برخلاف آمریکا، اتحادیه اروپا هنوز به شرکتهای خود اجازه فعالیت در ایران را میدهد هرچند که کشورهای پیشتاز اتحادیه اروپا در تشدید فشار بر ایران به دلیل فعالیتهای هسته ای ، از واشنگتن حمایت میکنند.
به نوشته روزنامه وال استريت ژورنال، وزارت دارايي آمريكا به عنوان مقدمه اي براي تحريم بانك مركزي ايران در حال جمعآوري شواهدي در مورد كمك اين بانك به بانك هاي ايراني فعال در تامين مالي فعاليت هاي هسته اي است. این روزنامه به نقل از مقامهای مالی و اطلاعاتی ناشناس از سه کشور گزارش داد که تاثیر چنین اقدامی به میزان حمایت هم پیمانان آمریکا از این تلاش بستگی دارد. این روزنامه درباره ماهیت تحریمهای تحت بررسی توضیحی ارائه نداده، اما به این مسئله اشاره کرده که تحریمها به ویژه در صورتی که از سوی هم پیمانان آمریکا در اروپا و آسیا مورد حمایت قرار گیرد، می تواند تاثیر زیادی بر تجارت ایران داشته باشد. دنباله …
بر اساس گزارشي كه اداره بررسيهاي اقتصادي بانك مركزي از روند حركت قيمتها در ۹ ماهه امسال ارائه كرده است در ميان كشورهايي كه اطلاعات آنها منتشر شده، بالاترين نرخ تورم مربوط به ايران است. دنباله …
كارشناسان بورس شرايط بازار سهام را بسيار مناسب ارزيابي مي كنند. در حالي كه به اعتقاد برخي كارشناسان گزارش البرادعي درباره موضوع هسته اي ايران شاخص اعتماد سرمايه گزاران را افزايش خواهد داد برخي ديگر از كارشناسان مساله اصلي اين بازار را مسائل سياسي نمي دانند. دنباله …
رييس كل بانك مركزي، چالش اصلي نظام بانكي را عدم تعادل منابع و مصارف عنوان كرد و تحول آن را ضروري دانست.
طهماسب مظاهري صبح ديروز در نشست صبحانه با مسئولان اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن تهران، گفت : در نظام پولی و بانکی کشور هم اکنون با سیاستهای ناهماهنگ روبرو هستیم که باید در صدد رفع آن برآییم. چالش اصلی نظام بانکی ما این است که این نظام از عدم تعادل منابع و مصارف رنج می برد و به لحاظ توان خدمت دهی نیاز به تعهد ساختاری و رفتاری دارد که البته این امر شروع شده است.
وي با بيان اين كه پیاده سازی اصل ۴۴ قانون اساسی نیاز به دگرگونی در ساختار اقتصادی مملکت دارد گفت: نظام بانکی، صد درصد کنترل شده توسط دولت و با هیئت مدیره مشترک برای چند شرکت است که این به معنای حداقل رقابت است و ما از این نظام با هیئت مدیره مشترک کار خود را برای تحول آغاز کرده ایم. اما شروع یک حرکت جدی در این راستا مستلزم تسریع در برخی عملکردها است. دنباله …
هايك مي گويد: “بازار تنها روشي است كه در آن، بدون دخالت اجباري و خودسرانه ي قدرت،فعاليت ها با يكديگر هماهنگ مي شود. ” صنعت خودرو يك ششم تجارت جهاني را بخود اختصاص داده است. كشور ما با دارا بودن نيروي کار ارزان قيمت، دانش فني در بخش هايي از صنعت خودرو به ويژه قطعه سازي، خطوط توليد و تجهيزات موجود، انرژي ارزان و جايگاه جغرافيايي و بازارهاي منطقه اي که فاقد تکنولوژي خودرو هستند شرايطي بسيار مساعد براي اين صنعت مادر كه در رده ي تكنولوژي هاي متوسط طبقه بندي شده است دارد. با اين همه آن چه در اين صنعت پيش روي ماست عدم پاسخگويي توليد كننده در برابر كيفيت پايين، انحصاري بودن بازار، عدم حضور جدي در بازارهاي منطقه اي و جهاني و قيمت غيرقابل مقايسه با رقباست. دنباله …
پيچاپيچ، بسيار راه هاي نرفته، تو در تو، ناشناس، با خردك هاي دور ريختني و ديوارهاي خراب و سقف هاي فرو ريخته، درياهاي خشكيده و دالان هاي پنهان و راه پله هايي كه به هم راه ندارند و به پرتگاه ها مي رسند و بالكن ها و اشكوبه ها و تاق ها و رواق ها و كنگره ها. معماري در حجم، پير حاجات: من درون خودم راه مي روم. مي گردم… دنباله …
صد دروازه. اينجا پايتخت سرزمين پارتيان بوده است. ديوارها، از ميانشان گمانه ها، و در كنار شهر دژي ششصد هفتصدساله و دقيقن از ميان اندك بازمانده ي شهر دوهزار ساله خط راه آهن كشيده اند. قطاري اتفاقن مي گذرد بلند. دستم به دوربين مي رود و نمي گيرد. زمين زيرپايم درست و حسابي مي لرزد. اين همه جا براي عبور… در تپه ها به هروله بالا و پايين مي روم و قطار مي گذرد. دقايقي بعد قطارهايي كوچكتر، لوكوموتيو هايي، تو گويي تكه قطارهايي،باز مي گردد. انگار قطاري بزرگ به ايستگاه همين كنار مي رود، رنده مي شود، ريز ريز بر مي گردد.
آن سو تَرَك نيساني – طبعن آبي رنگ! – در دورنماي پيش رويمان ايستاده و دو نفر با پشت خميده ميله اي را روي زمين مي كشند. دنبال چه مي گردند؟ زمين زير پايم مي لرزد…
نزديك يازده تصميم گرفتيم، دوازده و سي و هشت دقيقه وارد اتوبان كرج – تهران شديم، با پنجاه ليتر بنزين دبه اي ابتداي كار.
منم، با لادن و پويان. پويان Nightwish در گوشش و من چيزي و جنسي ديگر و لادن Da Vinci Code مي خواند. و پيش پاي من جامع التواريخ (فصلي كه به اسماعيليه اختصاص دارد)، خمسه نظامي، حافظ، شعر نو، و اطلس هاي راه و اماكن ديدني غنوده اند.
اكباتان، بلوك فلان، ورودي فلان، طبقه و شماره ي فلان، پويان مي خواهد كارت سوخت مادرش را تحويل بدهد و برويم. درامز راجر تيلور را نگه داشتم تا فلانهايش را بپرسم.
پويان رفته در كيسه خواب -۳۰ درجه ، لادن در كيسه خواب خودش، من هم. اتاقي آن طرف تر مهندسي از مرند، يكي ديگر از زنجان و ديگري از بابل كه در كارگاه شركت تدوين نيرو مشغولند. ساعت نمي دانم چند بعد از ظهر بود وقتي درب كاروانسراي شاه عباسي را بسته يافتيم و از لاي آجرهاي ريخته و در شكسته پشتي رد شديم. كاروانسرا با حجره هاي چهار سو، حوضي در وسط، پله هايي به چهار گوشه بالا و دوربينم كه مرتب عكس و فيلم مي گيرد، براي ثبت. آن چه در آن لحظه ي يگانه هست كه با عكسي و با هيچ جنس روايتي ديگر ثبت نمي شود. غير از آن هم / آن چه كه در عكس و فيلم و هر روايتي مي تواند بماند / آن هم كه اصن چيزي نيست، وجود ندارد. براي ثبت ِ چه؟