ایرانیان امروزه شرایط دشوار اما تعیین كننده ای را تجربه می كنند. بهارِ گذشته شاید کمتر كسی باور می كرد كه انتخابات ریاست جمهوری و حوادث پس از آن، زمینه شكل گیری جنبشی را فراهم کند كه بدین سان مجدانه پیگیر مطالبات دموكراتیك، آزادی خواهانه و احقاق حقوق شهروندی ملت ایران باشد و علیرغم این همه سركوب، کشتار، زندان و شکنجه، استمرار و تداوم خود را در دوری از خشونت و مبارزات مسالمت آمیز ببیند.
در این میان مایه ی مباهات دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های ایران است كه همگام با جنبش سبز ایرانی، با افتخار هزینه ی این مقاومت در برابر استبداد را می پردازد. اینك درحالی قریب به ۸۰ روز از بازداشت اعضای این حلقه فكری، آقایان مهرداد بزرگ، احسان دولتشاه و سینا شكوهی، می گذرد که این سه نفر در طول این مدت تحت شکنجه های روحی و جسمی برای قبول اتهاماتی واهی و خیالی قرار داشته اند و از دسترسی وکیل آنها به پرونده جلوگیری به عمل آمده است. عضو دیگر گروه، رشید اسماعیلی در اصفهان به بند كشیده شده است؛ و بیش از ۴۰ روز است که خانواده های سورنا هاشمی و علیرضا فیروزی در انتظار شنیدن تنها خبری از فرزندانشان هستند بی آنكه از دستگاه های مسوول پاسخی دریافت کنند؛ و این بازداشت های مكرر و همچنین تهدیدهای گاه و بی گاه دیگر اعضایمان، در مقابل خون هایی که نداها، سهراب ها، اشکان ها و آرش ها در راه رسیدن به آزادی داده اند چه ناچیز است.
از سوی دیگر، با اعدام دو نفر از هموطنان مان (فارغ از تفاوت دیدگاههای سیاسی) و صدور حكم محاربه و اعدام برای تعدادی دیگر، به نظر می رسد كه موج سركوب وارد فاز جدیدی شده است تا با ارعاب و به كارگیری خشونت عریان، فواره جنبش سبز را فرو نشانند؛ گویی «خاوران» جدیدی در راه است اما حاشا از این خام اندیشی! چه این، خیال باطل اهالی استبداد است كه میتوانند با زندان و زنجیر و گلوله، هراسی بر دل ها بیفكنند و قفلی بر زبان ها!
ما دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های ایران، ضمن تأكید مجدد بر مواضع مان، به راه افتادن موج جدید اعدام ها در ایران را شدیداً محكوم می كنیم و آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و به ویژه اعضای دربند این گروه آقایان مهرداد بزرگ، احسان دولتشاه، سینا شكوهی، سورنا هاشمی و رشید اسماعیلی را خواستاریم.
جنبش سبز ملت ایران، بار دیگر و این بار در روز ۲۲ بهمن ماه با حضور گسترده در شهرها و خیابان های مختلف كشور، بغض فروخورده خود را با صدای بلند و با دست هایی خالی اما گره كرده بازگو خواهد كرد تا گواهی دیگر بر این سخن باشد كه با اعدام و ارعاب و خشونت نمی توان ملتی را از پیگیری مسالمت جویانه ی مطالباتش بازداشت و این گونه رنج ها و زخم ها، جنبش سبز را در مسیر پیش رو، مصمم تر خواهد ساخت.
باشد تا مستبدان بشنوند و دریابند.
دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های ایران
زمستان ۱۳۸۸







