواستم بسیار بنویسم اما بهنود چیزی برای نوشتن نگذاشته، بخوانید. برای دوستانی هم که به دلیل فیلتر بودن سایت روز دسترسی به این نوشته ندارند متن کامل این نوشته و همچنین بیانیه دانشجویان کرمانشاه را درباره رسوایی اخلاقی معاونت دانشجویی دانشگاه زنجان در ادامه همین نوشته می آورم: ادامه… »

اینک دیگر چند دهه ای گذشته از زمانی که دو رویکرد عمومی پیش روی تصمیم گیران اقتصادی بود. دو رویکردی که یکی مبنا را بر افزایش اشتغال به هدف رشد اقتصادی می گذاشت و دیگری مبنا را بر کنترل تورم. به جز صف آرایی اقتصاددانان مکاتب گوناگون مانند کینزی ها و مکتب وین و شیکاگو در برابر هم، از علل تقابل این دو رویکرد، یکی هم این باور ابتدایی بود که دو متغیر تورم و اشتغال هم سو عمل می کنند. باوری که با منحنی فیلیپس نمایش داده می شد و همواره از نخستین آموزه های هر داشنجوی اقتصاد به حساب می آمد. ادامه… »

باغ خانوادگی مادرم، دوباغچه بود. نیمه بالایی درختان گیلاس و گوجه سبز و سیب قندک و سیب گلاب بود و نیمه پایینی انگور. انگور سیاه، که همه می گویند، برای ما انواع زیادی از انگور را شامل می شد که یک نوع آن انگور شانی بود در همان باغ و نوعی انگور سفید بود (بهتر بگویم سبز که کمی زرد می شد) و مهدی خانی نام داشت ( یا به گویش محلی “میتی خانی” ). انگور عسکری و کندری هم  آن درشت های ترد صورتی بود که من دوست داشتم. وقت بارگیری که می شد من با تیغ اره و اره (دست بالا پنج ساله شاید بودم) به جان شاخه های خشک و میخ های تن جعبه ها می افتادم که حکم بهترین بازی را برایم داشت و جعبه هایی از تخته ی تر و تازه که باید حسابی آبش می دادیم تا خوب خیس می خورد؛ بعد با برگ همان نوع انگور توی آن را، هم کف جعبه و هم دور جعبه، با برگ می پوشاندیم. انگورها را توی این ظرف دلنشین می چیدیم پُر، و روی آن را دوباره با برگ می پوشاندیم تا برود برای فروش. آن جعبه ها بویی داشت… ادامه… »



بايگاني با گاهشمار ميلادي

گاهشمار خورشيدي

خرداد ۱۳۸۷
ش ی د س چ پ ج
« اردیبهشت   تیر »
 ۱۲۳
۴۵۶۷۸۹۱۰
۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷
۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴
۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰۳۱