آبان ۱۳۸۷

لیبرالیسم

مکاتب فکری برجسته که دارای پیشینه تاریخی هستند، در طول حیاتشان دستخوش تغییر و تحولاتی گشته اند که نه تنها اجتناب ناپذیر، که بعضاً ضروری بوده است. در این میان لیبرالیسم نیز جدای از این قاعده نبوده و ضمن پذیرا شدن تغییرات نسبی، از سرزمینی تا سرزمین دیگر، با تفاوت برداشت روبرو بوده است. البته باید یاد آور شد که این تفاوت در نگاه آنقدر ریشه ای نیست که لیبرالهای ممالک گوناگون را نسبت به یکدیگر بیگانه کند.

متن پیش رو ترجمه ایست برگرفته از دایره المعارف استنفورد.

Continue… »

Statement of the Association of Iranian Journalists on the Suspension of Shahrvand Emrooz Journal and Cancellation of the License of Arjang Weekly

   The ninth article of the Constitution expresses that: In the Islamic Republic of Iran, the freedom, independence, unity, and territorial integrity of the country are inseparable from one another, and their preservation is the duty of the government and all individual citizens. No individual, group, or authority, has the right to infringe in the slightest way upon the political, cultural, economic, and military independence or the territorial integrity of Iran under the pretext of exercising freedom. Similarly, no authority has the right to abrogate legitimate freedoms, not even by enacting laws and regulations for that purpose, under the pretext of preserving the independence and territorial integrity of the country.

 Unfortunately despite these express statements, we often witness measures taken by some establishments, which are themselves supposed to be preserving the Constitution, its execution and defending the rights and citizen freedoms in particular for press and journalists. Their measures cannot be called anything but violating law and lack of adherence to legitimate freedom and citizen rights. Continuous suspension and license cancellation of the press have been among the measures and approaches taken in recent years.

 We postpone evaluation of the performance of the Press Supervisory Board in the ninth government  and since it has been dominated by a particular thought and political trend to a later time, but as we have mentioned in other cases, the approach of this Board toward the press is based on a pessimistic and restrictive viewpoint; and therefore suspension and cancellation of license of journals by this Board has turned into an ordinary event, and as a whole, the professional independence and job security of journalists have been endangered and journalists do not really know what they should do so that they would not be worried about the future of their career and their costs of living.
Are the members of the Press Supervisory Board uninformed about the attempts and troubles which are to be made in order that a journal finds its readers and journalists can run their families through producing news, reports, thoughts and information giving to society, while they are fulfilling their social duties and responsibilities? What would be the benefits of continuation of such trend for people and the political system?

 The interesting point is that all these restrictive measures against press and journalists are justified by the articles of Press law. This is while the same Law stresses that if Press Supervisory Board bans a journal, it should send the records to court for investigation within a week. This is the legal requirement which has never been observed by the said Board and what has been put into practice is the continuous suspension of journals and journalists’ losing jobs and apparently this Board is never accountable to these incidents and the incurred losses.

 The Association of Iranian Journalists has always invited the establishments which are related to press affairs and their authorities to observe the law and respect the legitimate freedom and citizen rights, in particular press freedom and information giving process. This is the only demand it has made but unfortunately in a tiring way and by continuous resorting to some legal articles, the freedom of press, professional independence and job security of journalists have been attacked and almost no space is left for free and independent journalistic activities. The Association of Iranian Journalists beilives that continuation of this trend is not in favour of the country, nation and the sovereignty since depriving the press of their supervisory power will lead to increase of corruption and dictatorship. Thus, we consider suspension of Shahrvand Emrooz and cancellation of the license of Arjang as illegal & incorrect and we ask the Press Supervisory Board to reconsider its decisions and adopt a more optimistic and freedom-seeking approach toward press.

گرچه انتساب اتهامات واهي به ليبرال ها و ليبراليسم همواره در كشور چپ زده ما بوده و گويا به اصل خدشه ناپذيري بدل گشته است، اما با توجه به شدت گيري اين اتهامات در روزهاي اخير و به ويژه اتهام شگفت ِ انتساب ليبرال ها به قوم گرايان و تجزيه طلبان پيشنهاد مي كنم نوشته گویا و مهم دوست عزیزم رشید اسماعیلی را حتماً بخوانید: http://www.mandegarha.blogfa.com/

در همین ارتباط، دوست عزيز ديگرم تیرداد بنکدار گرامی نیز مطلبی دارند که خواندن آن را پیشنهاد می کنم:

http://tirdadbonakdar.blogfa.com/post-۵۶.aspx

خرد، شناخت و آزادی

نگاهی به اندیشه های هایک

مسعود بُربُر

[اين نوشته در تارنگار اينك فلسفه، تارنگار ايران ليبراليسم، تارنگار بامدادخبر ، تارنگار نصور و در روزنامه دنياي اقتصاد با عنوان جاي خالي فيلسوف آزادي در روزگار هجمه به ليبراليسم منتشر شده است.]

فريدريش فون هايكلاپلاس، رياضيدان و فيلسوف فرانسوى، معتقد بود كه اگر كسى بتواند در يك لحظه مكانِ تمام اتمهاى عالم را بداند و نيروهاى بينشان را بشناسد، خواهد توانست تمام رخدادهاى گيتى را تا ابد پيش‏بينى كند. بدین سان تحويل گرايى، به دليل اين كه امكان بيان رياضى رخدادها را فراهم مى‏كرد، و مشاهده را به امرى دقيق و شفاف بدل مى‏نمود، خيلى زود در ميان دانشمندان محبوبيت يافت. به زودى قواعد ديگرى بر مبناى معادله‏ى مقدس تحويل‏گرايى -”(الف) چيزى نيست جز مجموعه‏ى (ب)ها”- تدوين شد. در تمام اين موارد، عناصر سازنده‏ى موضوع مورد بررسى در درجه‏ى اول اهميت بودند و روابط ميانشان به عنوان نظمى كه بر گيتى حاكم است، و نه ماهيتى مجزا، مورد بررسى قرار مى‏گرفت. خيلى زود دانشمندان متقاعد شدند كه “نور چيزى نيست جز مجموعه‏ى فوتون‏ها”، “ماده چيزى نيست جز مجموعه‏ى اتم‏ها”، “اتم چيزى نيست جز مجموعه‏ى الكترون‏ها و پروتون‏ها و نوترون‏ها”، و “جاندار چيزى نيست جز مجموعه‏ى سلول‏ها”، …

اين نگرش در نهايت به تصويرى ماشين‏واره از جهان منتهى شد. اين ماترياليسمِ مكانيكى براى ابداعات فنى و پيشرفت صنايع سودمند بود، چرا كه ماشين‏هاى قرن نوزدهمى با همين قواعدِ شفاف و ساده طرح‏ريزى و ساخته مى‏شدند. گزاره‏هاى مشهورِ “جامعه چيزى نيست جز طبقه‏هاى اقتصادى” و در نتيجه “تاريخ چيزى نيست جز كشمكش طبقاتى”، از دل همین نگرش برآمدند. كاميابى روش تحويل‏گرايانه تا ميانه‏ى قرن بيستم ادامه داشت. رشد صنعتى چشمگيرِ مبتنى بر تغيير دادنِ ماده‏ى خام، زير تأثير اين نگرش ممكن شد. كارخانه‏هاى عظيم قرن نوزدهمى و اوايل قرن بيستم، با بهره‏گيرى از اين اصول كار مى‏كردند. اما « آن چه محکم بود و استوار، دود شد و به هوا رفت. »

Continue… »

در هفته گذشته نمایندگان بخش خصوصی، اقتصاد ایران را بی دفاع خواندند و سالی سخت را پیش روی آن پیش بینی کردند؛ مقامات عالیرتبه نظام از ۳۰ سال دفاع پرقدرت از نظام اسلامی سخن راندند و فرمودند اظهار نظر علیه دولت مسئله ای نیست که خداوند از آن بگذرد؛ نشریه “شهروند امروز” به دليل غير واقعي جلوه دادن برخي اقدامات دولت توقیف شد؛ و نیروی انتظامی با برگزاری رزمایش امنیت، جریان کند ترافیک در قلب شهر تهران را درگیر گره های کورتر کرد و به دفاع از امنیت اخلاقی شهروندان پرداخت.

Continue… »

مهر:ارکستر موسیقی “کودکان ایران زمین” به سرپرستی “سودابه سالم” طی چهار روزهای ۱ ، ۸ ، ۱۵ و ۲۵ آذرماه بازی های اصیل ایرانی را در مجموعه فرهنگی -هنری آزادی اجرا می کنند.

سودابه سالم سرپرست گروه موسیقی “کودکان ایران زمین” با اعلام این خبر به خبرنگار مهر، گفت : در این اجرا ۱۰۰ کودک با سازهای کوبه ای ، موسیقی سنتی ، کلاسیک ، گروه کر، گروه نمایش و حرکات موزون بازی های ایرانی که نماد فرهنگ و جاری بودن روح ایرانی در این بازی های است را به روی صحنه خواهند برد.

وی در ادامه به بازی هایی که توسط کودکان در این اجرا انجام می شود اشاره کرد و گفت : “عمو زنجیرباف”،”کلاغ پر”،”اتل متل” و “گرگم و گله می برم ” از جمله بازی هایی هستند که بیانگر گوشه ای ازفرهنگ و تاریخ گذشته ما است که در این اجرا به روی صحنه می روند.

سرپرست گروه موسیقی “کودکان ایران زمین” در ادامه افزود : متاسفانه بسیاری از این بازی ها به خاطر اینکه به آنها توجه لازم نشده در حال فراموشی است  و خوشبختانه در این بازی های آوازی ما شاهد آموزش به کودک در زمینه اجتماعی شدن ، پیروی از قوانین ، ایفای نقش های گوناگون و نظم هستیم که در تمامی این بازی ها ریتم،ملودی و انواع دستگاههای موسیقی وجود دارد.

لازم به ذکر است پروانه رهروان نویسنده این مجموعه است که با همکاری سوسن مقصودلو وطوفان مهردادیان به روی صحنه می رود.

بیانیه انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران در باره توقیف نشریه « شهروند » و لغو امتیاز هفته نامه « ارژنگ »

هيئت نظارت استقلال حرفه‌اي و امنيت شغلي روزنامه نگاران را به خطر انداخته است

اصل نهم قانون اساسی صراحت دارد : « در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ آزادي‏ و استقلال‏ و وحدت‏ و تماميت‏ اراضي‏ كشور از يكديگر تفكيك‏ ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه‏ دولت‏ و آحاد ملت‏ است‏. هيچ‏ فرد يا گروه‏ يا مقامي‏ حق‏ ندارد به‏ نام‏ استفاده‏ از آزادي‏، به‏ استقلال‏ سياسي‏، فرهنگي‏، اقتصادي‏، نظامي‏ و تماميت‏ ارضي‏ ايران‏ كمترين‏ خدشه‏ اي‏ وارد كند و هيچ‏ مقامي‏ حق‏ ندارد به‏ نام‏ حفظ استقلال‏ و تماميت‏ ارضي‏ كشور آزاديهاي‏ مشروع‏ را، هر چند با وضع قوانين‏ و مقررات‏، سلب‏ كند. »

متاسفانه به رغم این صراحت هر از گاهی شاهد اقدامات و برخورد هایی از سوی برخی نهادها یی که خود باید پاسدار قانون اساسی و اجرای آن و دفاع از حقوق و آزادی های شهروندی و به ویژه مطبوعات و روزنامه نگاران باشند ، هستیم که جز عدول از اجرای قانون و پایبندی به آزادی های مشروع و حقوق شهروندی نامی برآن نمی توان نهاد که توقیف و لغو امتیاز سریالی مطبوعات در سال های اخیر در زمره اینگونه اقدامات و برخوردهاست.

بررسی و ارزیابی عملکرد هیات نظارت بر مطبوعات در دوره دولت نهم و از زمانی که بطورکامل در اختیار یک گرایش فکری و سیاسی قرار گرفته است را به فرصتی دیگر وا می نهیم اما همانگونه که در موارد دیگر نیز یادآور شده ایم نحوه نگاه و برخورد این هیات به مطبوعات متکی بر نگاهی بدبینانه و سخت گیرانه و تنگ نظرانه است و از اینرو توقیف و لغو امتیاز نشریات توسط این هیات به امری عادی تبدیل شده و بطور کلی استقلال حرفه ای و امنیت شغلی را در این حرفه به خطر انداخته است و روزنامه نگاران دیگر نمی دانند چه باید بکنند که نگران فردای کاری خود نباشند و با در بسته محل کار و تامین معاش خود روبرو نشوند ؟

آیا اعضای هیات نظارت بر مطبوعات بر این اندیشه نمی کنند که چه زحمات و تلاش هایی بکار بسته می شود تا یک نشریه بتواند مخاطب بیابد تا سر پا بماند و روزنامه نگاران از راه تولید خبر و گزارش و فکر و اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به جامعه ضمن انجام مسئولیت و رسالت اجتماعی خویش از این راه تامین معاش نمایند ؟ و اگر اندیشه می کنند پس چگونه است که به آسانی حکم توقیف و لغو امتیاز نشریات را صادر و عده ای روزنامه نگار را بیکار و خانه نشین می سازند؟ آیا از تداوم این روند چه سود و فائده ای نصیب مردم و نظام سیاسی می شود ؟

جالب آنکه تلاش می شود که همه این اقدامات سخت گیرانه نسبت به مطبوعات و روزنامه نگاران با مواد قانوني قانون مطبوعات ( والبته قبلا قانون اقدامات تامینی و تربیتی ) توجیه و اعلام شود و این در حالی است که همین قانون تاکید دارد که اگر هیات نظارت بر مطبوعات به توقیف نشریه ای مبادرت کرد باید ظرف یک هفته پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه ارسال نماید ، الزامی قانونی که تاکنون هرگز توسط این هیات رعایت نشده و تحقق نیافته است و در عمل تعطیلی دائمی نشریات توقیف شده و بیکاری روزنامه نگاران شاغل در آنها را در پی داشته است و ظاهرا این هیات هرگز خود را پاسخگوی بیکاری این افراد و همچنین خسارات ناشی از آن نمی داند.

“انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران ” همواره نهادهای مرتبط با مطبوعات و مسئولان دست اندرکار را به رعایت قانون و احترام به آزادی های مشروع و حقوق شهروندی و به ویژه آزادی مطبوعات و جریان اطلاع رسانی دعوت کرده است و مطالبه و خواسته ای بیش از این نداشته و ندارد اما متاسفانه در این سال ها و بطور مکرر و خستگی آور با استناد شکلی به برخی مواد قانونی آزادی مطبوعات و استقلال حرفه ای و امنیت شغلی روزنامه نگاران مورد حمله و خدشه واقع شده و تقریبا دیگر جایی برای فعالیت های آزاد و مستقل مطبوعاتی و قدرت مانور روزنامه نگاران باقی نگذاشته است و این نهاد تداوم این روند را به نفع کشور و ملت و نظام نمی داند چرا که وقتی قدرت نظارتی مطبوعات از آنها سلب شود جز افزایش فساد و استبداد و…چه حاصلی ببار می آید؟ ازاینرو انجمن توقیف نشریه « شهروند امروز » و لغو امتیاز هفته نامه « ارژنگ » را فاقد وجاهت قانونی دانسته و آنرا نادرست ارزیابی می نماید و از هیات نظارت بر مطبوعات خواستار تجدید نظر در اینگونه تصمیمات و نگاه خوشبینانه و آزادیخواهانه نسبت به مطبوعات هستیم .

خبر تكان دهنده زير را به لطف دوستاني كه پيوند نوشته زير را برايم فرستاده بودند خواندم. نمي دانم چه مي توان گفت. هنوز چندان نگذشته از زماني كه با امين عزيز هزار كيلومتر سفر رفتيم براي ديدن يكي از اين درختان.
خود بخوانيد:

Continue… »

ترافيك”آقا من از وزرا هر شب ده دقیقه ای ونکم، معطل ماشین هم بشوم آخرش بیست دقیقه است، اما امشب دو ساعت تمام در راه بودم.” ساعت ۱۶ تا ۲۰ دوشنبه شب، خیابان هاي تهران پراست از آدم های خیس ِ آبی که همه، حرف هایی مشابه همین دارند.

Continue… »

كارشناسان بارها و بارها ازخطرات فرارسيدن بحران مالي جهان به ايران ،‌ خالي بودن صندوق ارزي، كاهش قيمت نفت، كسري بودجه مكرر دولت، سقوط نظام بانكي، افزايش حجم نقدينگي و تورم،  افزايش بيكاري و افزايش روز افزون شكاف طبقاتي گفته بودند. احمدي نژاد از زيرپاگذاشتن احكام الهي در كشورهاي غربي سخن راند و از گرفتاري غربي ها در خودخواهی ها، چپاولگری ها و حرام خواری هایش گفت. او گفت:” اگر قطعه قطعه شوم از طرح بنگاه هاي زودبازده برنخواهم گشت”
از سوي ديگر  کسانی که تا چندماه پیش در رقابت های نفسگیر خرید عرضه های بلوکی اصل ۴۴ در بورس، ریال به ریال بر قیمت ها افزودند و رقبا را یکی پس از دیگری از میدان به در کردند تا بلوک های مدیریتی را با قیمت هایی گران تر از آن خود کنند، امروز زیان دیدگان بزرگ بازار سرمایه هستند و در همين شرايط ِ سقوط روزانه ۵۰۰ واحدي بورس تهران است كه رييس دولت نامه هايي براي اصلاح اقتصاد جهاني مي نويسد. Continue… »

13 آبان ۱۳آبان سالروز اشغال سفارت آمریکا در تهران است. این روز  سر منشاء بسیاری از گرفتاریها و مصیبت هایی است که از آن تاریخ به بعد گریبان مردم ایران را گرفت و نقطه آغاز انحرافی بسیار بزرگ در مسیر  سیاست خارجی ایران بود. انحرافی که آثار و نتایج آن بعد از گذشت سالها هنوز هم بر پیشانی این سرزمین خودنمایی می کند. آنچه امروزه به عنوان ” حماسه بزرگ”، اینگونه توسط حاکمیت اقتدارگرا و پوپولیستی ایران، گرامی داشته می شود و برایش دست افشانی می کنند، حادثه ای غم انگیز بود که نهال آن در کشتگاه مشترک “چپ استکبار ستیز ” و ” اسلام سیاسی”  تولید شد و در زمین جهل و هیجان کاشته شد. دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران بر خود لازم می دانند که ضمن یادآوری این روز مصیبت بار، نکاتی را در رابطه با آن متذکر شوند:

سیزده آبان و اتفاقات پس از آن و مهر تایید حکومت که بر تارک آن زده شد، سرآغازی شد برای حرکتهای ضد ملی و افراط گرایانه بعدی و تولید رادیکالیسم سیاسی در مناسبات ایران با جامعه جهانی. تحرکاتی که بعد از این حادثه از جانب نیروهای تندرو و خط امامی در عرصه سیاسی به وقوع پیوست، ایده و گفتمان خطرناک صدور انقلاب و تلاش برای عملی کردن آن که هنوز هم ادامه دارد، تخریب منافع بلندمدت ایران در منطقه و جهان به بهانه دفاع از محرومین و مستضعفین و اقدامات فراوان دیگری از این دست را اگر چه می توان در برهه هایی قبل از این حادثه رد یابی کرد، اما بدون شک عملی شدن و اوج گرفتن آنها را باید از نتایج عینی تسخیر سفارت آمریکا در تهران دانست.به عبارت ساده تر این حرکت، مشروعیت بخشیدن و تقدس گفتمانی افراطی و غیر معقول  بود که پس از گذشت سی سال هنوز هم در تکاپوی تخریب وجهه بین المللی و تاریخی ایران است.

این حادثه درس بسیار بزرگی برای نیروهای فعال در عرصه فکری و سیاسی ایران بود. نیروهایی که در حصاری از مدهای روشنفکرانه گرفتار شده و به جای ایفای نقش به اصطلاح تاریخی خود در هدایت توده ها، خود اسیر هیجانات توده ای و بی منطقی شدند که بعدها گریبانگیر آنها هم شد. تایید و پشتیبانی از این حادثه از جانب عده زیادی از نیروهای سیاسی و اپوزیسیون، نقطه تاریکی در کارنامه آنهاست که پاک شدن آن عمر نوح می خواهد و صبر ایوب. از طرفی بسیاری از افراد مرتبط با این حادثه که بعدها دچار دگردیسی عمیق فکری شدند، هنوز هم در تحلیل آن دست به توجیهات ضعیف و غیر قابل قبولی می زنند که تنها نتیجه آن بی اعتمادی مردم نسبت به آنان است. اگر چنانچه آقایان می گویند، این اتفاق در فضای سیاسی آن روزها غیر قابل اجتناب و گریز ناپذیر و حتی لازم بوده است، اما در صورت پذیرش این ایده، باید از حوادث مشابه آن در دیگر نقاط جهان نیز حمایت کرده و یا به راحتی آن را با توجه به شرایط حاکم بر کشورهایشان توجیه کنیم. از یاد نبریم حادثه کشته شدن دیپلماتهای ایرانی به دست طالبان در افغانستان را.

اکنون با گذشت نزدیک به سی سال از ۱۳ آبان ۵۸، همچنان دو ملت بزرگ و تاریخ ساز ایران و آمریکا از پیامدهای ناگوار آن واقعه متضرر هستند و امکان نزدیکی و تبادلات علمی و فرهنگی میان این دو به حداقل رسیده است.

ما دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های تهران، معتقدیم که در شرایط عادی و بدون وجود فضای سیاسی و ایدئولوژیک، ملت ایران بهترین دوست ملت امریکا در خاورمیانه خواهد بود. از این رو، اکنون می توان چنین استدلال کرد که بیشینه شدن منافع ملی ایران، به گونه ای واقع بینانه و نه از منظر تنگ ایدئولوژیک، مستلزم عادی سازی روابط دو کشور  است.

ايراني

چه مي توان گفت؟ چرا دولت شكايت نمي كند؟ چرا هيچ نهاد حقوق بشري و غير بشري كاري انجام نداده است؟ رسانه ها كجا بودند؟ جاي اين خبر در رسانه هاي ايران كجاست وقتي سيماي جمهوري اسلامي بيكار بودن دو جوان ۲۰ ساله آمريكايي را در بوق مي كند؟  اصلا چرا خود مسافران پذيرفته اند و چرا از همانجا برنگشته اند، سفر به دوبي چند مي ارزد؟ اينجا و اينجا بخوانيد اگر مي توانيد، نيانديشيد…
اين هم ايميل ديگري است كه برايم رسيده. آن را كه خوانديد اين را هم بخوانيد.

Continue… »

سفر به آشيانه عقاب

گازرخان

(اين نگاره از امين رضوي سوسن است)

راهي نيست. عادتمان شده كنار گوشمان را نبينيم. از آتشكده ري و نيايشگاه باستاني بي بي شهربانو كه يك قدمي تهران است گرفته تا الموت و رازميان و درياچه اوان كه اندك ساعتي راه مي طلبد. Continue… »

دولت مردان نهم، یکریز از پایان سرمایه داری سخن راندند، چپ گرایان، بحران اقتصادی جهان را فرزند خلف لیبرالیسم و نولیبرالیسم دانستند، مديران سازمان بورس اوراق بهادار از عدم تاثيرپذيري بورس تهران از بحران مالي جهان گفتند و هاشمی رفسنجانی پیش بینی کرد كه دامنه این بحران دیر یا زود به ایران نیز خواهد رسید. بورس تهران تنها در یک روز شاهد سقوط ۵۸۰ واحدی بود.

Continue… »

بايگاني با گاهشمار ميلادي

گاهشمار خورشيدي

آبان ۱۳۸۷
ش ی د س چ پ ج
« مهر   آذر »
 ۱۲۳
۴۵۶۷۸۹۱۰
۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷
۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴
۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰