نگاره: #پاییز سرانجام به #کوچه ما آمد، با خش خش برگی که #باد بر سنگفرش #پیاده‌رو می‌کشید، با هوهوی سرگردانی که همسرایی شاخه‌های #درختان را رهبری می‌کرد، و با مردی که بر جا ایستاده بود خیره به #زمین خیره به اکنونِ تهی از هر چیز، خیره به آزادی بی‌کرانه و بی‌معنا…

مسعود بُربُر جمعه ۵ آبان ۱۳۹۶ ۰
نگاره:  #پاییز سرانجام به #کوچه ما آمد، با خش خش برگی که #باد بر سنگفرش #پیاده‌رو می‌کشید، با هوهوی سرگردانی که همسرایی شاخه‌های #درختان را رهبری می‌کرد، و با مردی که بر جا ایستاده بود خیره به #زمین خیره به اکنونِ تهی از هر چیز، خیره به آزادی بی‌کرانه و بی‌معنا…
Posted by | View Post | View Group

فرستادن دیدگاه »