نگاره: نه ابرها کنار می‌رفتند، نه صدایی از گله‌ی گوسفندان در هم خزیده بلند می‌شد. چوپان اما می‌خندید، به یاد خاطره‌ای، تنها تنها…The clouds were not going to leave, and there was no sound coming out from the interwined sheep herd, but the Sheppard laughed, remembering a memory, alone…

مسعود بُربُر یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶ ۰
نگاره:  نه ابرها کنار می‌رفتند، نه صدایی از گله‌ی گوسفندان در هم خزیده بلند می‌شد. چوپان اما می‌خندید، به یاد خاطره‌ای، تنها تنها…The clouds were not going to leave, and there was no sound coming out from the interwined sheep herd, but the Sheppard laughed, remembering a memory, alone…
Posted by | View Post | View Group

فرستادن دیدگاه »