’ رسانه نگاري‘ :

این نوشته در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

رشید اسماعیلی سرانجام آزاد شد، بهزاد مهرانی را بردند

خبر ها تند و تیز و بهت آور بود. به ناگهان در یک نشستِ دوستانه ی  کتابخوانی ریخته بودند و بسیاری از دوستانمان را که اندیشه، همه ی آن چه می خواستند بود و اندیشه شان همه آزادی بود به بند برده بودند. چندی نگذشت که رشید هم رفت.

صبح و شبمان شد همین که تا خبر آزادی کسانی می آمد ببینیم نام آشنایی هم هست یا نه؟ و بسیاری که آزاد شدند رشید هنوز دربند بود و صبح وشبمان همین بود که ببینیم این بار که کسانی آزاد می شوند نام رشید هم در میانشان هست یا نه… و نبود.صبح و شبمان این شده بود که تا خبر آزادی دوستانی را می شنیدیم، بی فاصله ای خبر به بند رفتن دوستانی دیگر را بشنویم.

صبح و شبمان این شده بود که غم نوشته های عسل را و دل نگرانی هایش را ببینیم و در سکوت خود بپیچیم که هر چه اگر می کردیم سودی نداشت و شاید هم خطرساز بود برای عزیزی که دربند شده بود.

خبر را ناگهانی دیدم روی دیوار دوستی: رشید اسماعیلی آزاد شد.

این بار دیگر، بر خلاف همیشه که به هزار و یک منبع سر می کشیم و تماس از پی تماس می گیریم که صحت خبر را چک کنیم که خبر بی خود به کسی ندهیم و از اصول روزنامه نگاری حرفه ای سر نپیچیم،  هیچ سراغی از هیچ منبعی نگرفتم. این جمله را اگر در خواب هم می دیدم بی مکثی منتشرش می کردم و پیش از هر جای دیگر روی دیوار عسل می نوشتم که همین کار را هم کردم.

عسل خواب بود. عسل که صبح و شب چشم به راه آمدن خبر بود هنگامی که دوستانش از همه جا همین خبر را روی دیوارش می نوشتند خواب بود. نوشتم «قشنگ نیست همین که عسل که این همه منتظر این خبر بود حالا خواب باشد؟ حتما این بار دیگر خواب خوب می بیند تا بیدار شود و این همه تبریک و خوش خبری ببیند»

عکس هایی از رشید را هر جا که می شد باز مثل همیشه با اشک در چشم نگاه کردم اما این بار با اشک شادی.

چندی پیش نوشته بودم: سپیده دمان را دیدم که بر گرده ی اسبی سرکش بر دروازه ی افق به انتظار ایستاده بود. می خواستم تا مدتها همین نوشته ی دیوارم باشد، اما مگر می شود آزادی رشید اسماعیلی را جشن نگرفت و شادباش نگفت و به رقص نیامد با کلام و اشک شادی؟

——–

پی نوشت ۱: دقایقی قبل (غروب چهارشنبه)، سینا شکوهی عضو دیگر دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران نیز که بیش از صد روز را در بازداشت به سر برده بود، با قرار کفالت آزاد شد.

پی نوشت ۲: دقایقی از خواندن خبر آزادی رشید اسماعیلی، کیوان صمیمی، سینا شکوهی، پیمان عارف و  نوشین جعفری نگذشته  بود که خبر بازداشت بهزاد مهرانی را دیدم. گویی شادی برای ثانیه ای بیشتر نباید بر کلام و قلم ما رقص کند، مبادا که لهو و لعب باشد و طرب و غنا…

این نوشته در تاریخ ۱۴ بهمن ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

بیانیه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال در محکومیت ادامه بازداشت اعضای این گروه و موج جدید اعدام ها

ایرانیان امروزه شرایط دشوار اما تعیین كننده ای را تجربه می كنند. بهارِ گذشته شاید کمتر كسی باور می كرد كه انتخابات ریاست جمهوری و حوادث پس از آن، زمینه شكل گیری جنبشی را فراهم کند كه بدین سان مجدانه پیگیر مطالبات دموكراتیك، آزادی خواهانه و احقاق حقوق شهروندی ملت ایران باشد و علیرغم این همه سركوب، کشتار، زندان و شکنجه، استمرار و تداوم خود را در دوری از خشونت و مبارزات مسالمت آمیز ببیند.

در این میان مایه ی مباهات دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های ایران است كه همگام با جنبش سبز ایرانی، با افتخار هزینه ی این مقاومت در برابر استبداد را می پردازد. اینك درحالی قریب به ۸۰ روز از بازداشت اعضای این حلقه فكری، آقایان مهرداد بزرگ، احسان دولتشاه و سینا شكوهی، می گذرد که این سه نفر در طول این مدت تحت شکنجه های روحی و جسمی برای قبول اتهاماتی واهی و خیالی قرار داشته اند و از دسترسی وکیل آنها به پرونده جلوگیری به عمل آمده است. عضو دیگر گروه، رشید اسماعیلی در اصفهان به بند كشیده شده است؛ و بیش از ۴۰ روز است که خانواده های سورنا هاشمی و علیرضا فیروزی در انتظار شنیدن تنها خبری از فرزندانشان هستند بی آنكه از دستگاه های مسوول پاسخی دریافت کنند؛ و این بازداشت های مكرر و همچنین تهدیدهای گاه و بی گاه دیگر اعضایمان، در مقابل خون هایی که نداها، سهراب ها، اشکان ها و آرش ها در راه رسیدن به آزادی داده اند چه ناچیز است.
دنباله …

این نوشته در تاریخ ۰۳ آذر ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

همه هراسشان روشنا و آزادیست

پیش نوشت: فردا تولد علیرضا موسوی است و او خود در بند است. امشب به امید آزادی اش مرگ بر دبکتاتور را برای شبهای دیگر می گذاریم و شب تولدش را با “زنده باد آزادی” جشن می گیریم.

خبر بازداشت ها تکرار می شود و تکراری نمی شود وقتی بازداشت شدگان همه آنان باشند که بیش از همه به آزادی می اندیشند. این بار خبر، بازداشت دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال بود و پس از آنان ساسان آقایی. بدیهی هم هست که از هیچ کدامشان خبر روشنی در دست نیست و بی خبری مطلق است.آن دانشجویان و این روزنامه نگار را من آن قدر می شناسم که بگریم / بخندم اگر فرداروزی زبانم لال خبر محکومیتی  منتشر شود به “اقدام علیه امنیت ملی”، “اهانت به ساحت مقدس مقام معظم رهبری” ، “اهانت به مقدسات و نظام” ، “نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی” و دیگر چرندیات. مگر می شود خبر بازداشت اینان غمین و لرزانم نکند وقتی آن قدر می شناسم شان که بدانم همیشه، هماره، همه تلاششان این بوده که اندیشمندانی شایسته باشند. ساسان آقایی، علیرضا موسوی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، مهرداد بزرگ، سورنا هاشمی،  سینا شکوهی و البرز زاهدی را مردانی می شناسم که اندیشه ی آزاداندیششان را باید چراغی کرد در راه آزادی، نه شمعی که در بند کشید و به انتظار فوتی نشست برای بهانه ی خاموشی شان.بازداشت اینان ستهم است و لرزانم می کند اما شگفت زده ام نمی کند چرا که می دانیم سربازان دروغ و تاریکی همه هراسشان از روشنا و آزادیست.  می دانیم اشموغان چراغ آزادی را خاموش می خواهند و می دانیم که ما روشنایی همین چراغ را می خواهیم وقتی فریاد می کنیم زنده باد ساسان آقایی، علیرضا موسوی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، مهرداد بزرگ، سورنا هاشمی،  سینا شکوهی و البرز زاهدی.

این نوشته در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

خبر فوری: بازداشت دانشجویان لیبرال

بامدادخبر: نیروهای امنیتی با هجوم از قبل برنامه‌ریزی شده، دست کم هفت عضو دانشجویان و دانش‌ آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران را بازداشت کردند.

به گزارش بامدادخبر، نیروهای امنیتی عصر امروز(پنج شنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۸)، به منزل احسان دولتشاه، عضو دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران، هجوم برده و دست‌کم هفت عضو این گروه را بازداشت نمودند.مهرداد بزرگ، سورنا هاشمی، علیرضا موسوی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، سینا شکوهی و البرز زاهدی، شش نفری هستند که در این هجوم از پیش برنامه‌ریزی شده دستگیر شدند و احتمال دستگیری اعضای دیگر نیز می‌رود.

در این میان، دقایقی قبل، ماموران امنیتی، به همراه مهرداد بزرگ و سورنا هاشمی، به منزل این دو مراجعه کرده و اقدام به تفتیش منزل و لوازم شخصی آنها کرده‌اند.

اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال می‌گردد

این نوشته در تاریخ ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

جستاری در سرنوشت رازورزان مشروطه

“مردم نمی بایست در خیابانها در یکجایی گرد آیند. اگر کسانی نافرمانی نمودندی سپاهیان بایستی با شلیک تفنگ پراکنده شان گردانند. […] آنانکه با سپاه ستیزیدندی سپاهیان یارستندی آنانرا بزنند.”
امروز جارکشیدند که بازارها باز شود، و بازاریان از ترس فرمان بردند و بازارها را باز کردند. همه نشانه های مشروطه از میان برخاسته، نه روزنامه ای، نه انجمنی، نه گفتاری ولی کارها بسامان و آرامش پدیدار می بود.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۲۵ تیر ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اين صداي زباله است

گزارشی درباره زباله های کوهستان كه در نشريه زيگزاگ منتشر شده است

همهمه گردشگرانی که به کوه‌ های شمال تهران آمده اند، صدای شادی‌ هایشان، خواندن ‌هایشان و نفس زدن ‌هایشان همه جا می ‌آید. از میان این همهمه، صدای سوتی بلند می‌شود. گروهی پنج نفره، گرد چیزی ایستاده اند و در سوتشان می ‌دمند. توجه همه به سمت صدا جلب می ‌شود. روی سینه شان نوشته شده: «این صدای زباله است.»
 (ادامه مطلب را در زيگزاگ بخوانيد)

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۱۰ تیر ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

سوم تیرماه در تهران فرمانداری نظامی برپاگردید. لیاخوف بنیاد مشروطه را برانداخته بود

“چون آگاهی از این نافیروزی به لیاخوف رسید، فرمان داد دسته های دیگر قزاق که ۲۵۰ سواره و ۲۵ پیاده و ۴ توپ می بود، آهنگ مجلس کردند و در ساعت ۷ بود که این ها به جلو مجلس رسیدند. هم در زمان خود لیاخوف (به گفته براون با شش تن از سرکردگان روس با درشکه) به آن جا آمدند و لیاخوف میدان بهارستان و آن پیرامون ها را بازدید و به دستور او از چهار توپ یکی را در خیابان دروازه دولت، دیگری را در خیابان روبروی آن و سوم و چهارم را در خیابان شاه آباد نهادند و دهانه همه توپ ها را بسوی مجلس گردانیدند، و گرداگرد هر توپی دسته قزاق، از سواره و  پیاده جا دادند. پس از این کارها لیاخف (بدرشکه نشسته) بازگردید که بباغشاه رود و بشاه آگاهی برد.” […] یک فوج سربازان سیلاخوری همراه قزاقان می بودند که لیاخوف آن ها را بنگهداری درهای شرقی مسجد و مجلس و آن پیرامون ها گمارد.

[…]
مامانتوف می گوید: “گمان ایستادگی نمی رفت و از اینرو به قزاقان دستور تیراندازی داده نشده بود.”
[…]
قزاقان و سربازان نمیگذاردند کسی از مجلس بیرون رود. سپس سختگیری را بیشتر گردانیده کسی را بدرون هم راه نمی دادند ولی تا این هنگام کسانیکه آمدن می خواستند آمده بودند و ما از آنان نامهای بهبهانی و طباطبایی و حاجی امامجمعه خویی و حاجی میرزا ابراهیم آقا و مستشارالدوله و میرزا محمد صادق طباطبایی حکیم الملک را می شناسیم.[…] از آنسوی یکدسته از سران آزادی از جهانگیرخان و ملک المتکلمین و[…] خود درآنجا می بودند. با آن که بیشتر نمایندگان بیغیرتی نموده امروز به مجلس نیامدند باز در آنجا انبوهی می بود در بیرون نیز مردم هواخواهی بمجلس می نمودند و دسته هایی برای آمدن بمجلس آماده می شدند.
[…]
از آن سوی لیاخوف […] چون چگونگی را دید فرمان داد همه توپها از چپ و راست گلوله افشانی کنند و کسانی را بباغشاه دوانید تا توپهای دیگری نیز بیاورند.
[…]
بدین سان جنگ میرفت و در همان هنگام توپهای دیگر همچنان مجلس را بمباران می کردند و هرگونه ویرانی پدید می آوردند. نیمساعت به نیمروز جنگ بیکباره پایان پذیرفت.
[…]
مامانتوف می گوید:”در میدان جلو مجلس نزدیک بیست لاشه اسب افتاده بود. دریای خون موج می زد و هنوز بزمین فرو نرفته بود. […] یک مرده پهلوی قراولخانه افتاده، و از گیجگاه شکسته آن خون سرخ و سیاهی روان بود.
خانه هایی که نگهداران مجلس از آنها تیرانداخته بودند پرده غم انگیزی را نشان می داد. پاره دیوارها افتاده و پاره ای شکاف برداشته بود، یک شیشه در پنجره ها دیده نمی شد. درها از جا کنده شده پشت بامها از تکه های گلوله های سوزان و افشان سوراخ سوراخ شده بود.”
[…]
لیاخوف چون فیروز درآمده بنیاد مشروطه را برانداخته بود رشته همه کارها در دست او می بود. روز چهارشنبه سوم تیرماه در تهران فرمانداری نظامی برپاگردید. آگهی در این باره […] با دست لیاخوف نوشته شده و بچاپخانه رفته بود و امروز در شهر پراکنده گردید.
“مردم نمی بایست در خیابانها در یکجایی گرد آیند. اگر کسانی نافرمانی نمودندی سپاهیان بایستی با شلیک تفنگ پراکنده شان گردانند. […] آنانکه با سپاهیان ستیزیدندی سپاهیان یارستندی آنانرا بزنند.”
همه نشانه های مشروطه از میان برخاسته، نه روزنامه ای، نه انجمنی، نه گفتاری ولی کارها بسامان و آرامش پدیدار می بود. امروز جارکشیدند که بازارها باز شود، و بازاریان از ترس فرمان بردند و بازارها را باز کردند.

 

-تاریخ مشروطه ایران، جلد  دوم

این نوشته در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

جاودانه باد

زیباست، ستودنی ست، شگفت است، همی* با مردمانی که سکوتشان را که سرشار از ناگفته هاست در گام هاشان نگاشته اند و بر کاغذهاشان نوشته اند. سربازی هم که از همین تن و خاک، کناری ایستاده، همین ناگفته ها را خوانده که به سکوت می نگرد.
دیدم تکه پاره های کاغذ دریده ای را که بر زمین افتاده بود و این گام ها را آشوبگر می خواند، اما اینان بزرگ منش تر از آنند که پا بر دهان مخالفشان بگذراند، حتا اگر قاتل خویشان خود بدانندش. دور باد از چنین مردمی و چنین خاکی، دروغ و دشمن و خشکسالی؛ جاودانه باد این خاک، با همین آب و آتش و باد که در تنش جاری ست.

* “همی” به معنای با هم بودن در پارسی کاربرد دیرینه دارد که پیشینه اش را دست کم تا “اندرز بزرگمهر” می توان یافت.

این نوشته در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

ایران دوپاره (تحلیلی از درگیری های این روزها)

آنچه در ۲۵ خرداد اتفاق افتاد از بسیاری ابعاد تازگی داشت و از بسیاری جهات نیز یادآور تاریخ سی سال پیش بود. تاثیر این اجتماع عظیم مردمی بر آینده نزدیک ایران بسیار فراتر از آن است که در نظر نخست دیده می شود. می کوشم فهرست وار برخی نکات را بیاورم. از بس مساله زیاد است قادر به تفصیل نخواهم بود. امیدوارم با همفکری دوستان به گسترش بحث برسیم. این طرح بحث است:

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

کودتا شده است

دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران، در بیانیه ای خطاب به مهدی کروبی، اعتراض خود را نسبت به کودتای حزب پادگانی در این انتخابات اعلام کرده خواستار آن شدند تا کروبی به عنوان کاندیدای مورد حمایت این گروه در انتخابات ریاست جمهوری دهم، به عهدی که با ملت بسته پایبند باشد، سکوت نکند، به ملت ایران بپیوندد و با صدایی بلند و رسا نه به استبداد را هم در کریدورهای قدرت و هم در خیابان فریاد بزند که این تنها راه باقیمانده برای تغییر است.

جناب آقای کروبی کودتا شده است!

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

آوای انتخابات در خیابان های شهر

آماده شد، گزارشی که از سر و صدای انتخابات در خیابان های تهران گرفتم. عکس های آن را نیز به زودی همینجا می گذارم تا ببینید. همچنین جا دارد از لادن، محمدرضا، لیونا و سامان تشکر کنم. گزارش را با ابزار زیر بشنوید و یا فایل آن را از اینجا دریافت کنید. حجم فایل ۴.۵ مگابایت است.

این نوشته در تاریخ ۱۶ خرداد ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

احمدی نژاد؟ کرّوبی؟ میر حسین موسوی؟ یا مهاب قدس خدا آفرین؟

افشین اجلالی یکم) دوستانی که من را می شناسند می دانند که هیچوقت از بحث های سیاسی استقبال نکرده ام، چون معتقدم بحث سیاسی را باید آدم های سیاسی متخصص بکنند؛ مثل زمانی که می رفتیم بوفه دانشکده حقوق از آن چایی های تقریباً یک لیتری گنده کوروش می خوردیم و دانشجویان علوم سیاسی با هم صحبت می کردند و چه قدر ریز همه چیز را می شکافتند. موافق و مخالف دور یک میز می نشستند و
ساعت ها بدون این که اهانتی به طرف مقابل بکنند می گفتند و می شنیدند و می گفتند و باز می شنیدند. آخر سر هم دست در گردن هم می انداختند و می رفتند و این صحنه فردا و فردای فردا باز هم تکرار می شد. طبیعتاً غیر عادی است اگردو نفر جرّاح قلب در مورد سیستم ترمز ABS با هم خیلی تخصّصی صحبت کنند. بحث سیاسی کار آدم های سیاسی است.
دوم) هر کدام از ما آجری از بنای عظیم کشوری بزرگ هستیم که اگر در جای درست خود باشیم باعث پیشرفت و اگر در جای نا صحیح قرار گرفته باشیم چوبی در لای چرخ حرکت رو به جلوی بقیه خواهیم بود و این موضوع ربطی به این که چه کسی رئیس جمهور است و چه کسی نماینده مجلس و یا این که رئیس مجلس خبرگان کیست ندارد. آن آقا یا خانم کارمند شهرداری که مجوز ساخت طبقات اضافه بر روی یک بنای فرسوده را صادر می کند و باعث خلق فاجعه می شود کاری ندارد چه کسی در صدر دستگاه اجرایی کشور نشسته و چه کسی نماینده شورای شهر است؛ او کار خود را کرده، می کند و خواهد کرد و این چرخه همچنان ادامه خواهد داشت. اتّفاقاتی که در
لایه های پایینی جامعه ما می افتد مستقل از سیاست های کلّی کشور و همیشه در راستای اهداف و امیال شخصی کسانی است که دو سه روزی بر مسندی نشسته اند و می خواهند از ثانیه ثانیه این دو سه روز خود را و اگر علاقمند باشند نسل های آتی خود را مستفیض سازند و در این پروسه تصمیمی که توسط شخص اوّل اجرایی کشور گرفته می شود اصلاً اهمیت ندارد؛ نباید بی جهت برای این که چه کسی رئیس جمهور می شود حرص خورد. این ته جدولی ها هستند که در انجام هر کاری تصمیم آخر را می گیرند و در شرایط فعلی ما با آن یک رأیی که می دهیم تأثیر خاصّی روی این روند نخواهیم گذاشت  و فقط به یک وظیفه اجتماعی عمل می کنیم.
سوم) تعارفات رایج را کنار می گذارم و به عنوان یکی از نفرات همیشه برتر سمپاد (سازمان ملی پرورش استعداد های درخشان) تبریز، یک فارغ التحصیل دانشکده فنی دانشگاه تهران و کسی که در این مسابقه دانشگاه سازی و اختراع مدرک از یک دانشگاه دولتی (صنعتی سهند تبریز) مدرک فوق لیسانس گرفته، خود را نماینده طیفی از نخبگان و نوابغ کشور معرفی می کنم. بخشی از نخبگان کشور که من نماینده آنها نیستم الان از معتبر ترین دانشگاه های آمریکا تا دور افتاده ترین روستا های استرالیا و کانادا پراکنده اند. سایت Orkut که آخرش هم نفهمیدیم چرا فیلتر شد و به لطف فیلتر شکن ها هنوز هم می توان در آن ردپایی از دوستان قدیمی را پیدا کرد مدّتی است تغییرات جدید دوستان را هنگام Log in کردن عنوان می کند؛ مثلاً فلانی که Single بود Married شد و یا فلان کَس فیلم مورد
علاقه اش را از مارمولک به اخراجی های ۲ تغییر داد و إلی آخر. امّا هر بار که Log in می کنم جزو چند تغییر آخر که عمدتاً تعویض عکس و فیلم مورد علاقه و این طور چیز هاست، یک تغییر ثابت هم هست:
He (She) has changed his (her) country!
و به همین راحتی بخش عظیمی از هم کلاسی ها و هم دانشکده ای ها و هم محلّه ای های من گروه گروه از این کشور میروند. کجا؟ مهم نیست، چون نمی خواهند جای خاصّی بروند؛ فقط می خواهند از این کشور رفته باشند؛ مالزی، سنگاپور، بنگلادش، دَرِ پیت ترین
دانشگاه های ترکیه و خلاصه هر جایی که اینجا نباشد به عنوان یک مقصد انتخاب می شود.
آقایی که قرار است چند هفته دیگر رئیس جمهور بشوی، می دانی چرا آنها به این سرعت و با این کثرت فرار می کنند؟ چون تصمیمات جنابعالی و دیگر مقامات این کشور در خصوص رشد و بالندگی علمی و اقتصادی و امثالهم داخل همان اطاق جلساتتان باقی می ماند. بیرون از آن اطاق، خصوصی سازی یعنی مدیران دولتی کارخانه های دولتی را به طور خصوصی بین خودشان تقسیم  کنند و تا هزار سال دیگر جنس چینی مونتاژ  و سریال های کره ای وارد کنند. برای محقّقین و تحصیل کردگان در این چرخه واردات اجناس چینی و در عوض صدور جمع کثیری از نساء عفیفه به کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، جایی نیست و اگر جلوی این روند گرفته نشود روزهای فعلی شیرین ترین روزهایی است که سپری می کنیم.
چهارم) می رسیم به اینکه چرا من این متن را نوشتم. دوستانی که در سیستم پیمانکاری و نظارت فعّالیّت داشته اند می دانند که حقوق ناظرین بر اساس جدول ابلاغی سازمان برنامه و بودجه سابق پرداخت می شود. براساس مدرک، سابقه کار، محل خدمت و تخصّص های خاصِ ناظر، رقمی از جدول فوق به عنوان حقوق مشخص شده و کارفرما علاوه بر این مبلغ که باید به دست ناظر برسد مبلغی را به شرکت مشاور جهت تأمین سایر هزینه ها پرداخت می نماید؛ امّا بعضی از شرکت های مشاور (مثل شرکت معظّمی که سربرگ آن را در فایل jpg پیوست ملاحظه خواهید کرد) به این رقم قانع نشده و طی قرارداد جداگانه ای که با ناظر می بندند مبلغی بسیار کمتر از رقم واقعی را به او پرداخت کرده و بقیه پول را « هپلی» می کنند. این اشاره را داشته باشید تا بند ۵ را بهتر متوجه شوید.
پنجم) من بیش از سه سال در دستگاه نظارت مقیم سدّ خداآفرین (سدّی خاکی روی رود مرزی ارس در شمال آذربایجان شرقی) مشغول به کار بودم. بهمن ماه سال گذشته یادداشتی در خصوص دریافت ضریبهایی که باید به من تعلّق می گرفت و کارفرما آنها را پرداخت می کرد ولی به دست من نمی رسید (توضیح قضیه را در بند چهارم داده ام) به رئیس مستقیمم (سر ناظر پروژه) دادم. جوابی که به یادداشت من داده شد در فایل ۲.jpg قابل ملاحظه است. به طور خلاصه بر اساس قرارداد بسته شده تحت عنوان کارشناس دفتر فنی، حتّی اگر سرپرستم به من ارجاع کند که امشب باید با من همبستر شوی، من باید اطاعت کنم (گویا در شرح وظایف چنین قید شده است) و درخواست احقاق حقوق از سوی من تعبیر به زیاده خواهی و سوق کارگاه به سوی بی نظمی شده است. مشابه این اتفاق کتباً و شفاهاَ هر روز و هر ساعت در تمام گوشه و کنار این کشور در حال وقوع است و سوال من این است که آیا شخص اول اجرایی مملکت از چنین حوادثی آگاه است؟ و آیا تغییر یا عدم تغییر یک رئیس جمهور می تواند منجر به تغییر روند سرکوب و تحقیر نخبگان کشور شود؟ من یک رأی دارم و آن یک رأی را در صندوق خواهم انداخت، ولی آیا آن یک رأی و تمام «یک رأی» های دیگر تأثیری در بهبود زندگی من و افرادی با شرایط من  خواهند داشت؟
ششم) به خاطر اتّفاقات بعضاً به شدت خنده داری که پس از مکاتبات فوق افتاد من مجبور به تسویه حساب با آن کارگاه شده و به فاصله چند روز پس از خروج از شرکت معظّم مذکور در یک کارگاه خوب در شهر خودم و این بار در سیستم پیمانکاری مشغول به کار شدم. موضوع برای من ختم به خیر شد، امّا سوال من از آقایی که قرار است چند هفته بعد رئیس جمهور این کشور پهناور شود این است که آیا قرار است اتفاقات جدیدی رخ دهد؟ یا همین طور پیش خواهیم رفت و به زودی آخرین استخوانهایمان نیز زیر این فشارها خُرد خواهد شد؟ و آیا اصولاً انتخاب یک رئیس جمهور جدید به معنای ایجاد تغییرات و خلق فضایی جدید است؟ و آیا من مزایای این فضای جدید را حس خواهم کرد؟

از این که دوستانه جواب سوالات من را خواهید داد، متشکرم.

افشین اجلالی
خرداد سال ۱۳۸۸

(تصویر پیوست را بببینید و بخوانید. برای بزرگ تر دیدن تصویر می توانید روی آن کلیک کنید  و سپس گزینه Full Size را انتخاب کنید)

مهاب قدس

این نوشته در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

کابوس ستهم پس از انتخابات

چهار سال پیش در چنین روزهایی، نوشته بودم به مسافران اتوبوسی می مانیم که خلاص در سرازیری افتاده ایم و آن چه در انتخابات پیش رو برای ما مسافران مهم است تنها همین باشد که ترمز دستی نکشیم..راست این که، گمان می بردم بکشیم به خطا ترمز را محکم و به راستی هم کشیدیم و رفت آن چه در این سال ها بر سرمان رفت که رفت..این بار پس از چهار سال، با این گزینه ها، دلایل بسیار در نظرم بود تا کناری بنشینم و به ویژه از نامزد خاصی حمایت نکنم؛ تا این که از خویشی شنیدم که «شنیده ام که برای فلان نامزد تبلیغ می کنی در فیس بوک» و البته از این شنیده بسیار خوشنود هم بود.

باور داشتم که من نیز مانند هر شهروندی حق دارم، و نه تکلیف، که در تعیین سرنوشت خویش سهیم باشم و در فکر بودم که با این گزینه ها، از این حق، و نه تکلیف، استفاده کنم یا نه.

آن چه بدان رسیدم بماند چرا که رای شخصی من است و به کار کس نیاید، اما جز آن همین بود که تصمیم گرفتم گزارشی از انتخابات بگیرم که بماند و با تصویر و صدا رنگی هم به آن بدهم و بی طرف بمانم و حمایت و تبلیغ را به دیگران نهم و تصمیم گیری شان را نیز به خودشان واگذارم.

حالا اما به این ها بی شک چیز دیگری علاوه شده است. آن چه به روشنی از آن دفاع می کنم و تبلیغ و پیشنهاد آن به دیگران را انکار نخواهم کرد، نه حمایت از نامزد خاصی است و نه کناره گیری ( که البته این هر دو، حق قانونی هر شهروند و حق طبیعی هر آدمی از حیث آزاد بودنش است) اما ایران زمین را فاجعه ای در انتظار است که چند سالی هست تنها شمه ای از آن را چشیده ایم. وظیفه خود می دانم که در ستیز با این فاجعه به سهم خود نقشم را به بهترین شکل ممکن بازی کنم و بی خود بزرگ بینی یا تعصب و امر و نهی، دلسوزانه این را وظیفه هر ایرانی دیگر نیز می دانم.

از همین روست که تا انتخابات به سود هیچ نامزدی نخواهم نوشت اما هر چه بتوانم در ستیز با اشموغی[۱] که برای ایران زمین کابوسی ستهم[۲] را به بیضه نشسته است خواهم کرد، و با چشمانی نگران، خواهش می کنم، شما نیز چنین کنید. گرچه آدمی را همه حق و اختیار و آزادی است و قهر و جبر و تکلیفی در کار نیست، اما او را مسؤولیتی نیز هست.

—–

[۱]  اشموغان در استوره های ایرانی و متون کهن، دشمنان ایران زمین و سربازان دروغند و با جانورانی بد ریخت و بدقیافه تمثیل شده اند که از رده خزندگان و تخم گذارند.

 

[۲]  ستهم در متون پهلوی به معنای سهمگین، فجیع و نتیجه رفتار وقیحانه به کار رفته است و به ویژه آن را اینجا به کار بردم زیرا در بندهشن جایی که وظیفه یکی از دیوان را دوش پاتخشایی یعنی آوردن حکومت بد عنوان می کند، آن را با این واژه (ستهم) توصیف می کند.

این نوشته در تاریخ ۱۲ خرداد ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

فتوای آیت الله صانعی درباره انتخابات : رای به دروغگو حرام است

این متن به صورت پیامک به یکی از دوستانم رسیده است. در صورتی که صحت منبع آن تایید شود می توان آن را یکی از مهم ترین اخبار انتخابات این دوره دانست:

امروز اعلام می کنم حضور مردم پای صندوقهای رأی لازم عقلی است، ‌و رأی به کسی که ملت او را دروغگو می داند حرام است، حال که آقایان مصلحت نمی دانند این سخنان از صدا و سیما پخش شود، مانند دوران انقلاب که اطلاعیه ها توسط مردم پخش می شد،‌ باید این سخنان را بنویسید و تکثیر کنید. (آیت الله العظمی صانعی)

این نوشته در تاریخ ۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

مانیفست لیبرالیسم

مقدمه
پس از پنجاه سال غلبه گفتمان چپ بر سپهر سیاسی ایران كه نتایجی خسارت‌بار و گاه جبران‌ناپذیر نصیب ایران و ایرانیان كرد؛ لیبرالیسم، آن ققنوس خوشخوانی‏ست كه از زیر خاكستر، از پس ویرانه‏های چپ‏زدگی رخ می‏نماید و از جان‏های مشتاق آزادی دلربایی می‏كند. لیبرالیسم بر سه اصل فردیت، عقل و آزادی استوار شده‌است. در لیبرالیسم اصالت با فرد و آزادی او است و اداره‏ امور جامعه و مسئولیت هدایت بشر به ساحل آرامش و لذت، بر عهده‏ عقل نهاده شده‌است. آزادی برای ما هم هدف است، هم روش. آزادی مورد نظر ما دارای مرزبندی مشخص با هرج و مرج و بی‌بندوباری‏ست. آزادی برای ما اگر چه اصل است و هر گونه محدود كردن آن نیازمند استدلال‏های موجه، اما دامنه‏ آزادی تنها تا جایی گسترده می‏شود كه موجب تجاوز به حریم حقوق بنیادین انسان با معیار اعلامیه‌های جهانی حقوق بشر نشود. از سویی آزادی حق انسان است و از سوی دیگر همه‏ افراد انسانی نسبت به حقوق و آزادی‏های یكدیگر مكلف‌اند.
در جهان‌بینی لیبرال، انسان موجودی جویای لذت و خردمند است كه با تأكید بر تعقل قادر است به نحو مطلوب امور خویش را تمشیت كند. انسان تنها موجودی‏ست كه می‏تواند از طریق كنترل عقلانی امیال خود فرهنگ‌سازی كند و فرهنگ و تمدن مهم‏ترین فصل ممیز او با حیوانات است. با تكیه بر همین عقلانیت لیبرالی بوده‌است كه دستاوردهای شریفی چون دموكراسی و حقوق بشر، چشم‏اندازی جدید از زندگی را فرا روی انسان رهاشده از عصر برده‌داری و فئودالیته قرار داد.
ما ضمن پرهیز از اراده‌گرایی خام و با آگاهی نسبت به توانایی‏ها و محدودیت‌های نوع بشر، بر این باوریم كه می‏توان با تمسك به عمل‌گرایی لیبرال، كه خصوصیتی واقع‏بینانه دارد، بسیاری از ابعاد نامطلوب جامعه‏ ایرانی در سپهر اقتصاد، سیاست و فرهنگ را با تكیه بر ارزش‏ها و روش‌های لیبرالی اصلاح كرد و تغییر داد. درست همین پرهیز از اراده‌گرایی خام و غیر عقلانی ا‏ست كه لیبرال‏ها را از دروغ «مدینه‏ فاضله» و افسون «یوتوپیاگرایی» مصون می‏دارد. انسان نه اسیر تقدیر تاریخی ا‏ست و نه زندانی مشیتی فرا زمینی. از این رو لیبرالسیم به هیچ وجه انفعال و بی‌عملی را بر‌نمی‏تابد؛ عمل سیاسی مبتنی بر عقلانیت و محاسبه‏ فایده ـ هزینه را تأیید می‏كند اما افراط‌گرایی كور را رد می‏كند. تاریخ لیبرالیسم تاریخ مبارزه‌های باشكوه لیبرال‏ها با پادشاهی‌های مطلقه، كلیسای جبار، ارتجاع مذهبی، فاشیسم، استالینیسم و توتالیتاریسم است. لیبرال‏ها همواره در صف مقدم مبارزه برای تحقق حقوق اساسی آحاد انسان‏ها بوده‏اند. مبارزه با تبعیض نژادی و هر گونه آپارتاید، دفاع از برابری حقوق زن و مرد، بخشی دیگر از تاریخ پر افتخار مبارزات لیبرالی ا‏ست. همین مبارزه‏ عمل‌گرایانه و عقل‌محور است كه امروز لیبرالیسم را به بدیل ناگزیر انواع نظام‏های سیاسی‌ـ اقتصادی بسته و توتالتیر تبدیل كرده‌است. ما مصمم هستیم این مبارزه شریف را تا تحقق حقوق بشر و دموكراسی، به عنوان والاترین ارزش‏های لیبرالیسم ادامه دهیم و در این راه از فداكاری و پرداخت هزینه ابایی نداریم. به قول جان استیوارت میل، فیلسوف بزرگ لیبرال:« هر چند فقط در اوضاع و احوال بسیار ناقص جهان است كه هركس باید با فداكاری مطلق در مورد خوشبختی خود به خوشبختی دیگران یاری رساند؛ با این همه تا زمانی كه در این وضع ناقص قرار داریم ما با اعتقاد كامل اظهار می‌كنیم كه آمادگی برای چنین فداكاری، بزرگ‏ترین فضیلتی است كه می‏تواند در آدمی وجود داشته‌باشد.» ما در این راه دست یاری همه‏ آن‌هایی كه خود را هم‏فكر و هم‌راه ما در این مبارزه‏ خطیر می‏دانند به گرمی می‏فشاریم. این مانیفست در واقع مبین مبانی نظری مشترك كسانی خواهد بود كه ذیل پرچم لیبرالیسم به ایران و جهانی آبادتر، ثروتمندتر و آزادتر می‏اندیشند. جهانی مصون از تروریسم، دیكتاتوری، بنیادگرایی، خشونت، جهل و به دور از جلوه‏های خشن و غیر قابل تحمل فقر. ما از طریق این مانیفست، موضع نظری خود را به صورت شفاف پیرامون مقولات زیر به اطلاع همگان می‎رسانیم:

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۰۲ اردیبهشت ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

يک دادگاه تهران در سال ۱۳۲۹ حکم داد: انتقاد كردن، كار روزنامه نگار است

دکتر مظفر بقايي کرماني  

شعبه يكم دادگاه جنايي تهران كه به دادخوست ارتش دكتر مظفر بقايي كرماني را محاكمه مي كرد دوم ارديبهشت ۱۳۲۹ (۲۲ آوريل ۱۹۵۰) با صدور حكمي جالب، وي را از اتهام منتسبه تبرئه كرد. سه قاضي اين دادگاه در حكم خود نوشته بودند: مقاله مظفر بقايي در روزنامه شاهد كه در آن به ارتش اشاره رفته بود، اهانت به نيروهاي مسلح نبود بلكه يك انتقاد بود و چون راه حل نشان داده بود، پس؛ اين مقاله يك انتقاد سازنده بود و كار روزنامه نگار گفتن مسائل و ارائه راه حل است. اين نوشته، مقاله (نظر) بود و نه خبر كه حتي بشود ناشر را به تكذيب آن و يا دادن توضيح وادار كرد.
    ارتش در دادخواست خود، مقاله نگار (بقايي) را متهم به اهانت به نيروهاي مسلح و درنتيجه متزلزل ساختن صميميت افراد آن نسبت به فرماندهان ارشد كرده بود و خواستار مجازات او شده بود.
    ده سال بعد، رئيس شهرباني وقت (سپهبد نصيري) و اين بار از دستگاه قضايي ارتش خواست كه دكتر مظفر بقايي را به اتهام اهانت به شهرباني و سلب صمميمت افراد آن نسبت به كشور مجازات كند. اين بار، دستگاه قضايي ارتش بقايي را بازداشت و محكمه نظامي او را محكوم كرد. بقايي در سال ۱۳۳۹ در نطقي مطالبي درباره شهرباني گفته بود و ازجمله به تراشيدن غيرقانوني سر يك روزنامه نگار كرماني به دستور شخص سپهبد نصيري اشاره كرده بود. نصيري در سال ۱۳۵۷ و پس از پيروزي انقلاب اعدام شد.

(منبع)
    

این نوشته در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

بحران مالی و اسطوره‌های ضدنظام بازار

دکتر موسی غنی‌نژاد

بحران گسترده‌ای که اکنون سراسر بازار‌های مالی دنیا را فرا گرفته و موجب رکود فعالیت‌های اقتصادی در اغلب کشورهای جهان شده، موجی از بیکاری و معضلات اجتماعی را به همراه آورده و توجه رسانه‌های همگانی و افکار عمومی را به خود جلب کرده است.

براي توضیح این بحران و ارائه راه‌های برون‌رفت از آن، مسوولان سیا‌سی اغلب کشورهای ذی‌ربط روی یک موضوع تاکید می‌ورزند و آن ضرورت دخالت و نظارت بیش از پیش دولت‌ها در حوزه فعالیت‌های اقتصادی است.
احزاب چپ و راست حکومتی از انگلستان و آمریکا گرفته تا فرانسه و آلمان با رفع اتهام از خود انگشت اتهام رابه سوی بازار نشانه رفته‌اند و مدعی شده‌اند که سودجویی و بی‌بندوباری حاکم بر نظام بازار عامل اصلی به وجود آمدن این وضعیت اسفبار شده است. واضح است که براي توضیح پدیده پیچیده‌ای مانند بحران مالی، داوری‌های احساسی و شعارهای عوام‌فریبانه گرچه ممکن است افکار عمومی را موقتا قانع کند، اما به لحاظ علمی کاملا بی‌ارزش است و در عمل راه به جایی نمی‌برد. نکته جالب توجه اینجاست که هیچ یک از دستگاه‌های کارشناسی و تحقیقاتی عریض و طویل دولتی در آمریکا و دیگر کشورهای پیشرفته صنعتی نتوانسته بودند این بحران را پیش‌بینی کنند و اکنون نیز قادر به توضیح آن در یک چارچوب تئوریک منسجم نیستند.
نظریه‌های مربوط به بحران را به طور کلی شاید بتوان به سه گروه تقسیم کرد: دنباله …

این نوشته در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

خيريه هم مي‌تواند بر مبناي سود بنيان نهاده‌ شود

چگونه مي‌توان خيريه‌ها را اداره كرد؟

نویسنده: مت مندلسون
برگردان: مسعود بُربُر- مريم كاظمي
[اين نوشته درروزنامه دنياي اقتصاد نگاشته شده است.]بين سال‌‌هاي ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۲ در آمريكا، در مسابقات راهپيمايي و دوچرخه‌سواري كه يك بنگاه انتفاعي جمع آوري اعانه به نام «گروه پالوتا» سازمان دهي كرده بود، بيش از ۳۰۰‌‌ميليون دلار ‌براي بنيادهاي خيريه ايدز و سرطان سينه گردآوري شد.

 پس از آن كه در اگوست ۲۰۰۲، بنيادهاي خيريه تصميم گرفتند تا دست سرمایه دارانی را كه تا آن زمان از طریق آنها تغذیه مي‌‌‌شدند کوتاه کنند، ناگزير اين بنگاه لس آنجلسي نیز تعطيل شد و ۳۵۰ نفر از نيروي كارش اخراج شدند. مشکل آخر هم تصمیمي‌‌‌بود که توسط بنیاد محصولات آوون اتخاذ شد. این تصمیم به منظور راه‌اندازی یک راهپیمایی سه روزه برای سرطان سینه بود که توسط گروه پالوتا که توسط این بنیاد از دور خارج شد تکمیل شده بود.

پس از اینکه برخی از روزنامه‌‌ها در مورد پر هزینه بودن برنامه‌‌های پالوتا شروع به انتقاد نمودند، این انتقادات دیگر بنيادهاي خيريه را نیز برانگیخت. گله بنيادهاي خيريه معطوف به اين بود كه پالوتا يك بنگاه سودآور بوده و موسس آن، دان‌پالوتا، درآمدي بسيار بالاتر از حد رايج ، براي خود برداشت مي‌‌‌كند و با این کار اسم خیریه را خراب مي‌‌‌کند ، بنابراین باید این بنگاه تعطیل شود.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۱۱ فروردین ۱۳۸۸ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

پشت شیشه برف می آید

صبح برف آمد. یادم نیست این موقع سال تهران برف آمده باشد و برای خودم جالب بود آمدن برف یازدهم عید. گزارشکی تهیه کردم از روی هوس! که اینجا می توانید ببینید.

این نوشته در تاریخ ۲۸ اسفند ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

آینده سرمایه داری

[اين نوشته در روزنامه دنياي اقتصاد نگاشته شده است.]
نوشته:  هنری هزلیت  (فيلسوف و اقتصاددان معروف ليبرتارين كه درسال ۱۹۹۳ بدرود حيات گفت)
برگردان: مسعود بُربُر

هم اکنون چشم انداز پیش روی سرمایه داری، با امید فاصله بسیاری دارد. و این به خاطر نقائص ذاتی سرمایه داری به عنوان یک نظام نیست، بلکه بدان خاطر است که آن را با «شیطان بزرگ» و «بی عدالتی» یاد می کنند، یا،  شایستگی هایش که بسیار اندک درک شده اند. به همین دلیل است که دچار بدنامی، انسداد، و کارشکنی است و به آرامی به سوی مرگ هدایت می شود.اما پیش از آنکه درباره آینده احتمالی سرمایه داری بحث کنیم، باید ابتدا به روشنی بدانیم سرمایه داری دقیقا چیست؟ دنباله …

این نوشته در تاریخ ۲۱ بهمن ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

چرا “فلسفه علوم اجتماعی”

انسان و نمودار

 برگردان: مسعود بُربُر

(نگاشته شده در روزنامه دنياي اقتصاد  و تارنگار آفتاب)

فلسفه علوم اجتماعي، داراي موضوعي با اهميت اما نه چندان شناخته شده است. اين گرايش، بنيادي ترين پرسش ها را درباره امكان نگرش علمي به جهان اجتماعي مطرح مي كند: گستره و مرزهاي نگرش علمي به جامه كدام است؟ دستيابي به شناخت علمي از جامعه چه مولفه هايي را شامل مي شود؟ براي داوري ميان تبيين هاي گوناگون اجتماعي، چه معيارهايي مناسب تر است؟ فلسفه، هم مي تواند ما را در برساختن شاخه اي از دانش رهنمون شود، و هم مي تواند به مثابه يك معيار در مسير پيشبرد و گسترش آن شاخه، به خدمتمان درآيد. فلسفه طي يك دو قرن گذشته، در حوزه روشنفكري در هر دو كاروي‍ژه اش خدمت كرده است.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۲۸ دی ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: وعده های تازه برای سال آینده

(نگاشته شده در بامداد خبر)

هفته گذشته، سرشار از وعده های تازه دولتیان به مردم بود: کاهش حقوق کارمندان و بازنشستگان در سال آینده، گرانی ۴۰۰ درصدی  خدمات دولتی، کاهش بودجه عمرانی، نرخ دوگانه بیکاری و نامزدی احتمالی آقای وزیرکار برای ریاست دولت.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۰۹ دی ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: راه حلی برای صورت مسأله

طی هفته گذشته قیمت نفت ایران به زیر ۳۳ دلار رسید، اکونومیست تورم سال آینده ایران را ۲۸  درصد پیش بینی کرد، لبنیات، گوشت، میوه، و لوازم خانگی گران شد، هوای تهران ۵۴۹ نفر را به کام مرگ فرستاد، احمدی نژاد فرمان سوم محدودیت نرخ سود را ابلاغ کرد،  و نیروی انتظامی راه حل تازه ی حل مشکلات مردم را رونمایی کرد. اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی گفت در ادامه اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی علاوه بر سه گروه سازمان دهندگان مفاسد ، فاسدان و هنجارشکنان و گروه متظاهران به فساد، با روزنامه نگاران برخورد خواهد شد.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۰۳ دی ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: ریشه تمامی مشکلات

(نگاشته شده در ايران ليبراليسم )

در هفته ای که پارلمان بخش خصوصی وزیر اقتصاد را به میهمانی صبحانه دعوت کرده بود تا به پایش و پیگیری اصل ۴۴ و پرسش از کارنامه دولت در این حوزه بپردازند، مسوولان بورس با رییس دولت برای تعلیق خصوصی سازی به توافق رسیدند، شاخص بورس با  ۱۵۴ واحد افت، بیش از پیش در محدوده زیر ۹هزار واحد فرورفت، دولت درخواست کاهش ۶۰۰۰ میلیارد تومانی بودجه عمرانی را کرد، و قیمت نفت به ۳۳ دلار رسید.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۲۳ آذر ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: مردان حرف، مردان عمل

بانك مركزي با انتشار اطلاعيه‌اي در پايگاه اطلاع‌رساني خود، با اعلام اينكه جهت‌گيري اصلي بانك مركزي در سال ۸۶ و سال جاري، كنترل رشد نقدينگي براي مهار تورم بوده است، تصريح كرد كه چنين سياستي واجد اثرات تاخيري بر نرخ تورم است و كاهش شتاب تورم در ماه‌هاي اخير گواهي بر اين مدعا است. بنا به گزارش بانک مرکزی نرخ تورم آبان ماه سال ۸۷ نسبت به ماه مشابه سال قبل ۳/۲۸درصد اعلام شد که نسبت به رقم ۵/۲۹ درصدی مهرماه ۸۷ نسبت به مهر ۸۶، ۲/۱درصد کاهش یافت و تورم اندکی آرام گرفت. میزان تورم ۱۲ ماه منتهی به آبان ۸۷ نیز نسبت به ۱۲ ماه منتهی به آبان سال ۸۶ معادل ۲۵ درصد اعلام شد که نسبت به ۱۲ ماه منتهی به مهر ۸۷ که ۳/۲۴ درصد بود معادل ۷/۰ درصد افزایش یافته است.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۱۷ آذر ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: سخنانی که بدون پاسخ نماند

کارشناسنان اقتصاد، سقوط قیمت نفت به کف قیمت سه سال گذشته را برای کشورهایی که بودجه و اقتصادشان وابستگی بالایی به نفت دارد هشداری بسیار جدی دانستند و رییس دولت نهم پیش چشم میلیون ها ایرانی که به تماشای سیمای جمهوری اسلامی نشسته بودند گاه با لحنی عوامانه و گاه با ژستی کارشناسانه از همه مسائل اقتصادی پیش روی ایران و جهان سخن گفت و برای حل مسائل جهانی  اعلام آمادگی کرد، اما تقریبا هیچ یک از سخنانش هفته گذشته را بی پاسخ به پایان نرساندند.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۰۸ آذر ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: آماده باش برای عدالت انتخاباتی

طی هفته گذشته، خبرگزاری ها خبر از تدوین طرحی دادند که می توان آن را مخالفت صریح نمایندگان مجلس با اجرای طرح تحول اقتصادی دانست. در پي بالا گرفتن اختلاف نظرها بين دولت و مجلس اصولگرا درباره طرح تحول اقتصادي كه اوج آن جدال ‏رسانه‌اي حاميان احمدي‌نژاد با احمد توكلي بود، رسانه‌ها خبر دادند كه گروهي از نمايندگان عضو كميسيون ‏ويژه طرح تحول اقتصادي در حال تدوين طرحي هستند كه بر اساس آن دولت نهم تا قبل از انتخابات ‏رياست‌جمهوري از پرداخت نقدي يارانه‌ها منع مي‌شود. ‏این در حالی است که احمدی نژاد پیش از این تاکید کرده است اگر قطعه قطعه هم شود از این طرح باز نخواهد گشت.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۰۵ آذر ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: شمارش بی امان ضربه ها

در پایان هفته گذشته رییس پارلمان بخش خصوصی، سخن از تشكيل «كميته بحران» در اتاق‌هاي بازرگاني كشور براي حمايت از توليد  گفته و  تاکید کرده بود نباید اجازه دهيم تا تحريم‌هاي شديدتري صورت بگيرد و باید به سمتي برويم كه با برداشتن تحريم‌ها بتوانيم اهداف چشم‌انداز را تحقق بخشيم. تنها به فاصله دو روز معاون وزير خزانه‌داري آمريكا با اعلام اينكه بانك‌هاي ايراني به‌رغم تحريم‌هاي اعمال شده توسط شوراي امنيت در دبي مشغول به انجام فعاليت‌هاي مالي هستند، از مقامات خواست آنها را تحت نظارت بيشتر قرار دهند.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۰۲ آذر ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

پیشنهاد جالبی از یک هم وطن در مورد خلیج فارس

اين هم از پيغام هاي ديگري است كه دست به دست چرخيده و سرچشمه اش گم شده اما خواندني است

پیشنهاد جالبی از یک هم وطن در مورد خلیج فارس: سفارت امارات در تهران در خیابان ظفر واقع شده، با تغيير نام خيابان به ” خلیج فارس” امارات مجبور مي شود برای آدرس سفارتش از این اسم استفاده کند. در ضمن بخشنامه اي هم به پست بدهند که هر نامه ای به این آدرس بود، اگر ” خلیج فارس” را ننوشته باشد با ذکر علت به فرستنده ارجاع بدهند!

این نوشته در تاریخ ۳۰ آبان ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

لیبرالیسم

مکاتب فکری برجسته که دارای پیشینه تاریخی هستند، در طول حیاتشان دستخوش تغییر و تحولاتی گشته اند که نه تنها اجتناب ناپذیر، که بعضاً ضروری بوده است. در این میان لیبرالیسم نیز جدای از این قاعده نبوده و ضمن پذیرا شدن تغییرات نسبی، از سرزمینی تا سرزمین دیگر، با تفاوت برداشت روبرو بوده است. البته باید یاد آور شد که این تفاوت در نگاه آنقدر ریشه ای نیست که لیبرالهای ممالک گوناگون را نسبت به یکدیگر بیگانه کند.

متن پیش رو ترجمه ایست برگرفته از دایره المعارف استنفورد.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۲۸ آبان ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

بيانيه انجمن صنفي روزنامه نگاران درباره توقيف “شهروند امروز” و “ارژنگ” (انگليسي)

Statement of the Association of Iranian Journalists on the Suspension of Shahrvand Emrooz Journal and Cancellation of the License of Arjang Weekly

   The ninth article of the Constitution expresses that: In the Islamic Republic of Iran, the freedom, independence, unity, and territorial integrity of the country are inseparable from one another, and their preservation is the duty of the government and all individual citizens. No individual, group, or authority, has the right to infringe in the slightest way upon the political, cultural, economic, and military independence or the territorial integrity of Iran under the pretext of exercising freedom. Similarly, no authority has the right to abrogate legitimate freedoms, not even by enacting laws and regulations for that purpose, under the pretext of preserving the independence and territorial integrity of the country.

 Unfortunately despite these express statements, we often witness measures taken by some establishments, which are themselves supposed to be preserving the Constitution, its execution and defending the rights and citizen freedoms in particular for press and journalists. Their measures cannot be called anything but violating law and lack of adherence to legitimate freedom and citizen rights. Continuous suspension and license cancellation of the press have been among the measures and approaches taken in recent years.

 We postpone evaluation of the performance of the Press Supervisory Board in the ninth government  and since it has been dominated by a particular thought and political trend to a later time, but as we have mentioned in other cases, the approach of this Board toward the press is based on a pessimistic and restrictive viewpoint; and therefore suspension and cancellation of license of journals by this Board has turned into an ordinary event, and as a whole, the professional independence and job security of journalists have been endangered and journalists do not really know what they should do so that they would not be worried about the future of their career and their costs of living.
Are the members of the Press Supervisory Board uninformed about the attempts and troubles which are to be made in order that a journal finds its readers and journalists can run their families through producing news, reports, thoughts and information giving to society, while they are fulfilling their social duties and responsibilities? What would be the benefits of continuation of such trend for people and the political system?

 The interesting point is that all these restrictive measures against press and journalists are justified by the articles of Press law. This is while the same Law stresses that if Press Supervisory Board bans a journal, it should send the records to court for investigation within a week. This is the legal requirement which has never been observed by the said Board and what has been put into practice is the continuous suspension of journals and journalists’ losing jobs and apparently this Board is never accountable to these incidents and the incurred losses.

 The Association of Iranian Journalists has always invited the establishments which are related to press affairs and their authorities to observe the law and respect the legitimate freedom and citizen rights, in particular press freedom and information giving process. This is the only demand it has made but unfortunately in a tiring way and by continuous resorting to some legal articles, the freedom of press, professional independence and job security of journalists have been attacked and almost no space is left for free and independent journalistic activities. The Association of Iranian Journalists beilives that continuation of this trend is not in favour of the country, nation and the sovereignty since depriving the press of their supervisory power will lead to increase of corruption and dictatorship. Thus, we consider suspension of Shahrvand Emrooz and cancellation of the license of Arjang as illegal & incorrect and we ask the Press Supervisory Board to reconsider its decisions and adopt a more optimistic and freedom-seeking approach toward press.

این نوشته در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اعلام صريح خط كشي با قوم گرايان

گرچه انتساب اتهامات واهي به ليبرال ها و ليبراليسم همواره در كشور چپ زده ما بوده و گويا به اصل خدشه ناپذيري بدل گشته است، اما با توجه به شدت گيري اين اتهامات در روزهاي اخير و به ويژه اتهام شگفت ِ انتساب ليبرال ها به قوم گرايان و تجزيه طلبان پيشنهاد مي كنم نوشته گویا و مهم دوست عزیزم رشید اسماعیلی را حتماً بخوانید: http://www.mandegarha.blogfa.com/

در همین ارتباط، دوست عزيز ديگرم تیرداد بنکدار گرامی نیز مطلبی دارند که خواندن آن را پیشنهاد می کنم:

http://tirdadbonakdar.blogfa.com/post-۵۶.aspx

این نوشته در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

خرد، شناخت و آزادی: نگاهی به اندیشه های هایک

خرد، شناخت و آزادی

نگاهی به اندیشه های هایک

مسعود بُربُر

[اين نوشته در تارنگار آفتاب، تارنگار رستاک، تارنگار اينك فلسفه، تارنگار ايران ليبراليسم، تارنگار بامدادخبر ، تارنگار رازهزاره، تارنگار نصور و در روزنامه دنياي اقتصاد با عنوان “جاي خالي فيلسوف آزادي در روزگار هجمه به ليبراليسم” منتشر شده است.]

فريدريش فون هايكلاپلاس، رياضيدان و فيلسوف فرانسوى، معتقد بود كه اگر كسى بتواند در يك لحظه مكانِ تمام اتمهاى عالم را بداند و نيروهاى بينشان را بشناسد، خواهد توانست تمام رخدادهاى گيتى را تا ابد پيش‏بينى كند. بدین سان تحويل گرايى، به دليل اين كه امكان بيان رياضى رخدادها را فراهم مى‏كرد، و مشاهده را به امرى دقيق و شفاف بدل مى‏نمود، خيلى زود در ميان دانشمندان محبوبيت يافت. به زودى قواعد ديگرى بر مبناى معادله‏ى مقدس تحويل‏گرايى -”(الف) چيزى نيست جز مجموعه‏ى (ب)ها”- تدوين شد. در تمام اين موارد، عناصر سازنده‏ى موضوع مورد بررسى در درجه‏ى اول اهميت بودند و روابط ميانشان به عنوان نظمى كه بر گيتى حاكم است، و نه ماهيتى مجزا، مورد بررسى قرار مى‏گرفت. خيلى زود دانشمندان متقاعد شدند كه “نور چيزى نيست جز مجموعه‏ى فوتون‏ها”، “ماده چيزى نيست جز مجموعه‏ى اتم‏ها”، “اتم چيزى نيست جز مجموعه‏ى الكترون‏ها و پروتون‏ها و نوترون‏ها”، و “جاندار چيزى نيست جز مجموعه‏ى سلول‏ها”، …

اين نگرش در نهايت به تصويرى ماشين‏واره از جهان منتهى شد. اين ماترياليسمِ مكانيكى براى ابداعات فنى و پيشرفت صنايع سودمند بود، چرا كه ماشين‏هاى قرن نوزدهمى با همين قواعدِ شفاف و ساده طرح‏ريزى و ساخته مى‏شدند. گزاره‏هاى مشهورِ “جامعه چيزى نيست جز طبقه‏هاى اقتصادى” و در نتيجه “تاريخ چيزى نيست جز كشمكش طبقاتى”، از دل همین نگرش برآمدند. كاميابى روش تحويل‏گرايانه تا ميانه‏ى قرن بيستم ادامه داشت. رشد صنعتى چشمگيرِ مبتنى بر تغيير دادنِ ماده‏ى خام، زير تأثير اين نگرش ممكن شد. كارخانه‏هاى عظيم قرن نوزدهمى و اوايل قرن بيستم، با بهره‏گيرى از اين اصول كار مى‏كردند. اما « آن چه محکم بود و استوار، دود شد و به هوا رفت. »

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: شهر در دست بچه ها

(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)

در هفته گذشته نمایندگان بخش خصوصی، اقتصاد ایران را بی دفاع خواندند و سالی سخت را پیش روی آن پیش بینی کردند؛ مقامات عالیرتبه نظام از ۳۰ سال دفاع پرقدرت از نظام اسلامی سخن راندند و فرمودند اظهار نظر علیه دولت مسئله ای نیست که خداوند از آن بگذرد؛ نشریه “شهروند امروز” به دليل غير واقعي جلوه دادن برخي اقدامات دولت توقیف شد؛ و نیروی انتظامی با برگزاری رزمایش امنیت، جریان کند ترافیک در قلب شهر تهران را درگیر گره های کورتر کرد و به دفاع از امنیت اخلاقی شهروندان پرداخت.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۲۱ آبان ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

“کودکان ایران زمین” بازی های ایرانی را اجرا می کنند

مهر:ارکستر موسیقی “کودکان ایران زمین” به سرپرستی “سودابه سالم” طی چهار روزهای ۱ ، ۸ ، ۱۵ و ۲۵ آذرماه بازی های اصیل ایرانی را در مجموعه فرهنگی -هنری آزادی اجرا می کنند.

سودابه سالم سرپرست گروه موسیقی “کودکان ایران زمین” با اعلام این خبر به خبرنگار مهر، گفت : در این اجرا ۱۰۰ کودک با سازهای کوبه ای ، موسیقی سنتی ، کلاسیک ، گروه کر، گروه نمایش و حرکات موزون بازی های ایرانی که نماد فرهنگ و جاری بودن روح ایرانی در این بازی های است را به روی صحنه خواهند برد.

وی در ادامه به بازی هایی که توسط کودکان در این اجرا انجام می شود اشاره کرد و گفت : “عمو زنجیرباف”،”کلاغ پر”،”اتل متل” و “گرگم و گله می برم ” از جمله بازی هایی هستند که بیانگر گوشه ای ازفرهنگ و تاریخ گذشته ما است که در این اجرا به روی صحنه می روند.

سرپرست گروه موسیقی “کودکان ایران زمین” در ادامه افزود : متاسفانه بسیاری از این بازی ها به خاطر اینکه به آنها توجه لازم نشده در حال فراموشی است  و خوشبختانه در این بازی های آوازی ما شاهد آموزش به کودک در زمینه اجتماعی شدن ، پیروی از قوانین ، ایفای نقش های گوناگون و نظم هستیم که در تمامی این بازی ها ریتم،ملودی و انواع دستگاههای موسیقی وجود دارد.

لازم به ذکر است پروانه رهروان نویسنده این مجموعه است که با همکاری سوسن مقصودلو وطوفان مهردادیان به روی صحنه می رود.

این نوشته در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

بیانیه انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران در باره توقیف نشریه « شهروند » و لغو امتیاز هفته نامه « ارژنگ »

بیانیه انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران در باره توقیف نشریه « شهروند » و لغو امتیاز هفته نامه « ارژنگ »

هيئت نظارت استقلال حرفه‌اي و امنيت شغلي روزنامه نگاران را به خطر انداخته است

اصل نهم قانون اساسی صراحت دارد : « در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ آزادي‏ و استقلال‏ و وحدت‏ و تماميت‏ اراضي‏ كشور از يكديگر تفكيك‏ ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه‏ دولت‏ و آحاد ملت‏ است‏. هيچ‏ فرد يا گروه‏ يا مقامي‏ حق‏ ندارد به‏ نام‏ استفاده‏ از آزادي‏، به‏ استقلال‏ سياسي‏، فرهنگي‏، اقتصادي‏، نظامي‏ و تماميت‏ ارضي‏ ايران‏ كمترين‏ خدشه‏ اي‏ وارد كند و هيچ‏ مقامي‏ حق‏ ندارد به‏ نام‏ حفظ استقلال‏ و تماميت‏ ارضي‏ كشور آزاديهاي‏ مشروع‏ را، هر چند با وضع قوانين‏ و مقررات‏، سلب‏ كند. »

متاسفانه به رغم این صراحت هر از گاهی شاهد اقدامات و برخورد هایی از سوی برخی نهادها یی که خود باید پاسدار قانون اساسی و اجرای آن و دفاع از حقوق و آزادی های شهروندی و به ویژه مطبوعات و روزنامه نگاران باشند ، هستیم که جز عدول از اجرای قانون و پایبندی به آزادی های مشروع و حقوق شهروندی نامی برآن نمی توان نهاد که توقیف و لغو امتیاز سریالی مطبوعات در سال های اخیر در زمره اینگونه اقدامات و برخوردهاست.

بررسی و ارزیابی عملکرد هیات نظارت بر مطبوعات در دوره دولت نهم و از زمانی که بطورکامل در اختیار یک گرایش فکری و سیاسی قرار گرفته است را به فرصتی دیگر وا می نهیم اما همانگونه که در موارد دیگر نیز یادآور شده ایم نحوه نگاه و برخورد این هیات به مطبوعات متکی بر نگاهی بدبینانه و سخت گیرانه و تنگ نظرانه است و از اینرو توقیف و لغو امتیاز نشریات توسط این هیات به امری عادی تبدیل شده و بطور کلی استقلال حرفه ای و امنیت شغلی را در این حرفه به خطر انداخته است و روزنامه نگاران دیگر نمی دانند چه باید بکنند که نگران فردای کاری خود نباشند و با در بسته محل کار و تامین معاش خود روبرو نشوند ؟

آیا اعضای هیات نظارت بر مطبوعات بر این اندیشه نمی کنند که چه زحمات و تلاش هایی بکار بسته می شود تا یک نشریه بتواند مخاطب بیابد تا سر پا بماند و روزنامه نگاران از راه تولید خبر و گزارش و فکر و اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به جامعه ضمن انجام مسئولیت و رسالت اجتماعی خویش از این راه تامین معاش نمایند ؟ و اگر اندیشه می کنند پس چگونه است که به آسانی حکم توقیف و لغو امتیاز نشریات را صادر و عده ای روزنامه نگار را بیکار و خانه نشین می سازند؟ آیا از تداوم این روند چه سود و فائده ای نصیب مردم و نظام سیاسی می شود ؟

جالب آنکه تلاش می شود که همه این اقدامات سخت گیرانه نسبت به مطبوعات و روزنامه نگاران با مواد قانوني قانون مطبوعات ( والبته قبلا قانون اقدامات تامینی و تربیتی ) توجیه و اعلام شود و این در حالی است که همین قانون تاکید دارد که اگر هیات نظارت بر مطبوعات به توقیف نشریه ای مبادرت کرد باید ظرف یک هفته پرونده را جهت رسیدگی به دادگاه ارسال نماید ، الزامی قانونی که تاکنون هرگز توسط این هیات رعایت نشده و تحقق نیافته است و در عمل تعطیلی دائمی نشریات توقیف شده و بیکاری روزنامه نگاران شاغل در آنها را در پی داشته است و ظاهرا این هیات هرگز خود را پاسخگوی بیکاری این افراد و همچنین خسارات ناشی از آن نمی داند.

“انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران ” همواره نهادهای مرتبط با مطبوعات و مسئولان دست اندرکار را به رعایت قانون و احترام به آزادی های مشروع و حقوق شهروندی و به ویژه آزادی مطبوعات و جریان اطلاع رسانی دعوت کرده است و مطالبه و خواسته ای بیش از این نداشته و ندارد اما متاسفانه در این سال ها و بطور مکرر و خستگی آور با استناد شکلی به برخی مواد قانونی آزادی مطبوعات و استقلال حرفه ای و امنیت شغلی روزنامه نگاران مورد حمله و خدشه واقع شده و تقریبا دیگر جایی برای فعالیت های آزاد و مستقل مطبوعاتی و قدرت مانور روزنامه نگاران باقی نگذاشته است و این نهاد تداوم این روند را به نفع کشور و ملت و نظام نمی داند چرا که وقتی قدرت نظارتی مطبوعات از آنها سلب شود جز افزایش فساد و استبداد و…چه حاصلی ببار می آید؟ ازاینرو انجمن توقیف نشریه « شهروند امروز » و لغو امتیاز هفته نامه « ارژنگ » را فاقد وجاهت قانونی دانسته و آنرا نادرست ارزیابی می نماید و از هیات نظارت بر مطبوعات خواستار تجدید نظر در اینگونه تصمیمات و نگاه خوشبینانه و آزادیخواهانه نسبت به مطبوعات هستیم .

این نوشته در تاریخ ۲۰ آبان ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

دستور قطع درختان ديرزي

خبر تكان دهنده زير را به لطف دوستاني كه پيوند نوشته زير را برايم فرستاده بودند خواندم. نمي دانم چه مي توان گفت. هنوز چندان نگذشته از زماني كه با امين عزيز هزار كيلومتر سفر رفتيم براي ديدن يكي از اين درختان.
خود بخوانيد:

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۱۵ آبان ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

ترافیک، سهم تهرانی ها از باران

ترافيك”آقا من از وزرا هر شب ده دقیقه ای ونکم، معطل ماشین هم بشوم آخرش بیست دقیقه است، اما امشب دو ساعت تمام در راه بودم.” ساعت ۱۶ تا ۲۰ دوشنبه شب، خیابان هاي تهران پراست از آدم های خیس ِ آبی که همه، حرف هایی مشابه همین دارند.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ايران در هفته اي كه گذشت: فرافكني، بحران، خلاقيت

(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)

كارشناسان بارها و بارها ازخطرات فرارسيدن بحران مالي جهان به ايران ،‌ خالي بودن صندوق ارزي، كاهش قيمت نفت، كسري بودجه مكرر دولت، سقوط نظام بانكي، افزايش حجم نقدينگي و تورم،  افزايش بيكاري و افزايش روز افزون شكاف طبقاتي گفته بودند. احمدي نژاد از زيرپاگذاشتن احكام الهي در كشورهاي غربي سخن راند و از گرفتاري غربي ها در خودخواهی ها، چپاولگری ها و حرام خواری هایش گفت. او گفت:” اگر قطعه قطعه شوم از طرح بنگاه هاي زودبازده برنخواهم گشت”
از سوي ديگر  کسانی که تا چندماه پیش در رقابت های نفسگیر خرید عرضه های بلوکی اصل ۴۴ در بورس، ریال به ریال بر قیمت ها افزودند و رقبا را یکی پس از دیگری از میدان به در کردند تا بلوک های مدیریتی را با قیمت هایی گران تر از آن خود کنند، امروز زیان دیدگان بزرگ بازار سرمایه هستند و در همين شرايط ِ سقوط روزانه ۵۰۰ واحدي بورس تهران است كه رييس دولت نامه هايي براي اصلاح اقتصاد جهاني مي نويسد. دنباله …

این نوشته در تاریخ ۱۳ آبان ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

بیانیه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران به مناسبت سیزده آبان

13 آبان ۱۳آبان سالروز اشغال سفارت آمریکا در تهران است. این روز  سر منشاء بسیاری از گرفتاریها و مصیبت هایی است که از آن تاریخ به بعد گریبان مردم ایران را گرفت و نقطه آغاز انحرافی بسیار بزرگ در مسیر  سیاست خارجی ایران بود. انحرافی که آثار و نتایج آن بعد از گذشت سالها هنوز هم بر پیشانی این سرزمین خودنمایی می کند. آنچه امروزه به عنوان ” حماسه بزرگ”، اینگونه توسط حاکمیت اقتدارگرا و پوپولیستی ایران، گرامی داشته می شود و برایش دست افشانی می کنند، حادثه ای غم انگیز بود که نهال آن در کشتگاه مشترک “چپ استکبار ستیز ” و ” اسلام سیاسی”  تولید شد و در زمین جهل و هیجان کاشته شد. دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران بر خود لازم می دانند که ضمن یادآوری این روز مصیبت بار، نکاتی را در رابطه با آن متذکر شوند:

سیزده آبان و اتفاقات پس از آن و مهر تایید حکومت که بر تارک آن زده شد، سرآغازی شد برای حرکتهای ضد ملی و افراط گرایانه بعدی و تولید رادیکالیسم سیاسی در مناسبات ایران با جامعه جهانی. تحرکاتی که بعد از این حادثه از جانب نیروهای تندرو و خط امامی در عرصه سیاسی به وقوع پیوست، ایده و گفتمان خطرناک صدور انقلاب و تلاش برای عملی کردن آن که هنوز هم ادامه دارد، تخریب منافع بلندمدت ایران در منطقه و جهان به بهانه دفاع از محرومین و مستضعفین و اقدامات فراوان دیگری از این دست را اگر چه می توان در برهه هایی قبل از این حادثه رد یابی کرد، اما بدون شک عملی شدن و اوج گرفتن آنها را باید از نتایج عینی تسخیر سفارت آمریکا در تهران دانست.به عبارت ساده تر این حرکت، مشروعیت بخشیدن و تقدس گفتمانی افراطی و غیر معقول  بود که پس از گذشت سی سال هنوز هم در تکاپوی تخریب وجهه بین المللی و تاریخی ایران است.

این حادثه درس بسیار بزرگی برای نیروهای فعال در عرصه فکری و سیاسی ایران بود. نیروهایی که در حصاری از مدهای روشنفکرانه گرفتار شده و به جای ایفای نقش به اصطلاح تاریخی خود در هدایت توده ها، خود اسیر هیجانات توده ای و بی منطقی شدند که بعدها گریبانگیر آنها هم شد. تایید و پشتیبانی از این حادثه از جانب عده زیادی از نیروهای سیاسی و اپوزیسیون، نقطه تاریکی در کارنامه آنهاست که پاک شدن آن عمر نوح می خواهد و صبر ایوب. از طرفی بسیاری از افراد مرتبط با این حادثه که بعدها دچار دگردیسی عمیق فکری شدند، هنوز هم در تحلیل آن دست به توجیهات ضعیف و غیر قابل قبولی می زنند که تنها نتیجه آن بی اعتمادی مردم نسبت به آنان است. اگر چنانچه آقایان می گویند، این اتفاق در فضای سیاسی آن روزها غیر قابل اجتناب و گریز ناپذیر و حتی لازم بوده است، اما در صورت پذیرش این ایده، باید از حوادث مشابه آن در دیگر نقاط جهان نیز حمایت کرده و یا به راحتی آن را با توجه به شرایط حاکم بر کشورهایشان توجیه کنیم. از یاد نبریم حادثه کشته شدن دیپلماتهای ایرانی به دست طالبان در افغانستان را.

اکنون با گذشت نزدیک به سی سال از ۱۳ آبان ۵۸، همچنان دو ملت بزرگ و تاریخ ساز ایران و آمریکا از پیامدهای ناگوار آن واقعه متضرر هستند و امکان نزدیکی و تبادلات علمی و فرهنگی میان این دو به حداقل رسیده است.

ما دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های تهران، معتقدیم که در شرایط عادی و بدون وجود فضای سیاسی و ایدئولوژیک، ملت ایران بهترین دوست ملت امریکا در خاورمیانه خواهد بود. از این رو، اکنون می توان چنین استدلال کرد که بیشینه شدن منافع ملی ایران، به گونه ای واقع بینانه و نه از منظر تنگ ایدئولوژیک، مستلزم عادی سازی روابط دو کشور  است.

این نوشته در تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

ايراني

چه مي توان گفت؟ چرا دولت شكايت نمي كند؟ چرا هيچ نهاد حقوق بشري و غير بشري كاري انجام نداده است؟ رسانه ها كجا بودند؟ جاي اين خبر در رسانه هاي ايران كجاست وقتي سيماي جمهوري اسلامي بيكار بودن دو جوان ۲۰ ساله آمريكايي را در بوق مي كند؟  اصلا چرا خود مسافران پذيرفته اند و چرا از همانجا برنگشته اند، سفر به دوبي چند مي ارزد؟ اينجا و اينجا بخوانيد اگر مي توانيد، نيانديشيد…
اين هم ايميل ديگري است كه برايم رسيده. آن را كه خوانديد اين را هم بخوانيد.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۰۷ آبان ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: ای کاش اشتباه کرده بود

دولت مردان نهم، یکریز از پایان سرمایه داری سخن راندند، چپ گرایان، بحران اقتصادی جهان را فرزند خلف لیبرالیسم و نولیبرالیسم دانستند، مديران سازمان بورس اوراق بهادار از عدم تاثيرپذيري بورس تهران از بحران مالي جهان گفتند و هاشمی رفسنجانی پیش بینی کرد كه دامنه این بحران دیر یا زود به ایران نیز خواهد رسید. بورس تهران تنها در یک روز شاهد سقوط ۵۸۰ واحدی بود.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۲۹ مهر ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

نامه سرگشاده يك استاد دانشگاه

نامه سرگشاده ذوالقدر، استاد بركنارشده دانشگاه نوشتار زير از آن دست ايميل هايي است كه دست به دست مي چرخد و همه مي خوانند و به دست من هم رسيده است، اما دست كم تا جايي كه من خوانده ام در رسانه هاي رسمي بازتاب نيافته است. حاشيه ها و بازتاب هايي را هم كه در رسانه هاي فضاي مجازي يافته ام در پايان نوشته پيوند كردم. نوشته اي كه دستان يك استاد دانشگاه قلم زده است:

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۲۷ مهر ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: بازارهايی با چراغ خاموش

(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)

بازارموج مقابله دولت نهم باحضور دانش اقتصادی در تصمیم گیری ها، هفته پیش به دانشگاه ها رسید. پس از تعطیلی سازمان مدیریت و برنامه، شورای پول و اعتبار، برکناری دانش جعفری، و تودیع مظاهری، نوبت به اساتیدی رسید که دانش اقتصادی شان در دانشگاه ها مزاحم عملکرد تبلیغاتی دولت نهم بود. بازنشستگی استادان دامن دانشگاه های اقتصاد را هم گرفت و جمعی از استاد ان صاحب نام این حوزه را خانه نشین کرد. اساتیدی که امضای بسیاری از آن ها در نامه انتقادی ۵۷ اقتصاددان به محمود احمدی نژاد رئیس دولت نهم دیده می شود.
هفته گذشته همچنین مقاومتها در برابر اجراي ماليات بر ارزش افزوده به سرانجام رسید و با توافق براي بازگشايي بازار، پرونده «ماليات بر ارزش افزوده» تا اطلاع ثانوي بسته شد؛ وزير خزانه داري امريكا بار ديگر خواهان كاهش تعاملات مالي كشورها با ايران شد ؛ مديرعامل شركت بورس از تهيه و تدوين برنامه استراتژيكي خبر داد كه بر اساس آن ارزش بازار سهام تا سال ۱۳۹۳ به بيش از ۳۴۲ ميليارد دلار خواهد رسيد؛ و در پایان با آن که بر اساس پيش‌بيني‌هاي برنامه چهارم توسعه قرار بود نرخ تورم در سال ۱۳۸۸ يعني سال آخر برنامه پنجم تك رقمي شود اما معاونت برنامه‌ريزي رياست‌جمهوري نرخ تورم را براي سال آينده رسما حدود ۲۰درصد برآورده كرد.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۲۰ مهر ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: سخنانی که حرف نداشت

(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)

بازاراحمدی نژاد این هفته هم حرف زد. از بی خاصیتی قطعنامه چهارم گفت، از دروغ بودن تورم ۲۳ درصدی گفت، از چهل میلیون فقیر آمریکایی سخن راند، و از این که به هر ایرانی دهک پایینی ده ها هزار تومان می دهد. اما از تعطیلی بازار چند شهر بزرگ ایران و از سقوط ۱۳۷۸ واحدی بورس ایران در هفته ی گذشته حرفی نزد، از تورم ۲۹.۴ درصدی شهریورماه چیزی نگفت، و روی تلخ طرح تحول اقتصادی را نادیده گرفت. دنباله …

این نوشته در تاریخ ۱۸ مهر ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

تعطیلی بازار طلای تهران در اعتراض به مالیات بر ارزش افزوده

بازار سرمایه: «روز دوشنبه در جلسه ای با حضور روسای مجامع و مراکز استان ها با رئیس سازمان امور مالیاتی، وضعیت مالیات بر ارزش افزوده اصناف مورد بررسی قرار خواهد گرفت.»محمد آزاد رئیس شورای اصناف کشور درگفت وگو با «سرمایه» ضمن بیان مطلب فوق اظهار امیدواری کرد و در این جلسه اجرای مالیات بر ارزش افزوده برای اصناف به تعویق بیفتد. در پی اعتراضات گسترده اصناف به اجرای قانون مالیات بر ارزش افزوده از اول مهرماه سال جاری و ابهامات مطرح شده در این زمینه که به تعطیلی بازار طلافروشان اصفهان، تبریز،قزوین، مشهد و تهران انجامید، سید علی اکبر عرب مازار رئیس سازمان امور مالیاتی حضور در شهرهای معترض و توجیه اصناف این شهرها را در برنامه کاری خود قرار داد چراکه ممکن بود این وضعیت به شهرها و همچنین صنوف دیگر کشیده شود.
در همین حال، به گفته آزاد خبرهایی از شهرها و حوزه های صنفی دیگر نیز به گوش می رسید به طوری که در مشهد در مراحلی کل بازار و نه تنها بازار طلا و جواهر تعطیل شده بود.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

انتقادات مظاهري از دولت نهم در حضور احمدي نژاد

دوازدهمين مراسم توديع و معارفه در دولت نهم باز هم محلي براي نقد سياست هاي اقتصادي دولت شد. روز گذشته محمود احمدي نژاد با حضور در بانک مرکزي محمود بهمني سومين رئيس کل بانک مرکزي را در سال سوم دولت معارفه کرد تا بانک مرکزي با داشتن سه رئيس در سه سال پيشتاز تغيير در دولت باشد.(تغييري که دانش جعفري وزير سابق اقتصاد پيش بيني کرد احتمال تکرار آن زياد باشد.) اولين سخنران اين مراسم طهماسب مظاهري بود. مردي که يک سال پيش جانشين ابراهيم شيباني شد. مظاهري برخلاف خلف خود(ابراهيم شيباني) ناگفته هاي خود را باز گفت و در قالب کنايه هاي کلي دولت نهم را متهم به حرکت بر اساس سراب کرد که نتيجه آن به جاي سيراب شدن تشديد عطش است. مظاهري سخنان خود را در قالب ۱۹ بند بيان کرد و در هر کدام به ظرافت رفتارهاي دولت نهم را زير سوال برد و با طعنه زدن به رفتارهاي اقتصادي دولت به آنان گوشزد کرد از کساني(مردم) که به آنها ظلم کرده ايد انتظار وفا نداشته باشيد. سخنان مظاهري بيش از ۴۰ دقيقه به طول انجاميد. متن زير، متن کامل سخنراني مظاهري است که فقط روي خروجي خبر ايلنا قرار گرفت؛ متني که مظاهري موفق نشد تمام آن را در حضور احمدي نژاد قرائت کند؛ دنباله …

این نوشته در تاریخ ۱۲ مهر ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: جای خالی عقل و آزادی

(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)

اگرچه پیش بینی وجود پس لرزه هایی برای برکناری مظاهری از سمت ریاست بانک مرکزی چندان دشوار نبود، اما به نظر می رسد رسانه ها ابعاد این پس لرزه ها را به درستی برآورد نکرده بودند. اگر یک سوی ماجرای برکناری مظاهری به تشکیل ستاد سه ضلعی حمایت از تولید و حضور صمصامی در بانک مرکزی انجامید، سوی دیگر، لغو تصمیم دولت و احیای شوراها، هشدار به دولت به دلیل عدول از قوانین مصوب مجلس و تهدید مدیران دولتی به تعقیب قانونی و انفصال از خدمات دولتی، انتقاد مکرر رسانه ها از اقدامات دولت و به ویژه برکناری مظاهری، و همچنین جبهه گیری مجلس شورا و مجمع تشخیص مصلحت در برابر دولت بود. همین ها گویا آن قدر بود که حواسمان به تصویب قطع نامه چهارم شورای امنیت و رتبه ی تاسف برانگیز ایران در شاخص آزادی اقتصادی نباشد.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۰۵ مهر ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: تیر خلاص به اقتصاد کشور

بدون شک مهم ترین خبر اقتصادی هفته گذشته برکناری مظاهری، رییس کل بانک مرکزی ایران بود. برخی از کارشناسان بر این باورند که دولت با برکناری وی، دستان خود را از قید و بندهای دانش اقتصادی آزاد کرد تا اجرای طرح هایی که با هدف انحراف افکار عمومی و جلب آرا پیاده می شوند، میسر شود. رییس دولت نهم پس از شکست های پیاپی که حاصل سیاست های غلط اقتصادی در سال های آغاز به کار خود بود، برای مهار نسبی اوضاع اقتصادی به ویژه تورم و نقدینگی ، به روی کارآمدن مظاهری تن داد. مظاهری که اختلافات بینشی بسیار با مجموعه دولت نهم داشت، از شهریور ماه گذشته به مدت یک سال، علیرغم مخالفت ها و کارشکنی های هر روزه ی دولت توانست روند شتابان رشد نقدینگی و افزایش نرخ تورم را کندتر کند، اما اکنون که کمتر از یک سال تا انتخابات ریاست جمهوری باقی است، ایستادگی سرسختانه مظاهری در برابر سیاست های تبلیغاتی دولت دیگر قابل تحمل دولتیان نیست. دولتی که بیش از همه، نیاز به روش های تبلیغاتی برای جلب آرای از دست رفته خود حتا به قیمت نابودی پرشتاب اقتصاد کشور دارد و بار دیگر به شلیک تیر خلاص روی آورده است. تیری که این بار بر پیکر اقتصاد ایران می نشیند.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۰۱ مهر ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

مظاهری: خبر که غلط نمی شود، من هم شنیده ام

درحالیکه خبرگزاری رویترز به نقل از یک مقام رسمی خداحافظی طهماسب مظاهری از بانک مرکزی را تایید کرد، خود مظاهری اظهار داشت: اگر خبر است كه درست است. مظاهری که رییس دولت پیشتر به طور غیر رسمی دستور استغفایش را داده بود، گفته بود: “استعفا نمی دهم، عزلم کنید! ”

“طهماسب مظاهري” در خصوص جايگزيني محمود بهمني بجاي وي به عنوان رييس كل بانك مركزي به خبرگزاری فارس گفت: اگر خبر است كه درست است، خبر كه غلط نمي شود، من هم شنيده‏ام. طهماسب مظاهري در پاسخ به اين سوال كه خبر جايگزيني آقاي بهمني بجاي شما درست است يا خير؟ اظهارداشت: خبر آمده يا شايعه است؟ اگر خبر آمده حتما درست است. وي که طی یک سال گذشته تنها مرد اقتصادی دولت نهم بود که تصمیم هایش را کارشناسان نیز تایید می کردند، در پاسخ به اين سوال كه آيا اين خبر را خودتان نيز شنيده ايد؟ گفت: من هم شنيده‏ام. مظاهري در مقابل اصرار خبرنگار این خبرگزاری مبني بر اينكه آيا اين خبر درست است يا خير؟ گفت: اگر خبر است كه درست است. خبر كه غلط نمي‏شود. وي در پاسخ به سوال مجدد مبني بر صحت موضوع، گفت: من هم شنيده‏ام.
رئيس كل بانك مركزي تاكيد كرد: اگر خبر آمده درست است، فعلا در حد شايعه است، اگر تبديل به خبر شود درست است.
پس از انتشار این مصاحبه، یک مقام رسمی در گفتگو با رویترز خبر جایگزینی مظاهری را تایید کرد. این مقام رسمی که نخواست نامش اعلام شود، با تایید خبر خبرگزاری فارس، به پریسا حافظی خبرنگار رویترز گفت که صبح روز یکشنبه این خبر اعلام خواهد شد. خداحافظی مظاهری از ریاست بانک مرکزی پس از ماه‏ها اختلاف میان وی و وزیر کار صورت گرفت. اختلافی که کارشناسان از آن به عنوان اختلاف میان تصمیم های کارشناسانه بر مبنای دانش اقتصاد و طرح های تبلیغاتی برای انحراف افکار عمومی از شکست های پیاپی اقتصادی دولت نهم یاد می کنند. اختلاف اين دو عضو کابينه در پي نامه سال گذشته طهماسب مظاهري به رئيس جمهوري درباره حساسيت نسبت به تسهيلات اعطايي به طرح زودبازده اقتصادي آغاز شده بود. جهرمی، سیاست انقباضی مظاهری را مانعی برای اجرای طرح بنگاه‏های زودبازده خود می‏دانست.
دنباله …

این نوشته در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: حنایی که دیگر رنگی ندارد

(نگاشته شده در  ايران ليبراليسم)

محمود احمدی نژاد در طولانی ترین مصاحبه مطبوعاتی دوران ریاست دولت خود که روز پنج شنبه به صورت مستقیم از شبکه خبر،العالم و پرس تی‌وی پخش می شد گفت: « موفق شديم ريشه عامل تورم ناشي از هزينه دولت را با كنترل و مديريت هزينه‌ها بخشكانيم.» این در حالی است که  دولت در چند ماه اخیر بارها اعلام کرده با کسری بودجه مواجه خواهد بود اما از اعلام رسمی این کسری هنوز اطلاع درستی در دست نیست. کارشناسان کسری بودجه را همواره یکی از مهم ترین عوامل تورم در اقتصاد ایران دانسته اند. به گفته برخی کارشناسان و نمایندگان مجلس دولت حدود ۱۴ هزار میلیارد تومان کسری آشکار و حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان کسری پنهان دارد و از دیگر سو دولت بودجه را در حقیقت با نفت حدود ۱۰۰ دلار بسته گرچه رقم اعلام شده حدود ۵/۵۵ دلار گفته شد. اما کسری بودجه تنها یکی از عوامل دولتی تورم زا در اقتصاد ایران بوده است. عوامل مهم تر را می توان در تصمیمات گوناگون اقتصادی دولت نهم جستجو کرد که همچنان بر آن ها پافشاری می شود و حتی نقطه ی کوچکی را برای تایید اعتبار سخن رییس دولت نهم باقی نمی گذارد.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۲۳ شهریور ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: سی پله سقوط، در سه سال

(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)

براساس گزارش بانک جهانی در فاصله آوریل ۲۰۰۷ تا ژوئن ۲۰۰۸ حدود ۲۳۹ اصلاح به منظور تسهیل انجام فعالیت های اقتصادی در دنیا صورت گرفته و با این حال سهم ایران از این اصلاحات صفر بوده است. بانک جهانی در تازه ترین گزارش خود ازوضعیت سهولت فضای کسب و کار در بین ۱۸۱ کشور اعلام کرد، ایران از نظر سهولت فعالیت های اقتصادی در میان ۱۸۱ کشور جهان رتبه ۱۴۲ را در سال ۲۰۰۸ کسب کرده است. ده کشور سنگاپور، نیوزیلند، آمریکا، هنگ کنگ، دانمارک، انگلستان، ایرلند، کانادا، استرالیا و نروژ در این رده بندی رتبه های اول تا دهم سهولت فضای کسب وکار را به خود اختصاص داده اند.
در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نیز ۱۹ کشور مورد ارزیابی قرار گرفته اند که ایران جایگاهی بهتر از ۱۷ و جلوتر از عراق و جیبوتی به خود اختصاص نداده است. در سه شاخص اخذ مجوز ساخت، استخدام کارکنان و تجارت برون مرزی ایران در رده ۱۸ منطقه است و در شاخص های شروع کسب وکار، ثبت اموال و حمایت از سرمایه گذاران نیز در رده ۱۷ منطقه است. جالب آنکه جیبوتی با وجود کسب رتبه آخر در شاخص تجارت برون مرزی در رده شش منطقه قرار گرفته است. در رده بندی بانک جهانی سنگاپور در تجارت جهانی و استخدام کارگران در رتبه نخست است و در حمایت از سرمایه گذاران و بسته نشدن کسب و کار در مقام دوم . نیوزیلند به لحاظ حمایت از سرمایه گذاران و شروع کسب وکار در مقام نخست است و ایالات متحده آمریکا نیز ساده ترین کشور برای پیدا کردن کار در جهان است. بنا بر اعلام بانک جهانی جمهوری آذربایجان در میان کشورهای جهان بیشترین ترقی را داشته که از رتبه ۹۶ به ۳۳ صعود کرده است. جمهوری آذربایجان در سال های اخیر از مشاوره و کمک های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی بهره مند بوده است.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

بیانیه دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران در حمایت از دانشجویان دانشگاه زنجان

تاریخ بشر پر است از مثال مدعیان زهد و تقوی که پشت نقاب پرهیز کاری دامنه دارترین فسادها را تدارک می دیده اند، همیشه در طول تاریخ “حافظ” هایی وجود داشته اند که پرده از ریا و تزویر این زهد فروشان بر کشند و تمامی زشتی اعمالشان را بر آب افکنند که:

واعظان کین جلوه در محراب و منبر می کنند/چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

جامعه ی ایران طی دهه های اخیر بیش از هر زمان دیگری با پدیده ی ریا و دورویی و نفاق مواجه بوده است، گسترش تعداد زهد فروشان تا گلو در فساد و تباهی غرق شده از جمله ویژگیهای این چند دهه بوده است، افرادی که با ریا و چاپلوسی و به پاداش تملق گویی و شخصیت فروشی به مناصب دولتی و امنیتی و انتظامی می رسند و بعد مقام خویش را ابزاری برای ارضای شنیع ترین تمایلات بیمارگونه می کنند تا زنان بی گناه را به نماز جماعت عریان وادارند و دختران بی پناه را در کمیته های انضباطی و حراست دانشگاهها به تسلیم در برابر خواستهای نامشروع وادار کنند، آنها که روابط آزاد و انسانی را بر نمی تابند و به شدت عقوبت می کنند خود در تاریکخانه هایشان تجاوز و هتک حرمت دختران مظلوم ایرانی را سرلوحه ی عمل قرار می دهند.

جای بسی تأسف است که در چنین شرایطی افشا گران رسوایی اخلاقی یکی از مدیران منصوب دولت اسلامی نهم که اندک نوری بر تاریکخانه ی فساد و سیه کاری حکام زهد فروش افکندند به عقوبت گرفتار شده اند و مأمور خاطی به مدد صیغه نامه از چنگ عدالت گریخته است، اقدام “حافظ” وار یاران دبستانی در زنجان در افشای زشتی و پلیدی اعمال مسئول کمیته ی “انضباطی” اکنون با واکنش سخت “محتسبان مست” مواجه شده است. دختر قربانی ۴۲ روز بازداشت می شود، حسن جنیدی، آرش رائیجی، پیام شکیبا، بهرام واحدی و سورنا هاشمی به علاوه ی استادی که هتک حرمت دانشجویش را بر نتابیده به زندان می روند و در عوض آن مسئول متجاوز در کنف حمایت مقامات وزارت علوم از همه چیز تبرئه می شود، این ننگ اما با هیچ رنگی پاک نمی شود؛ پخش گسترده ی فیلم این رسوایی ، مصاحبه ی دلیرانه ی سورنا هاشمی پیش از بازداشت و پایمردی و استقامت دیگر دانشجویان بازداشتی از هم اکنون سناریوی لاپوشانی این رسوایی اخلاقی مدعیان اخلاق و تقوی را با شکست مواجه کرده است.

دانشجویان دانشگاه زنجان همچنان به تاوان جسارتشان در مبارزه با سوء استفاده ی جنسی از زنان و مقابله با خشونت جنسی کارکنان دانشگاه علیه دختران دانشجو در زندان به سر می برند.

اکنون قریب به یک ماه از بازداشت دوست عزیز و شجاعمان سورنا هاشمی می گذرد. سورنا و دوستانش شجاعانه به استقبال خطر رفتند و در روز واقعه از عقوبت کار نترسیدند. طیفهای مختلف جنبش دانشجویی، سورنا هاشمی و دیگر دانشجویان زنجانی و استاد در بند شده را تنها نخواهند گذاشت، ما آنها را فراموش نمی کنیم و خود را در کنار آنها و شانه به شانه شان در این مبارزه ی خطیر علیه تبعیض و فساد و استبداد احساس می کنیم؛ نامشان زمزمه ی نیمه شب مستان باد/تا نگویند که از نام فراموشانند

دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران ضمن اعلام حمایت قاطع از مبارزات برحق و مسالمت آمیز دانشجویان دانشگاه زنجان، خواهان آزادی سورنا هاشمی و همه ی دانشجویان بازداشتی هستند.

ما همچنین از مسئولین قضایی و دولتی موکداً تقاضا می کنیم که بر پیمانی که با دانشجویان بستند استوار باشند و ضمن آزادی دانشجویان در بند، مسئول خاطی را به سزای اعمال غیر انسانیش برسانند و دست از حمایت از افراد فاسد و بی اخلاق بردارند. به امید آزادی همه ی دانشجویان زندانی و به امید اول مهری با شکوه برای جنبش دانشجویی.

 

دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای تهران

این نوشته در تاریخ ۱۶ شهریور ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: حقوق بگیران همیشگی دولت

نرخ تورم در دوازده ماه منتهي به مرداد ماه امسال به ۳/۲۲ (بیست و دو ممیز سه ) درصد رسيد. بنا به گزارش تازه روابط عمومي بانك مركزي در پایان هفته گذشته، خلاصه نتايج به دست آمده از شاخص بهاي كالاها و خدمات مصرفي در مناطق شهري ايران در مردادماه ۱۳۸۷ نشان مي‌‌دهد شاخص بهاي كالاها و خدمات مصرفي در مناطق شهري ايران در مردادماه ۱۳۸۷ نسبت به ماه قبل ۸/۱درصد و نسبت به ماه مشابه سال قبل ۶/۲۷(بیست و هفت ممیز شش) درصد افزايش يافت. در حالی که تورم از بنیادی ترین مفاهیم دانش اقتصاد و همچنین بزرگترین معضل پیش روی ایرانیان است، امروزه اختلاف نظرات شدیدی میان تصمیم گیران اقتصادی کشور درباره آن حاکم است اما آن چه نقطه اشتراک آرای گوناگون کارشناسان اقتصادی را بر می سازد آثار بسیارمخرب عملکرد تصمیم گیران اقتصادی در سه سال گذشته است.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۰۹ شهریور ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: روند نزولی رشد اقتصادی تا ۱۳۹۰

(نگاشته  شده در ايران ليبراليسم)

پایان هفته گذشته، خبر بالارفتن شاخص بازارهای سهام جهان به دلیل بهبود وضعیت اقتصادی آمریکا و افزایش نرخ رشد اقتصادی آن، همزمان شد با خبر روند نزولی رشد اقتصادی ایران تا سال ۱۳۹۰. هفته گذشته بازارهای سهام جهان شاهد رشد شاخص ها بودند. علت این امر تجدیدنظر در نرخ رشد اقتصادی آمریکا و پیش بینی افزایش آن تا پایان سال ۲۰۰۸ بود. در معاملات روز جمعه بازارهای آسیا، شاخص های سهام (به ویژه سهام شرکت های صنعتی و صادرکنندگان) با افزایش روبه رو شدند. پیش بینی بهبود وضعیت اقتصادی آمریکا امید به رشد میزان تقاضا را افزایش داد. آمار و ارقام منتشر شده در روز پنجشنبه نشان داد از ماه مارس تاکنون عملکرد اقتصاد آمریکا بهتر از اروپا و ژاپن بوده است. انتشار اطلاعات مربوط به بهبود وضعیت اقتصادی آمریکا موجب افزایش ارزش دلار در برابر سایر ارزهای معتبر شد. یک تحلیلگر بازار سهام در سئول گفت: “پس از زیان های چند هفته اخیر، قیمت سهام هم اکنون روندی صعودی پیدا کرده که علت آن افزایش ارزش سهام در آمریکا و بهبود وضعیت اقتصادی این کشور است.”
بهبود وضعیت اقتصادی آمریکا، شاخص های سهام در کشورهای صنعتی را نیز با افزایش مواجه کرد. در معاملات روز پنجشنبه وال استریت، ارزش سهام بانک های سرمایه گذاری و شرکت های صنعتی با افزایش همراه بود. شاخص های اصلی سهام در بازارهای برزیل و مکزیک نیز شاهد ۵/۱ درصد افزایش بودند. هر سهم غول کامپیوتری جهان (مایکروسافت) نیز روز پنجشنبه با افزایش ۱.۲ درصدی به بهای ۲۷ دلار و ۸۸ سنت خرید و فروش شد.
رقم ۳/۳ درصد رشد توليد ناخالص داخلي به سرمايه‌گذاران دلگرمي داد كه اقتصاد آمريكا رو‌ به بهبود است. كاهش قيمت نفت نيز در افزايش قيمت سهام تاثير گذاشت. گزارش وزارت بازرگاني آمريكا مبني بر اينكه توليد ناخالص داخلي آمريكا با نرخ سالانه ۳/۳درصد براي دوره زماني آوريل تا ژوئن رشد كرده است، تا حدودي خوش‌بيني را در ميان سرمايه‌گذاران افزايش داد. تضعيف دلار كمك كرده بود كه صادرات ايالات‌متحده رونق يابد و همين امر موجب شد رشد توليد ناخالص داخلي از انتظارات اوليه دولت كه ۹/۱درصد بود و پيش‌بيني اقتصاددانان كه ۷/۲درصد بود تجاوز كند. آمار جديد رشد توليد ناخالص داخلي آمريكا از فصل سوم سال ميلادي گذشته كه رقم ۸/۴درصد را به عنوان بالاترين رشد به خود اختصاص داده بود نيز تجاوز كرد. به علاوه روز پنجشنبه وزارت كار ايالات متحده اعلام كرد كه تعداد افرادي كه به تازگي بيكار شده‌اند و در جست‌و‌جوي حقوق بيكاري خود هستند، براي سومين هفته متوالي كاهش يافته است.
اما این اخبار دلگرم کننده اقتصاد جهان همزمان شد با گزارش اکونومیست از روند نزولی رشد اقتصادی ایران تا ایرانی ها همچنان از همه شادی های مردم جهان بی بهره باشند.  واحد اطلاعات اقتصادی اکونومیست در تازه ترین گزارش خود اعلام کرد در سال جاری رشد اقتصادی ایران ۵/۶ درصد پیش بینی می شود و طی سال آینده رشد اقتصادی شش درصدی برای کشور به ثبت می رسد که با تداوم روند نزولی در سال های ۸۹ و ۹۰ این شاخص معادل ۶/۵ درصد خواهد بود. اکونومیست در گزارش ماه آگوست خود در خصوص رشد اقتصادی ایران نوشت: “رشد تولید ناخالص داخلی واقعی ایران طی چند سال آینده با حمایت افزایش بهای نفت، قوی خواهد بود.” افزایش بهای نفت به دولت اجازه می دهد به سیاست های مالی توسعه ای خود ادامه دهد که این امر منجر به افزایش سطح مصرف خصوصی و سرمایه گذاری خواهد شد. دنباله …

این نوشته در تاریخ ۰۲ شهریور ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: آماده باش اقتصادی برای زایمانی تازه

درحالی که رییس مجلس هشتم، دولت را به دلیل تورم روزافزون به باد انتقاد گرفت، هفته گذشته اقتصاد ایران آماده زایمان نوزاد درشتی شد که البته نخستین محصول فشار تورم بر اقتصاد کشور نبود. كمتر از چهار دهه پيش ريال ايران، يك پول پرقدرت در بازار داخل بود و از این هفته پانصد هزار ریالی، یک میلیون ریالی و دو میلیون ریالی قدم به بازار ایران می نهند.
به دنبال بررسي طرح اصلاح پولي در بانك‌مركزي، چك‌پول‌هاي جديد اين بانك به زودي به صورت رسمي به جرگه اسكناس‌هاي رايج كشور مي‌پيوندند. از آن جا كه تحقق اين امر نيازمند مجوزهاي قانوني است، بانك‌مركزي نيز به زودي مقدمات آن را فراهم مي‌كند تا با حذف خاموش چك‌پول‌ها و حل مسائل مربوط به آن، اسكناس‌هاي درشت راه خود را باز كنند. با اظهارات مظاهري، رييس كل بانك مركزي مبني بر اينكه چك‌پول‌هاي جديد نياز به پشت‌نويسي ندارند، بر قطعيت طرح بانك‌مركزي تاكيد شد. بر اساس نظر كارشناسان اصلاح پولي بايد در شرايط تورم كنترل شده انجام پذيرد و با سياست‌هاي بانك‌مركزي، رييس كل اميدوار است كه اصلاحات فوق تا پايان سال انجام شود.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: خوابی که تعبیر نشد

(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)

تقویت جهانی دلار، پایان روند صعودي نفت و افتادن بهاي آن در منحني نزولي و بالاخره تبعيت بازار فلزات مهم به ويژه طلا و فولاد از بازار نفت در منحني نزولي، در حالی قیمت دلار را به ۹۶۰ تومان رساند که مردان دولت نهم خواب دیگری برای اقتصادمان دیده بودند. خوابی که خوشبختانه تعبیری وارونه داشت.
تحولات جهاني باعث شد برابري يورو در برابر دلار كه تا چندي پيش از مرز ۶۱/۱ هم گذشته بود، هم‌اكنون به كمتر از ۴۷/۱ سقوط كند و به همين نسبت دلار تقويت شود. در همين مدت، نرخ دلار در برابر ريال نيز كه در ابتداي سال جاري به مرز ۹۰۰تومان بازگردانده شده بود و تلاش براي كاهش بيشتر آن وجود داشت به ۹۶۰تومان افزايش يافت. با تغییر سرپرست وزارت اقتصاد و رای اعتماد کاندیدای این وزارتخانه، موضوع کاهش نرخ ارز به بایگانی سپرده شد، اما این به آن معنی نیست که خواست کاهش نرخ ارز از ذهن و ضمیر برخی سیاست‌گذاران و سیاست‌مداران ایران خارج شده باشد. هنوز که هنوز است، بسیاری از مردم عادی، فعالان اقتصاد و سیاست‌مداران در مورد سیاست ارزی نگاه جانبدارانه و غیرمنطقی دارند و تصور می کنند دفاع از ارزش پول ملی چیزی شبیه دفاع از خاک سرزمین است. این تمایل نهانی موجب گردیده تا هر از گاهی زمزمه این مساله در محافل سیاست‌گذاری مطرح شود و به بحث روز تبدیل شود. عده ای به دنبال پیدا کردن عدد طلایی مفقود شده دلار مي‌گردند و عده‌اي دیگر وقتی مي‌شنوند کسی از روی محاسبات خود به عدد ۴۵۰ تومان رسیده، تصور مي‌کنند که این عدد طلایی پیدا شده است. این توهمات در مورد نرخ ارز با توجه به اینکه به نرخ ارز رایج در بازار نرخ ارز اسمی گفته مي‌شود، تشدید مي‌شود. در حالی که دلیل استفاده از تعابیر اسمی و واقعی این است که نرخ حقیقی ارز مبنای تعیین نرخ اسمی ارز است و تحولات ناظر بر نرخ حقیقی ارز و ارزش راستین پول زمینه ساز تغییر در نرخ اسمی ارز را فراهم مي‌کند. خوشبختانه روز به روز افکار عمومی در حوزه اقتصاد آگاه تر شده و به سمتی تغییر مي‌يابد که مانع از طرح جدی‌تر چنین سوداهایی مي‌شود.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۲۱ مرداد ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

گرجستان در گیر دو جبهه

پنج روز پیش آغاز شد، هنگامی که گرجستان برای باز پس گیری کنترل اوستیای جنوبی دست به حمله ای غافلگیرانه زد. در حالی که روسیه روز یکشنبه ، گرجستان را به نسل کشی در اوستیای جنوبی متهم کرده بود، کاخ سفید رفتار روسیه در درگیریهای گرجستان را عمیقا محکوم کرد و آن را دچار عدم تعادل و بسیار خطرناک خواند. اوستیای جنوبی از پایان جنگ های داخلی ۱۹۹۲ دارای استقلال نسبی غیر رسمی بود.

دنباله …

این نوشته در تاریخ ۱۸ مرداد ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: لطفا کار جدیدی انجام ندهید!

در حالی که اقتصاد ایران هنوز در شوک حاصل از اعلام احتمال کاهش نرخ ارز به سر می برد، وزیر پیشنهادی اقتصاد آن را منتفی دانست. اقتصادی که تن رنجورش هنوز از عواقب طرح تثبیت قیمت ها، سهمیه بندی بنزین و تعیین دستوری نرخ سود بانکی  رنج می برد و به ترس و لرز حاصل از جراحی بزرگ اقتصادی نیز دچار شده بود، با شنیدن خبر کاهش نرخ ارز چنان به اغما رفته بود که وزیر پیشنهادی تازه بی معطلی اعلام کرد: “خارج از اين بحث كه من وزير باشم يا نباشم موضوع كاهش نرخ ارز منتفي است زيرا دولت قصد ندارد به بازار ارز شوك وارد كند و بررسي‌ها نشان داده است كه اين اقدام بازار را دچار شوك خواهد كرد.” حسینی همچنین در سخنانی درباره اصلاح نظام بانکی نیز گفت: “مسلما اصلاح نظام بانكي در طرح تحول اقتصادي جمع‌بندي نشده است” و افزود:” بعيد مي‌دانم این طرح به سرانجام برسد و من اين طرح را قبول ندارم.”
پاسخ نمایندگان بخش خصوصی اقتصاد رنجور ایران به حسینی که مهار تورم، اصلاح نظام بانكي، توسعه بيمه‌هاي تجاري، توسعه نظام مالياتي، توسعه سرمايه‌گذاري خارجي و روابط بين‌الملل، اجراي سياست‌هاي اصل ۴۴، خصوصي‌سازي و توانمندسازي بخش غير‌دولتي، بازار سرمايه، بهبود نظام اداري وزارت اقتصاد و تحول در نظام وزارت اقتصاد را ده برنامه كوتاه‌مدت خود برشمرد یک جمله بود: ” لطفا کار جدیدی نکنید” دنباله …

این نوشته در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: دولت و اقتصاد، علیه یکدیگر

 (نگاشته شده در ایران لیبرالیسم)

با آن که الهام سخنگوی دولت در جمع خبرنگاران تاکید کرد توتال از ایران نرقته است اما رسانه ها توافقنامه بين ايران و روسيه در پروژه‌هاي نفتي و گازي را جایگزینی توتال با شرکت نفت روسی تعبیر کردند. توافقنامه دوجانبه همكاري‌هاي نفتي و گازي ايران و روسيه عصر روز يكشنبه با حضور وزير نفت، مديرعامل شركت ملي نفت و معاون امور بين‌الملل وزارت نفت از ايران و رييس هيات‌‌مديره شركت گاز پروم از روسيه به امضا رسيد. توسعه ميادين نفتي و گازي در ايران و روسيه، تشكيل شركت مشترك براي اجراي پروژه در ايران و روسيه يا ديگر كشورهاي ثالث مانند كشورهاي آمريكاي جنوبي،‌ توسعه فازهاي پارس‌جنوبي، همكاري در رابطه با انتقال نفت خام درياي خزر به درياي عمان توسعه خط لوله نكا - جاسك و ساخت يك پالايشگاه در شمال كشور از جمله بندهاي اين توافقنامه است.

در هفته گذشته سخنگوی دولت که تا کنون بارها سخنانش به چالش کشیده شده، خبرهای دیگری نیز به رسانه ها اعلام کرد که خود پیشتر تکذیب کرده بود و خبرگزاري دولت آن را جنجال رسانه‌اي با هدف تضعيف دولت خوانده بود. هفته گذشته محمد رحمتي، وزير راه و ترابري، به عنوان تنها وزير مشترك دولت خاتمي و احمدي‌نژاد نهمين وزيري بود كه دولت نهم را ترك کرد. پيش از وي، پرويز كاظمي، ناظمي اردكاني، كريمي‌راد، طهماسبي، وزيري هامانه، فرشيدي، دانش‌جعفري و پورمحمدي عمدتا به دليل اختلاف ديدگاه با رييس‌ دولت (به جز كريمي‌راد كه به دليل تصادف منجر به فوت از تداوم همكاري با دولت خلاصی یافت) جاي خود را به افراد جديدي براي تصدي وزارتخانه‌هاي رفاه، تعاون، دادگستري، صنايع، نفت، آموزش و پرورش، اقتصاد و كشور دادند.

جدايي محمد رحمتي، تنها بازمانده دولت اصلاحات در كابينه نهم، پس از انتشار اخباري مبني بر بازنشستگي و خداحافظي وي كه خبرگزاري دولت آن را جنجال رسانه‌اي با هدف تضعيف دولت خوانده بود، تحقق يافت و بدين ترتيب با خداحافظي رحمتي از وزارت راه‌وترابري، همزمان سه وزارتخانه كشور، اقتصاد و راه بدون راي اعتماد مجلس، توسط سرپرست اداره مي‌شوند. اين درحالي است كه مهلت دولت براي معرفي وزير پيشنهادي اقتصاد رو به پايان است و هنوز شخصي براي اين منظور به مجلس معرفي نشده است.
دنباله …

این نوشته در تاریخ ۲۲ تیر ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

اقتصاد ایران در هفته ای که گذشت: تورم، سوار بر موشک های ایرانی

 (نگاشته شده در ايران ليبراليسم)

رشد هرساله نرخ بالای تورم در اثر سیاست های غلط و افزایش نقدینگی در حالی رخ می دهد که شلیک آزمایشی موشک های ایرانی در پایان هفته گذشته بار دیگر بهای نفت را در بازارهای جهانی به شدت افزایش داد. پس از آنکه در ساعات اولیه شلیک موشک های ایرانی در روز چهارشنبه بهای نفت در بازارهای جهانی افزایش دو دلاری را تجربه کرد، بهای طلای سیاه افزایش جدی تری را در معاملات روز پنج شنبه به خود دید و با پشت سرگذاشتن بهای ۱۴۱ دلاری معاملات روز پنج شنبه خود را برای افزایش قیمت هایی بیش از پیش بینی های انجام شده آماده کرد. سرانجام بیشترین شیب نمودار نفتی پنج شنبه شب رخ داد و بهای نفت را به نزدیکی ۱۴۷ دلار در صبح روز جمعه رساند. به این ترتیب با افزایش شدید بهای نفت و ترسیم چشم انداز درآمدی شیرین برای دولت، هدف اصلی تحریم های بین المللی که تغییر رفتار دولت ایران بود بار دیگر بی حاصل شد و طبقه متوسط را به عنوان بازنده اصلی این جدال سیاسی میان ایران و جهان باقی گذاشت. تحریم هایی که گرچه تاثیرشان در عرصه بین المللی و در تبلیغات برون مرزی انکار می شود اما در داخل زمینه توجیه و فرافکنی سوءمدیریت ها از سوی دولت را فراهم می کند. دولتی که مشکلات داخلی را به خارج نسبت می دهد و صدالبته زمینه تبلیغات رسمی در داخل را علیه کشورهای تحریم کننده و حامی تحریم مهیا می بیند. دنباله …

این نوشته در تاریخ ۱۵ تیر ۱۳۸۷ به دست مسعود بُربُر نوشته شده است

بيانيه دانشجويان و دانش آموختگان ليبرال دانشگاه هاي تهران درباره سالگرد قيام دانشجويي ۱۸ تير

۱۸ تير بي شك، صفحه اي ماندگار در تقويم جنبش دانشجويي كشورمان محسوب مي شود؛ به گونه اي كه تاريخ كوشش هاي دموكراسي خواهانه و اعتراضي دانشجويان در كشورهاي استبدادي، همواره با ديده احترام و بغضي فروخورده به آن مي نگرد.

اگر دوم خرداد را گواهي بر مطالبات سياسي و آرمان هاي دموكراتيك ايرانيان تلقي كنيم اما حوادث تلخ و خونبار تيرماه سال ۷۸ آشكارا نشان داد كه نظام سياسي حاكم، تا چه اندازه اي از ظرفيّت انتقاد و اعتراضات دانشجويي برخوردار است. از اين رو بيراهه نيست اگر استدلال كنيم كه فاجعه ۱۸ تير، سرنوشت جنبش اصلاحات را، پيشاپيش و به گونه اي آشكار، به تصوير كشيد و سيماي پنهان امّا حقيقي استبداد ديني آغشته به نفت را عيان ساخت. براستي افسوس بر نظامي كه در مواجهه با اعتراض هاي دانشجوياني كه در همين سرزمين پرورش يافته اند، به انواع سلاح هاي گرم و سرد و زندان و شكنجه و انفرادي متوسل مي شود.

گرچه پيگيري قضايي اين فاجعه، همچنان كمترين خواسته جنبش دانشجويي و افكار عمومي محسوب مي شود امّا تقليل ۱۸ تير تا حد «دزديده شدن يك ريش تراش» عملاً دهن كجي گستاخانه اي به مجموعه آزادي خواهان، فعالان حقوق بشر و حتي جامعه ايراني است كه به خاطره اي دردناك تر از فجايع آن چند روز تبديل شد.

جامعه ايران، از انقلاب مشروطه تاكنون، همچنان آبستن مطالبات موكراتيك و آزادي خواهانه است و ۱۸ تير نيز، كوششي خونبار و ماندگار در راستاي نيل به همين آرمان هاي پاك و مقدس محسوب مي شود. اگر بپذيريم كه زايش و تكوين دموكراسي، همچون هر تولد ديگر، با رنج و مصائب گريزناپذيري همراه است پس چنين به نظر مي رسد كه روز به روز، بلكه لحظه به لحظه، بر رنج تكوين دموكراسي در جامعه ايراني افزوده مي شود و در اين ميان، جنبش دانشجويي همچنان اين صليب شكسته را به دوش مي كشد و در اين مسير، مظلومانه امّا مصمم، بيشترين هزينه ها را مي پردازد.

ما فعّالان سياسي- دانشجويي ليبرال دانشگاه هاي تهران، ياد و خاطره عزت ابراهيم نژاد و تمامي دانشجويان رنج كشيده اي را كه در سال هاي عشق و شور جواني، به بند در آمدند، گرامي مي داريم و بار ديگر، آزادي بي قيد و شرط ياران دبستاني در بندمان را خواستاريم.

باشد تا روزي نه چندان دور، در همين كوچه هايي كه اينك سرد و استبداد زده اند، در هواي دموكراسي استنشاق كنيم.

دانشجويان و دانش آموختگان ليبرال دانشگاه هاي تهران