۳۱ آگوست (نهم شهریور) روز جهانی وبلاگ بود. به نوشته «وبسایت روز جهانی وبلاگ» کارهایی که وبلاگنویسان قرار بود برای روز جهانی وبلاگ باید انجام دهند، شامل ۵ گام ساده بود:
۱- ۵ وبلاگ جدید که برایشان جالب است را پیدا کنند.
۲- به نویسندهی ۵ وبلاگ منتخبشان، خبر دهند که قرار است وبلاگشان را در پست روز جهانی وبلاگ، معرفی کنند.
۳- لینک وبلاگهای منتخب را در پستی قرار دهند و توصیف کوتاهی از وبلاگشان بنویسند.
۴- در ۳۱ام آگوست (۹ شهریور) پست را در وبلاگتان منتشر کنند.
۵- برچسب روز جهانی وبلاگ (BlogDay۲۰۱۰) را از طریق سایت تکنوراتی به مطلبشان اضافه کنند و در پستشان به سایت روز جهانی وبلاگ نیز لینک بدهند.
و اما برخی وبلاگهای فارسی معرفی شده در روز جهانی وبلاگ به نقل از صفحه این روز در فیسبوک:
انتظارات؛ عرف یا مدل
[این نوشته در روزنامهی دنیای اقتصاد و تارنگار رستاک نگاشته شده است.]
نويسنده: آرنولد كلينگ
برگردان: مسعود بُربُر
منبع: ميزس
مردم وقتی تصمیمات اقتصادی میگیرند، چه طور انتظاراتشان را نسبت به آینده شکل میدهند و تحلیل میکنند؟ به نظر من برای بررسی این موضوع باید دو جور بازار را در نظر گرفت. نخست بازارهای مالی متمرکز سراسری و دوم بازارهای غیرمتمرکز محلی.
طرح نجات تامين اجتماعي قريبالوقوع است
افسانهای به نام صندوق ذخیره تامین اجتماعی
[این مقاله در روزنامه دنیای اقتصاد، تارنگار ایرانشهر و تارنگار رستاک نگاشته شدهاست]
رابرت پ. مورفی
برگردان: مسعود بُربُر
منبع: میزس
تامین اجتماعی همین الان هم دچار کسری است و از درآمد عمومی ارتزاق میکند. مردم باید کمربندهایشان را برای افزایش مالیات، به اسم نجات تامین اجتماعی، ببندند و هیچ زیر چهل سالهای هم نباید برای مقرری بازنشستگیاش خیالبافی کند.
گاهی واقعا شگفتزده میشوم از اینکه ملت، ما اقتصاددانها را یک جا جمع نمیکنند تا از آبشار نیاگارا پرتمان کنند پایین. موضوعات پیچیدهای مثل چرخه بازار که هیچ، ما اقتصاددانها حتي نمیتوانیم بر سر اینکه تامین اجتماعی ورشکسته شده یا نه توافق کنیم.
اخیرا دین بیکر و دوست دیرینمان پل کروگمن با شدت و غضب مدعی شدند که فقط یک دروغگو یا یک احمق ممکن است تصور کند که تامین اجتماعی ورشکست شده است. مگر نه این که تامین اجتماعی بر یک صندوق ذخیره هنگفت تکیه دارد؟ در این مقاله نشان خواهم داد که چرا یک فرد عادی حق دارد که صندوق ذخیره را یک تدبیر حسابدارانه نینگارد و همچنین دلیل دیگری هم برای ابراز نگرانی درباره آینده اقتصادمان خواهم آورد.
رقابت برسر خانههاي مجلل
ثروتمندان هند کجا زندگی میکنند؟
[این مقاله در روزنامه دنیای اقتصاد و تارنگار رستاک نگاشته شدهاست]
نویسنده: شفالی آناند
برگردان: مسعود بُربُر
منبع: وال استریت ژورنال
آپارتمانهای مجلل دوباره رایج شدهاند و این بار از همیشه بهتر و بزرگترند.
طی چند ماه گذشته چرخ اقتصاد هند دوباره به حرکت درآمده و تاجران ثروتمند، برای خرید خانه آرزوهایشان، دوباره آماده پرداخت رقمهای بالای یک میلیون دلار شدهاند. حالا میتوانند آپارتمانهایی با پنج اتاق خواب و بیشتر بخرند که در زیربنایی پانصد تا هزار مترمربعی گسترده شده و امکاناتی مانند استخر شخصی و پارکهای سرسبز آسمانی دارد.
دنباله …
سرعت اینترنت خانگی ایران در مقایسه با دیگر کشورهای جهان صد و چهل و چهارم شد و کره جنوبی رتبه نخست را به دست آورد.
سرعت اینترنت خانگی ایران در میان ۱۵۲ کشور جهان پایین تر از کشورهایی مانند ونزوئلا، نيجريه، بوليوي، عراق و پاراگوئه قرار گرفته و پس از ایران تنها كشورهاي لبنان، هائيتي، السالوادور، افغانستان، مالي، گواتمالا، زيمبابوه و يمن باقي مانده اند.
بر اساس گزارش واحد اطلاعات اقتصادي اكونوميست، ایران در میان ۱۵۲ کشور جهان پایین تر از کشورهایی مانند ونزوئلا، نيجريه، بوليوي، عراق و پاراگوئه قرار گرفته و پس از ایران كشورهاي لبنان، هائيتي، السالوادور، افغانستان، مالي، گواتمالا، زيمبابوه و يمن باقي مانده اند.
این گزارش سرعت اينترنت خانگي هر كشور را بر اساس حداكثر عملكرد و سرعت با واحد مگابيت بر ثانيه، طي ۳۰ روز گذشته ارزيابي كرده است که در این مقیاس ایران به عدد ۰.۶۱ دست یافته است.
كاربران كشور كره جنوبي از بالاترین سرعت اینترنت خانگی برابر با ۳۴.۳۱ مگابيت بهره می برند. پس از كره جنوبي كشورهای لتوني، جمهوري مولداوی، ژاپن، سوئد و جزاير آلند قرار دارند. كشورهاي توسعه يافته اي از قبيل سوئيس، آلمان، دانمارك، بلژيك و سپس فرانسه، آمريكا، روسيه، كانادا و انگلستان نيز در فاصله جایگاه ۱۵ تا ۳۳ قرار دارند.
بر اساس برآورد وبسایت اخبار فناوری اطلاعات ایران “ایتنا” قیمت اینترنت در ایران به طور متوسط ۳۳۰ برابر کره است که با در نظر داشتن سرعت متفاوت، قیمت اینترنت ایران ۱۶۰۰۰ برابر سرعت معادل در کره خواهد بود.
منبع: فارس
وزیر بهداشت از آلودگی آب تهران خبرداد و گفت کودکان شیرخوار و زنان باردار از آب لوله کشی تهران استفاده نکنند. ساعتی پیش یکی از اعضای شورای شهر شوشتر نیز گفته بود در این شهر مردم به دليل كيفيت پايين آب لولهكشي ناچارند از آب تصفيه استفاده كنند.
درد ناحيه قلب، تنگي نفس و اختلال حواس از عوارض مهم وجود نيترات در بدن هستند
زماني كه درصد نيترات در آب از ۵۰درصد بالاتر برود، موجب بروز سرطان گوارش در افراد می شود
مرضیه وحید دستجردی وزیر بهداشت با اشاره به گزارش دریافتی از وزارت نیرو گفت براساس این گزارش میزان نیترات آب در تهران بالاتر از استاندارد است. میزان نیترات آب تهران با درصدهاي بين ۲۵ تا ۴۵ درصد عنوان شده اما دكتر ايرج خسرونيا، رئيس جامعه پزشكان داخلي ايران معتقد است ميزان نيترات بايد ۱۰ ميكروگرم در هر ۱۰۰ سيسي باشد و این یعنی عدد کنونی چند برابر بيش از حد طبيعي است.
به گفته وي مهمترين عارضه نيترات در بدن اختلال در سامانه اكسيژنرساني است. درد ناحيه قلب، تنگي نفس و اختلال حواس از عوارض مهم وجود نيترات در بدن هستند كه گاهي اوقات تشخيص علت اين عوارض براي پزشك هم دشوار است. به گفته وي زماني كه درصد نيترات در آب از ۵۰درصد بالاتر برود، موجب بروز سرطان گوارش در افراد می شود.
دکتر جلال الدین شایگان استاد دانشگاه صنعتی شریف و رییس شاخهی محیط زیست فرهنگستان علوم ایران نیز می گوید آب تهران ناسالم است. او می گوید بر اساس اندازهگیریهای خود من آب تهران فقط به نیترات آلوده نیست، بلکه یک مادهی خطرناکتر دیگر در آب تهران مشاهده شده به نام TOCکه اغلب سرطانزا است. به گفته او میزان این ماده از ۳ تا ۱۴ میلیگرم در آب تهران متغیر است در حالی که استاندارد آن در آب شرب باید صفر باشد و این بسیار نگران کننده است.
هفته گذشته نیز محمدرضا محمودي، مديركل مديريت بحران استانداري تهران از افزايش نيترات آب تهران خبر داده بود. او گفته بود پديده افزايش نيترات بيش از حد مجاز هنگامي رخ ميدهد كه بارندگي كم بوده و برداشت از آبهاي زيرزميني افزايش يابد. دلیل وجود نیترات در آب های زیرزمینی آلودگی پساب حاصل از مصرف شويندههاست.
این در حالی است که عضو شورای شهر شوشتر در مقابل، بارندگيهاي بالادست رودخانه، آب شدن برفها و افزايش دبي آب رودخانه كارون را دلیل گل آلود شدن رود کارون و در نتیجه آب شرب شوشتر دانسته بود. به گفته امیر رسولی، شهروندان شوشتر با وجود پرداخت هزينه آب شرب، ناچارند از آب تصفيه استفاده كنند و يا دستگاه آب شيرينكن در خانهها نصب كنند كه براي سلامت شهروندان ضرر دارد.
کیوان ساکت، با اشاره به تعطیلی یک ساله ارکستر ملی موسیقی ایران گفت: جاي اركستر ملي مدتها است كه خالي است و بايد اركستر دوباره كار خود را شروع كند. ترجيح همه نوازندگان اين اركستر نیز بر رهبري استاد فرهاد فخرالديني است.
آخرین کنسرت ارکستر ملی که قرار بود پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ در روزهای ۲۸ تا ۳۰ خرداد در تالار وحدت برگزار شود به خواسته فرهاد فخرالدینی و به دلیل مناسب نبودن فضای ملتهب جامعه به تعویق افتاد. همزمان با اعلام این تصمیم فخرالدینی بود که مباحثی بر سر ادامه رهبری او بر ارکستر ملی پیش آمد که در نهایت منجر به تصمیم او به کناره گیری از رهبری این ارکستر شد.
تابستان گذشته، محمدعلی خبری، مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، گفته بود ارکستر ملی با توجه به اصل ۴۴ واگذار شده و در صورت موفق بودن واگذاری ارکستر ملی به بنیاد رودکی سایر ارکسترهای دفتر موسیقی وزارت ارشاد نیز واگذار خواهد شد.
اما این ارکستر از خردادماه سال گذشته که به بنیاد رودکی واگذار شد تا هم اکنون در تعطیلی به سر می برد. این مجموعه پیش از آن مستقیما زیر نظر دفتر موسیقی وزارت ارشاد اداره می شد.
محسن رنانی اقتصاددان: در پایان هدفمندسازی، طبقه متوسطی وجود نخواهد داشت یعنی کشور به دو بخش تقسیم خواهد شد، یک اقلیت غنی و یک اکثریت فقیر.
محسن رنانی، اقتصاددان درباره «طرح هدفمندسازی یارانه ها» گفت: با اجرای سیاست هدفمندسازی یارانه ها، در عمل ما با چهار موج تورمی رو به رو هستیم:اول تورم انتظاری ناشی از بی اعتمادی، که سریع تر از تورم واقعی شکل می گیرد؛ دوم تورم ناشی از افزایش قیمت حامل های انرژی؛ سوم تورم غیر مستقیم ناشی از افزایش قیمت مواد اولیه و دستمزدها؛ و چهارم تورم ناشی از افزایش پایه پولی.

- هر بار که به تهران می آیی همه چیز در حال تغییر است: مثل سرطان
- In Iran everything is possible and everything is impossible
بی بی سی دارد مستندی درباره فوتبال با حجاب نشان می دهد. گذشته از اصل موضوع فیلم که اندیشه برانگیز است، دو تا جمله در فیلم بود از آدمی که چندگاهی یک بار به ایران می آید:
۱- هر بار که به تهران می آیی همه چیز در حال تغییر است: مثل سرطان
۲- In Iran everything is possible and everything is impossible
یادداشتی از مسعود بهنود خواندم با عنوان “ نقی دیگر فرمان نمی برد” و در فیس بوک به اشتراک گذاشتم و بالای آن نوشتم “بسیار بسیار خواندنی” و زیر آن نوشتم “این بار صراحت گهگاهی مسعود بهنود با شیرینی همیشگی قلمش تلفیق شده و هر که نخواند به باورم از دستش رفته است”. یکی از دوستان اندیشمندم روی دیوار فیس بوکم زیر این نوشته آورد که: “راستی مسعود جان این صراحت به هنگامی که بی بی سی در نوروز می خواست نام آوران تاریخ ایران را برگزیند از سوی مسعود بهنود عیان بود. ایشان با صراحت بی نظیرش حجت الاسلام خاتمی را یکی از بزرگان تاریخ ایران (دقت کنید تاریخ ایران) عنوان کرد”
همو با تهوع آورخواندن جهل یا غرض مسعود بهنود ادامه داده:” غرض و مرض یا شاید هم ناآگاهی آقای مسعود بهنود از همان بندهای آغازین قابل مشاهده است. ایشان می گوید نشانه های فراوانی هست که مستند می کند که بزرگ ترین نیروئی که رضاشاه را به قدرت رساند … بزن بهادرها و روحانیون بودند. این گزاره ای است که برخلاف گفته ی ایشان با هیچ مستند تاریخی ای نمی خواند. به باور مورخانی برجسته ای چون ماشاالله آجودانی، شاهرخ مسکوب، عباس میلانی، علی میرفطروس، سیروس غنی و … آمدن رضاشاه برآیند خواست اکثر روشنفکرانی آن دوره همچون محمدعلی فروغی، محمود افشار، علی اکبر سیاسی، عارف قزوینی، ایرج میرزا، ملک الشعرای بهار، داور، تیمورتاش و ده ها تن دیگر بود. رضاشاه تنها پادشاهی بود که برخلاف سنت چند سده ای که روحانیون تاج بر سر پادشاه می گذاردند وی خود تاج بر سر نهاد و این حرکت نمادینی بود به معنای پایان دست اندازی های این قشر بر جان و مال و ناموس ایرانیان که در طی ۱۶ سال پادشاهی او نمود عینی بسیاری هم یافت. جهل یا غرض آقای بهنود چنان تهوع آور است که آدمی را خواندن مابقی باز می دارد…”
در نوشته ی پیش رو از سه مسعود سخن هست. مسعود بهنود که نقی دیگر فرمان نمی برد را نوشته، مسعود دیگری که این نوشته را تهوع آور خوانده، و من که به نقد مسعود دوم نشسته ام.
ایرانیان امروزه شرایط دشوار اما تعیین كننده ای را تجربه می كنند. بهارِ گذشته شاید کمتر كسی باور می كرد كه انتخابات ریاست جمهوری و حوادث پس از آن، زمینه شكل گیری جنبشی را فراهم کند كه بدین سان مجدانه پیگیر مطالبات دموكراتیك، آزادی خواهانه و احقاق حقوق شهروندی ملت ایران باشد و علیرغم این همه سركوب، کشتار، زندان و شکنجه، استمرار و تداوم خود را در دوری از خشونت و مبارزات مسالمت آمیز ببیند.
در این میان مایه ی مباهات دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه های ایران است كه همگام با جنبش سبز ایرانی، با افتخار هزینه ی این مقاومت در برابر استبداد را می پردازد. اینك درحالی قریب به ۸۰ روز از بازداشت اعضای این حلقه فكری، آقایان مهرداد بزرگ، احسان دولتشاه و سینا شكوهی، می گذرد که این سه نفر در طول این مدت تحت شکنجه های روحی و جسمی برای قبول اتهاماتی واهی و خیالی قرار داشته اند و از دسترسی وکیل آنها به پرونده جلوگیری به عمل آمده است. عضو دیگر گروه، رشید اسماعیلی در اصفهان به بند كشیده شده است؛ و بیش از ۴۰ روز است که خانواده های سورنا هاشمی و علیرضا فیروزی در انتظار شنیدن تنها خبری از فرزندانشان هستند بی آنكه از دستگاه های مسوول پاسخی دریافت کنند؛ و این بازداشت های مكرر و همچنین تهدیدهای گاه و بی گاه دیگر اعضایمان، در مقابل خون هایی که نداها، سهراب ها، اشکان ها و آرش ها در راه رسیدن به آزادی داده اند چه ناچیز است.
دنباله …
بامدادخبر: نیروهای امنیتی با هجوم از قبل برنامهریزی شده، دست کم هفت عضو دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران را بازداشت کردند.
به گزارش بامدادخبر، نیروهای امنیتی عصر امروز(پنج شنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۸)، به منزل احسان دولتشاه، عضو دانشجویان و دانشآموختگان لیبرال دانشگاههای ایران، هجوم برده و دستکم هفت عضو این گروه را بازداشت نمودند.مهرداد بزرگ، سورنا هاشمی، علیرضا موسوی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، سینا شکوهی و البرز زاهدی، شش نفری هستند که در این هجوم از پیش برنامهریزی شده دستگیر شدند و احتمال دستگیری اعضای دیگر نیز میرود.
در این میان، دقایقی قبل، ماموران امنیتی، به همراه مهرداد بزرگ و سورنا هاشمی، به منزل این دو مراجعه کرده و اقدام به تفتیش منزل و لوازم شخصی آنها کردهاند.
اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال میگردد
همهمه گردشگرانی که به کوه های شمال تهران آمده اند، صدای شادی هایشان، خواندن هایشان و نفس زدن هایشان همه جا می آید. از میان این همهمه، صدای سوتی بلند میشود. گروهی پنج نفره، گرد چیزی ایستاده اند و در سوتشان می دمند. توجه همه به سمت صدا جلب می شود. روی سینه شان نوشته شده: «این صدای زباله است.»
(ادامه مطلب را در زيگزاگ بخوانيد)
آنچه در ۲۵ خرداد اتفاق افتاد از بسیاری ابعاد تازگی داشت و از بسیاری جهات نیز یادآور تاریخ سی سال پیش بود. تاثیر این اجتماع عظیم مردمی بر آینده نزدیک ایران بسیار فراتر از آن است که در نظر نخست دیده می شود. می کوشم فهرست وار برخی نکات را بیاورم. از بس مساله زیاد است قادر به تفصیل نخواهم بود. امیدوارم با همفکری دوستان به گسترش بحث برسیم. این طرح بحث است:
دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران، در بیانیه ای خطاب به مهدی کروبی، اعتراض خود را نسبت به کودتای حزب پادگانی در این انتخابات اعلام کرده خواستار آن شدند تا کروبی به عنوان کاندیدای مورد حمایت این گروه در انتخابات ریاست جمهوری دهم، به عهدی که با ملت بسته پایبند باشد، سکوت نکند، به ملت ایران بپیوندد و با صدایی بلند و رسا نه به استبداد را هم در کریدورهای قدرت و هم در خیابان فریاد بزند که این تنها راه باقیمانده برای تغییر است.
جناب آقای کروبی کودتا شده است!
آماده شد، گزارشی که از سر و صدای انتخابات در خیابان های تهران گرفتم. عکس های آن را نیز به زودی همینجا می گذارم تا ببینید. همچنین جا دارد از لادن، محمدرضا، لیونا و سامان تشکر کنم. گزارش را با ابزار زیر بشنوید و یا فایل آن را از اینجا دریافت کنید. حجم فایل ۴.۵ مگابایت است.
این متن به صورت پیامک به یکی از دوستانم رسیده است. در صورتی که صحت منبع آن تایید شود می توان آن را یکی از مهم ترین اخبار انتخابات این دوره دانست:
امروز اعلام می کنم حضور مردم پای صندوقهای رأی لازم عقلی است، و رأی به کسی که ملت او را دروغگو می داند حرام است، حال که آقایان مصلحت نمی دانند این سخنان از صدا و سیما پخش شود، مانند دوران انقلاب که اطلاعیه ها توسط مردم پخش می شد، باید این سخنان را بنویسید و تکثیر کنید. (آیت الله العظمی صانعی)
————-
پانوشت: پیشنهاد می کنم این دو خبر رجا نیوز را بخوانید و به ویژه به نظرات مردمی که این خبرها را خوانده اند توجه کنید:
۹فتوای آیتالله صانعی که از نظر برخی علما بدعت است
آیتالله یزدی: بعضی فتواهای آقای صانعی، بدعت در دین است
مقدمه
پس از پنجاه سال غلبه گفتمان چپ بر سپهر سیاسی ایران كه نتایجی خسارتبار و گاه جبرانناپذیر نصیب ایران و ایرانیان كرد؛ لیبرالیسم، آن ققنوس خوشخوانیست كه از زیر خاكستر، از پس ویرانههای چپزدگی رخ مینماید و از جانهای مشتاق آزادی دلربایی میكند. لیبرالیسم بر سه اصل فردیت، عقل و آزادی استوار شدهاست. در لیبرالیسم اصالت با فرد و آزادی او است و اداره امور جامعه و مسئولیت هدایت بشر به ساحل آرامش و لذت، بر عهده عقل نهاده شدهاست. آزادی برای ما هم هدف است، هم روش. آزادی مورد نظر ما دارای مرزبندی مشخص با هرج و مرج و بیبندوباریست. آزادی برای ما اگر چه اصل است و هر گونه محدود كردن آن نیازمند استدلالهای موجه، اما دامنه آزادی تنها تا جایی گسترده میشود كه موجب تجاوز به حریم حقوق بنیادین انسان با معیار اعلامیههای جهانی حقوق بشر نشود. از سویی آزادی حق انسان است و از سوی دیگر همه افراد انسانی نسبت به حقوق و آزادیهای یكدیگر مكلفاند.
در جهانبینی لیبرال، انسان موجودی جویای لذت و خردمند است كه با تأكید بر تعقل قادر است به نحو مطلوب امور خویش را تمشیت كند. انسان تنها موجودیست كه میتواند از طریق كنترل عقلانی امیال خود فرهنگسازی كند و فرهنگ و تمدن مهمترین فصل ممیز او با حیوانات است. با تكیه بر همین عقلانیت لیبرالی بودهاست كه دستاوردهای شریفی چون دموكراسی و حقوق بشر، چشماندازی جدید از زندگی را فرا روی انسان رهاشده از عصر بردهداری و فئودالیته قرار داد.
ما ضمن پرهیز از ارادهگرایی خام و با آگاهی نسبت به تواناییها و محدودیتهای نوع بشر، بر این باوریم كه میتوان با تمسك به عملگرایی لیبرال، كه خصوصیتی واقعبینانه دارد، بسیاری از ابعاد نامطلوب جامعه ایرانی در سپهر اقتصاد، سیاست و فرهنگ را با تكیه بر ارزشها و روشهای لیبرالی اصلاح كرد و تغییر داد. درست همین پرهیز از ارادهگرایی خام و غیر عقلانی است كه لیبرالها را از دروغ «مدینه فاضله» و افسون «یوتوپیاگرایی» مصون میدارد. انسان نه اسیر تقدیر تاریخی است و نه زندانی مشیتی فرا زمینی. از این رو لیبرالسیم به هیچ وجه انفعال و بیعملی را برنمیتابد؛ عمل سیاسی مبتنی بر عقلانیت و محاسبه فایده ـ هزینه را تأیید میكند اما افراطگرایی كور را رد میكند. تاریخ لیبرالیسم تاریخ مبارزههای باشكوه لیبرالها با پادشاهیهای مطلقه، كلیسای جبار، ارتجاع مذهبی، فاشیسم، استالینیسم و توتالیتاریسم است. لیبرالها همواره در صف مقدم مبارزه برای تحقق حقوق اساسی آحاد انسانها بودهاند. مبارزه با تبعیض نژادی و هر گونه آپارتاید، دفاع از برابری حقوق زن و مرد، بخشی دیگر از تاریخ پر افتخار مبارزات لیبرالی است. همین مبارزه عملگرایانه و عقلمحور است كه امروز لیبرالیسم را به بدیل ناگزیر انواع نظامهای سیاسیـ اقتصادی بسته و توتالتیر تبدیل كردهاست. ما مصمم هستیم این مبارزه شریف را تا تحقق حقوق بشر و دموكراسی، به عنوان والاترین ارزشهای لیبرالیسم ادامه دهیم و در این راه از فداكاری و پرداخت هزینه ابایی نداریم. به قول جان استیوارت میل، فیلسوف بزرگ لیبرال:« هر چند فقط در اوضاع و احوال بسیار ناقص جهان است كه هركس باید با فداكاری مطلق در مورد خوشبختی خود به خوشبختی دیگران یاری رساند؛ با این همه تا زمانی كه در این وضع ناقص قرار داریم ما با اعتقاد كامل اظهار میكنیم كه آمادگی برای چنین فداكاری، بزرگترین فضیلتی است كه میتواند در آدمی وجود داشتهباشد.» ما در این راه دست یاری همه آنهایی كه خود را همفكر و همراه ما در این مبارزه خطیر میدانند به گرمی میفشاریم. این مانیفست در واقع مبین مبانی نظری مشترك كسانی خواهد بود كه ذیل پرچم لیبرالیسم به ایران و جهانی آبادتر، ثروتمندتر و آزادتر میاندیشند. جهانی مصون از تروریسم، دیكتاتوری، بنیادگرایی، خشونت، جهل و به دور از جلوههای خشن و غیر قابل تحمل فقر. ما از طریق این مانیفست، موضع نظری خود را به صورت شفاف پیرامون مقولات زیر به اطلاع همگان میرسانیم:
دکتر موسی غنینژاد
بحران گستردهای که اکنون سراسر بازارهای مالی دنیا را فرا گرفته و موجب رکود فعالیتهای اقتصادی در اغلب کشورهای جهان شده، موجی از بیکاری و معضلات اجتماعی را به همراه آورده و توجه رسانههای همگانی و افکار عمومی را به خود جلب کرده است.
![]() |
براي توضیح این بحران و ارائه راههای برونرفت از آن، مسوولان سیاسی اغلب کشورهای ذیربط روی یک موضوع تاکید میورزند و آن ضرورت دخالت و نظارت بیش از پیش دولتها در حوزه فعالیتهای اقتصادی است.
احزاب چپ و راست حکومتی از انگلستان و آمریکا گرفته تا فرانسه و آلمان با رفع اتهام از خود انگشت اتهام رابه سوی بازار نشانه رفتهاند و مدعی شدهاند که سودجویی و بیبندوباری حاکم بر نظام بازار عامل اصلی به وجود آمدن این وضعیت اسفبار شده است. واضح است که براي توضیح پدیده پیچیدهای مانند بحران مالی، داوریهای احساسی و شعارهای عوامفریبانه گرچه ممکن است افکار عمومی را موقتا قانع کند، اما به لحاظ علمی کاملا بیارزش است و در عمل راه به جایی نمیبرد. نکته جالب توجه اینجاست که هیچ یک از دستگاههای کارشناسی و تحقیقاتی عریض و طویل دولتی در آمریکا و دیگر کشورهای پیشرفته صنعتی نتوانسته بودند این بحران را پیشبینی کنند و اکنون نیز قادر به توضیح آن در یک چارچوب تئوریک منسجم نیستند.
نظریههای مربوط به بحران را به طور کلی شاید بتوان به سه گروه تقسیم کرد: دنباله …
چگونه ميتوان خيريهها را اداره كرد؟
نویسنده: مت مندلسون
برگردان: مسعود بُربُر- مريم كاظمي
[اين نوشته درروزنامه دنياي اقتصاد
پس از آن كه در اگوست ۲۰۰۲، بنيادهاي خيريه تصميم گرفتند تا دست سرمایه دارانی را كه تا آن زمان از طریق آنها تغذیه ميشدند کوتاه کنند، ناگزير اين بنگاه لس آنجلسي نیز تعطيل شد و ۳۵۰ نفر از نيروي كارش اخراج شدند. مشکل آخر هم تصمیميبود که توسط بنیاد محصولات آوون اتخاذ شد. این تصمیم به منظور راهاندازی یک راهپیمایی سه روزه برای سرطان سینه بود که توسط گروه پالوتا که توسط این بنیاد از دور خارج شد تکمیل شده بود.
پس از اینکه برخی از روزنامهها در مورد پر هزینه بودن برنامههای پالوتا شروع به انتقاد نمودند، این انتقادات دیگر بنيادهاي خيريه را نیز برانگیخت. گله بنيادهاي خيريه معطوف به اين بود كه پالوتا يك بنگاه سودآور بوده و موسس آن، دانپالوتا، درآمدي بسيار بالاتر از حد رايج ، براي خود برداشت ميكند و با این کار اسم خیریه را خراب ميکند ، بنابراین باید این بنگاه تعطیل شود.
[اين نوشته در روزنامه دنياي اقتصاد و تارنگار ایرانشهر
نوشته: هنری هزلیت (فيلسوف و اقتصاددان معروف ليبرتارين كه درسال ۱۹۹۳ بدرود حيات گفت)
برگردان: مسعود بُربُر

هماکنون چشمانداز پیش روی سرمایهداری، اصلاً امیدوارکننده نیست. این اوضاع بهخاطر نقایص ذاتی سرمایهداری به عنوان یک نظام نیست، بلکه بدان خاطر است که آن را نظامی ناعادلانه معرفی میکنند و شایستگیهایش که بسیار اندک درک شدهاند را در نظر نمیگیرند. به همین دلیل عموماً سعی میشود که نظام سرمایهداری تحت کنترل قرار بگیرد، طوری که دیگر اثری از آن باقی نماند، اما پیش از آنکه درباره آینده احتمالی سرمایهداری بحث کنیم، باید ابتدا به روشنی بدانیم سرمایهداری دقیقاً چیست؟
سرمایهداری همان آزادی اقتصادی است. البته این دو عبارت در معنا، مترادفند، اما دلالتهای ضمنی بسیار متفاوتی دارند. واژه «سرمایهداری»، ابتدا در سال ۱۸۵۴ به مثابه یک لقب اهانتآمیز توسط کارل مارکس و پیروانش جعل شد. این عبارت برای نظامی در نظر گرفته شد که توسط سرمایهداران، به سود سرمایهداران و برای استثمار کارگران اجرا میشود. البته این لقب اهانتآمیز هنوز هم ناخواسته بر یکی از شایستگیهای این نظام تاکید میکند: نظام سرمایهداری منجر به انباشت سرمایه، استفاده بیشتر از آن و بنابراین افزایش دائمی و پرشتاب تولید ثروت میشود.
سرمایهداری را میتوان به عنوان ترکیبی از دو نهاد درک کرد: مالکیت خصوصی و بازار آزاد. مالکیت خصوصی، یعنی آنکه هر کس آزاد است دستاورد کار خویش را نگه دارد یا آن را هرجا که مناسبتر میبیند استفاده کند تا جایی که حقوق دیگران را زیر پا نگذارد.
بدیهی است که بدون حق مالکیت خصوصی، بشر عمده انگیزهاش را برای تولید هر چیزی با ارزش پایدار از دست خواهد داد. اگر یک برزگر بداند، پس از آن که زمینش را شخم بزند، بکارد و نگهداری کند، هر کس دیگر هم قانوناً به اندازه او حق دارد محصولش را درو کند، یا محصول دروشده را تصاحب کند، مطمئناً از همان ابتدا زحمت کاشتن محصول را به خود نمیدهد. یا اگر هر کسی بداند بعد از آنکه خانهای بسازد و اثاثش را تهیه کند، هر کس دیگری حق دارد آن را اشغال کند، خانهای ساخته نمیشد. مالکیت خصوصی پیشنیاز ضروری کار و تولید محصول با ارزش پایدار، به شمار میرود.
همچنین بازار آزاد به معنی حق خرید و فروش اموال در معاملاتی است که فرد میخواهد ترتیب دهد. وجود بازار آزاد نیز برای تولید بیشینه ثروت، ضروری است. از طریق همین ساز و کار بازار آزاد است که میزان تولید نه تنها بیشینه که بهینه نیز میشود: هر کس به عنوان تولیدکننده، در پی بیشترین درآمد است و به عنوان مصرفکننده در پی سودآورترین چیزی که با آن بتواند نیازهایش را تامین کند. به همین ترتیب، این سازوکار منجر به آفرینش دهها هزار کالا و خدمات متفاوت در مقادیر و نسبتهایی که مجموعه بزرگ مصرفکنندگان نیاز دارند خواهد شد.
بیایید نگاهی بیاندازیم به مسیری که این تعادل در تولید از آن به دست میآید. زمانی که تولید در تعادل است، حاشیه سود، هزینه و ریسکهای یکسانی در تولید هر کدام از هزاران کالا و خدمات متفاوت، وجود دارد. حالا فرض کنیم ناگهان تقاضا برای کالای X افزایش یابد. رقابت مصرفکنندگان با هم، قیمت این کالا را افزایش خواهد داد، و این به نوبه خود حاشیه سود تولید آن را نسبت به سود بهدست آمده از محصولات دیگر افزایش میدهد. شرکتهایی که از قبل، کالای X را تولید میکردهاند، تلاش میکنند تولیدشان را افزایش دهند. بنابراین کارگران بیشتری به کار میگیرند و سرمایهگذاریشان را در تجهیزات و موجودی، افزایش میدهند. شرکتهای دیگر نیز تلاش میکنند تولید X را شروع کنند؛ زیرا از تولید Y یا Z سودآورتر است. به همین ترتیب، قیمت X یا سود بهدست آمده از تولید آن، تا سطح سودی که در حوزههای دیگر رایج است پایین خواهد آمد. در همین اثنا تولید X در مقایسه با دیگر کالاها افزایش یافته است.
حالا اگر تقاضا برای Y کم شود عکس این رخ خواهد داد. Y تا زمانی که حاشیه سود بدست آمده از آن، با احتساب ریسکهای مربوطه، حداقل به سطح سود حاصل از تولید کالاهای دیگر برسد به میزان کمتری تولید خواهد شد. به عنوان یک نتیجه این سازوکار، هزاران کالا و خدمات گوناگون، در مدت اندکی، با کمترین هزینه و با نسبتهای مورد نیاز جامعه تولید خواهد شد. با این روش است که نظام سرمایهداری، معضل محاسبات اقتصادی را حل میکند، معضلی که یک نظام سوسیالیستی، مطلقاً از حل آن ناتوان است. نخستین اقتصاددانی که این مساله را قاطعانه نشان داد، لودویگ فون میزس بود.
باید توجه داشت که موفقیت این فرآیند نیازمند آن نیست که تولیدکنندگان یا تجار، سود به اصطلاح منصفانه به دست آورند. این رقم مطلق سود نیست که جهت تولید را تعیین میکند، بلکه سود نسبی است که به مثابه جهتنما عمل میکند. سود همگن «منصفانه»، تولید را بدون معیار و نقشه و قطبنما رها میکند. اشتباه است اگر نظام سرمایهداری را «نظام سود» بخوانیم. البته که این نظام در جستوجوی سود هست، اما نام کاملا مناسب آن، نظام سود و زیان است. برای عملکرد سالم و مناسب این نظام، همان قدر که لازم است بنگاههای ناکارآمد – یا تولید کالاهای مازاد- از طریق زیاندهی حذف شوند، باید بنگاههای کارآمد یا تولید کالاهای مورد نیاز با سود بیشتر پاداش داده شوند.
نکتهای هم که باید اینجا در پرانتز ذکر کرد، این است که سود معمولاً چیزی «اضافه بر قیمت» نیست، هزینهای نیست که بر گردن مصرفکننده میافتد. عمده سود به جیب تولیدکنندهای میرود که از رقیبانش محصول بهتری تولید میکند یا آن را ارزانتر از هزینه متوسطش تولید میکند.
بسیاری از اقتصاددانان ادعا میکنند که در یک اقتصاد ایستا، اصولاً سود خالصی در کار نیست، بلکه سود تولیدکننده A معادل زیان تولیدکننده B است. این گفته ممکن است به نظر عموم، تعجبآور باشد؛ چراکه «سود» در مفهوم عامه عبارتی است بسیار فراتر از آن «سود خالصی» که اقتصاددانان تعریف میکنند. سود در تعریف عام آن، تقریباً همه رقم بازگشت سرمایهای را که به گرداننده و سرمایهگذار شرکت میرسد، شامل میشود. در حالی که از نظر اقتصاددانان، مقدار زیادی از این بازگشت سرمایه، در واقع باید به حساب بهره سرمایه اولیه، یا «اجاره» کارخانه تحت مالکیت وی، یا دستمزد کار مدیریتی خود وی گذاشته شود. بنابراین در یک سیستم حسابداری درست، باید این عایدیها به عنوان بهره، اجاره و دستمزد ثبت شود و تنها آنچه باقی میماند به عنوان سود خالص در نظر گرفته شود.
در یک اقتصاد در حال گسترش، احتمالاً یک مجموعه خالص سود برای تولیدکنندگان وجود دارد که حتی اگر آن را هزینهای برای مصرفکننده به حساب آوریم (که نباید چنین کنیم) هزینهای موقت خواهد بود؛ چرا که بخش عمده این سود، مجدداً برای تولید بیشتر و کارآمدتر سرمایهگذاری میشود و هزینه تولید و قیمت را کاهش میدهد و بازده را بالا میبرد.
پس سرمایهداری نظام انگیزهها و بازدارندههاست. این نظام، انگیزه تولید هر کالایی را بیشینه نمیکند، بلکه انگیزه را برای تولید کارآمد کالاهایی که بیش از بقیه مورد نیازند، بیشینه میکند.
سرمایهداری، این مطلوب را از راه دیگری نیز به انجام میرساند: سرمایه را همواره در دست کسانی میگذارد که نشان دادهاند استفاده بهتر از آن را بلدند. کسانی بالاترین سود را میبرند که در جابجایی تولید به سودآورترین مسیرها، و در انتخاب کارآمدترین روشها و تواناترین مدیرها بهترین داوری را میکنند. این یعنی اینکه اینها سرمایه بیشتری بهدست میآورند تا هر جا که فکر میکنند بیشترین بازده را دارد، سرمایهگذاری کنند. آنهایی هم که سرمایهشان را در حوزههای ناکارآمد به کار میبرند یا مدیران ضعیف را استخدام میکنند، سرمایهشان را از دست خواهند داد و سرمایه کمتری (اگر به صفر نرسیده باشد) برای سرمایهگذاری خواهند داشت.
بسیاری از مردم به گونهای صحبت میکنند که گویی «تولید» و «توزیع» دو فرآیند جداگانهاند، آن گونه که در سوسیالیسم مطرح بود. انگار که کالاها نخست تولید و سپس توزیع میشوند. چنین چیزی، در نظام بازار رخ نمیدهد. کالاها به عنوان اموال کسانی که تهیهشان کردهاند به بازار میآیند. همان گونه که اقتصاددان آمریکایی، جان بیتس کلارک، برای نخستین بار اشاره کرد، در یک نظام بازار آزاد رقابتی، هر عامل تولید به اندازه محصول نهایی که تولید میکند به دست میآورد، یعنی اغلب، هر کس آنچه تولید میکند را به دست میآورد. به قول کلارک: «رقابت آزاد، مایل است به نیروی کار همان چیزی را بدهد که نیروی کار میآفریند، به سرمایهدار آنچه سرمایه میآفریند، و به کارآفرینان، آنچه تعاون و همکاری میآفریند. رقابت آزاد مایل است به هر تولیدکننده، میزانی از ثروت را بدهد که خودش ایجاد کرده است.»
به یک مثال ساده – که بیش از حد هم ساده شده است- نگاهی بیاندازیم: فرض کنیم «پیتر» و «پل» صندلیسازند. جداگانه کار میکنند و صندلیهایی با کیفیت یکسان بیرون میدهند، اما پیتر کوشاتر است، هر روز یک صندلی بیرون میدهد و شش روز هفته کار میکند، در حالی که پل، راحتطلبتر است و هفتهای سه صندلی بیرون میدهد. هر کدامشان یک صندلی را ۴۰ دلار میفروشند. پس پیتر در هفته یک درآمد خالص ۲۴۰ دلاری دارد و پل ۱۲۰ دلاری. مزخرف است اگر پل ناله کند که قربانی «توزیع» ناعادلانه درآمد است. «توزیعی» در کار نیست، هر کدام معادل تولیدشان درآمد دارند.
همین حکایت برای کفاش و خیاط و بنا و وکیل هم برقرار است. هر کدام به اندازهای درآمد دارند که مشتری بابت کالا یا خدماتشان پول بپردازد. اگر چند صندلیساز در شهر باشد و هر کدام تصمیم بگیرند با استخدام شاگرد، بازدهشان را بالا ببرند، عایدیشان به اندازهای که کار شاگرد به فروششان بیفزاید، بیشتر میشود و رقابت صندلیسازانی که دنبال شاگرد میگردند، دستمزدها را به همین اندازه بالا میبرد. هر شاگردی سعی میکند به اندازهای که کارش بر قیمت محصول میافزاید، درآمدش را بالا ببرد.
نمیتوانیم ادعا کنیم چنین نظامی عادلانه نیست. در این نظام، پاداش متناسب است با کمیت و کیفیت تولید بر اساس قضاوت بازار. چنین نظامی است که انگیزه تلاش و تولید را بیشینه میکند.
نظام بازار آزاد، همچنین، آزادی رقابت را ممکن میکند و آن را تشویق میکند. رقابت توسط نویسندگان سوسیالیست اغلب به اتلاف و دوبارهکاری تعبیر میشود، در حالی که دقیقاً برعکس است. همانگونه که دیدیم، یک نتیجه رقابت آن است که همواره تولید را از دست رقیبان ناتوان بیرون میکشد و آن را هرچه بیشتر و بیشتر در دستان مدیران کارآمدتر میگذارد. رقابت همواره روشهای کارآمدتر را بالاتر میبرد. رقابت همواره به کاهش هزینههای تولید مایل است. بیشترین پاداش را به کسانی میدهد که بیش از بقیه هزینه تولید را کاستهاند و بیش از همه کسانی را حذف میکند که در کاستن هزینهها سستترین باشند. همچنان که تولیدکنندگان محصول ارزانتر را گسترش میدهند، قیمتها کاهش مییابند، تولیدکنندگان پرهزینه ناچار میشوند محصولشان را ارزانتر بفروشند و نهایتا یا هزینههایشان را کم کنند یا فعالیتشان را به حوزه دیگری منتقل کنند.
اما رقابت در سرمایهگذاری و بازار آزاد، به ندرت، رقابت صرف در کاهش هزینههای یک محصول مشابه است. رقابت تقریباً همیشه، در بهبود یک محصول مشخص هم وجود دارد. طی قرن گذشته، رقابت در ارائه و تکمیل محصولات تازه یا ابزارهای تازه تولید هم بوده است. راهآهن، دینام، لامپ برق، خودرو، هواپیما، تلگراف، تلفن، گرامافون، ضبط صوت، دوربین، تصاویر متحرک، رادیو، تلویزیون، یخچال، تهویه مطبوع، رایانه، انواع بیپایان پلاستیک و مصنوعات و مصالح تازه محصول رقابت هستند. رقابت، به افزایش بیحد مطلوبیت زندگی و رفاه مادی عموم منجر شده است.
به طور خلاصه، رقابت سرمایهداران، انگیزهای بزرگ برای پیشرفت و نوسازی، محرک اصلی پژوهش، انگیزه بنیادی کاهش هزینه و توسعه محصولات بهتر و تازهتر و کارآمدی بیشتر از هر نوع بوده است و منافع غیرقابل محاسبهای را به بشر اعطا کرده است.
نظام بازار آزاد، در پایان، نظام بزرگی از همکاری اجتماعی است. این همکاری، بین تولیدکننده و خریدار وجود دارد. هر دو از معاملهای که انجام دادهاند، بهره میجویند و به همین خاطر هم آن را انجام میدهند. مصرفکننده، نان مورد نیازش را به دست میآورد، نانوا سود مالی را به دست میآورد. این سود مالی هم انگیزه نانوا برای پخت نان است و هم برای اینکه بتواند به نان پختنش ادامه دهد، ضروری است. همان گونه که آدام اسمیت بسیار پیش از این بیان کرده، ماهیت هر مبادله تجاری همین است: «چیزی که میخواهم را به من بده تا آنچه میخواهی را بهدست آوری.»
بر خلاف جار و جنجال بزرگ اتحادیههای کارگری و سوسیالیستها، رابطه کارفرما و کارگر نیز از اساس، یک رابطه همکاری است. هر یک به دیگری نیاز دارد و رابطهشان ماهیتاً از جنس شراکت است. هرچه کارفرما موفقتر باشد، میتواند کارگران بیشتری را استخدام کند و دستمزد بیشتری نیز به آنها پیشنهاد کند. هر چه کارگرها کارآمدتر باشند، کارفرما موفقتر خواهد بود و کارگران دستمزد بیشتری دریافت میکنند.
اگرچه ممکن است این ایده به نظر بسیاری عجیب بیاید، اما لازم است اشاره شود که حتی رقابت اقتصادی نیز شکلی از همکاری اقتصادی است. دست کم میتوان گفت که رقابت اقتصادی یک بخش ضروری از یک سیستم کارآمد همکاری اقتصادی است. اگر رقابت را جداگانه بنگریم، این عبارت ممکن است متناقض به نظر بیاید، اما اگر یک گام به عقب برگردیم و نگاهی فراگیر به آن بکنیم، بدیهی میشود. جنرالموتورز و فورد مستقیماً با هم همکاری نمیکنند، اما هر یک سعی دارند با مصرف کننده، با خریدار بالقوه ماشین، همکاری کنند. هر شرکت سعی میکند از رقیبش ماشین بهتری به مشتری پیشنهاد کند یا ماشینی با همان کیفیت را با قیمت کمتری ارائه دهد. هر کدام از این شرکتها محرک شرکت دیگر برای کاهش هزینهها و تولید بهتر است. به عبارت دیگر، هر کدام برای همکاری موثرتر با عموم خریداران به دیگری فشار میآورد. هر یک دیگری را کارآمدتر میکند. بنابراین جنرالموتورز و فورد غیرمستقیم همکاری میکنند. هر شرکت عظیمیخود یک تشکیلات بزرگ مبتنی بر همکاری است. برای مثال، یک روزنامه بزرگ، سازمانی است که در آن هر گزارشگر، دبیر سرویس، مدیر بازرگانی، چاپخانه، راننده کامیون پخش و روزنامهفروش برای ایفای نقش خود همکاری میکنند. یک شرکت صنعتی بزرگ مثل جنرالموتورز یا جنرال الکتریک – یا در واقع هر کدام از هزاران شرکت موفق کوچکتر- معجزهای از یک همکاری دائمی است.
در مقیاس کلان نیز همه جهان آزاد، از طریق تجارت دو جانبه، در یک نظام همکاری بینالمللی به هم وابسته شده است و در آن هر کشوری نیازهای دیگران را ارزانتر و بهتر از آنچه خودشان میتوانستند تهیه کنند، فراهم میکند. در واقع این همکاری در مقیاس بزرگ و کوچک رخ میدهد؛ چراکه هر کدام از ما میدانیم پیشبردن اهداف دیگران، اگرچه غیرمستقیم، اما موثرترین روش برای دستیابی به خواستههای خودمان است.
بنابراین بازار آزاد، نظام عظیمی از همکاری اجتماعی است که انگیزهها را برای تولید بیشینه میکند، تولید را به طرز معجزهآسایی جهتدهی میکند؛ به گونهای که هزاران کالا و خدمت به نسبتهایی که در جامعه مورد نیازند، تولید شوند. بازده را بیشینه میکند و این امر را با پاداشدهی بر مبنای اصل «به هر کس به اندازه تولیدش» انجام میدهد. هدف اصلی ما باید تلاش در جهت به کمال رساندن این نظام سترگ باشد، نه براندازی یا استحاله آن.
این نظام بزرگ، از زمان ظهور ایدههای سوسیالیستی در قرن نوزدهم، همواره مورد حمله بوده است. امروزه نیز از جهات گوناگونی تهدید میشود. آینده تجارت آزاد وابسته به تواناییاش در دفع این حملات است تا بتواند خودش را از این به اصطلاح «اصلاًحات» نجات دهد.

بیایید به مهمترین تهدیدهای معاصر تجارت آزاد نگاهی بیندازیم و از رودرروترین و جدیترینشان آغاز کنیم:
در نیمه نخست قرن بیستم، رودرروترین و جدیترین تهدید تجارت آزاد، سوسیالیسم عریان بود، یعنی سوسیالیسم به شکل ارتدوکس مالکیت دولتی و مدیریت ابزارهای تولید. این همان چیزی است که امروزه آن را در کاملترین شکلش در جهان کمونیستی داریم و به شکلی تعدیلشده و جزئی هم در بیشتر جهان غیرکمونیست یافت میشود، اما مالکیت دولتی ابزار تولید، دیگر افسون خود را از دست داده؛ زیرا در عالم واقع آزموده شده است. بیشتر دولتهای اروپایی، مالک و مجری راهآهن و خدمات تلفن و تلگراف کشورشان هستند. نتیجه این امر خدمات ضعیف و کسری بودجه مزمن بوده است. حتی راهآهنهای خصوصی آمریکا که به شدت تحت کنترلند عملکرد بهتری دارند یا مخابرات خصوصی در آمریکا، اگرچه باز هم شدیداً تحت نظارت است، هنوز در جهان بهترین است. دفاتر پستی دولتی، دیگر همه جا به لطیفهای شبیه است. احزاب سوسیالیست در اروپا، هنوز هم میخواهند صنایعی که ملی کردهاند را برای حفظ آبرو هم که شده ملی نگه دارند، اما معدودی از آنها هم، فعالانه درپی فشار بیشتر برای ملیسازی هستند.
شاید امروزه مهمترین تهدید تجارت آزاد تقاضای برابری بیشتر در زمینه درآمدهای شخصی باشد. امروزه سوسیالیستها (یا سایر «اصلاًحطلبان») عموماً تقاضای برابری مطلق درآمد را ندارند(توقعی که برنارد شاو داشت یا وانمود میکرد که دارد) زیرا درک میکنند که این امر انگیزه کار و مالکیت را از بین میبرد. اگر بتوانیم جامعهای را تصور کنیم، که هر فرد بالغی در آن، صرف نظر از اینکه چه قدر و چگونه کار میکند، درآمد تضمینی ثابتی، بگو ۴۰۰۰ دلار، در سال داشته باشد و هیچکس هم اجازه نداشته باشد بیش از ۴۰۰۰ دلار در سال درآمد داشته باشد یا پسانداز کند، به سادگی میتوان دید که اگر افراد نفع شخصی خود را دنبال کنند، هیچ کس کار نمیکند و همه گرسنگی میکشند. دلیل هم که روشن است. کسی که قبلا کمتر از ۴۰۰۰ دلار تضمینشده درآمد داشته باشد (و حالا هم چه کار کند چه نکند آن را به دست میآورد) دیگر اصلاً نیازی به کار و تولید ندارد و کسی هم که بیش از سطح تضمینشده ۴۰۰۰ دلاری درآمد داشته است، دیگر کسب درآمد اضافی را ارزنده نمیبیند؛ چراکه به هر حال اضافه آن از چنگش درمیآید. فراتر از آن، به زودی زود، عطای همان درآمد ۴۰۰۰ دلاری را هم به لقایش میبخشد؛ چراکه به هرحال این رقم به او پرداخت میشود؛ چه کار کند چه نکند همان درآمد را دارد. پس در یک برنامه برابری درآمد، هر کس که با دید خودش و بر مبنای مصالح شخصیاش رفتار کند، تقریباً زحمت هیچ کاری را به خود نخواهد داد و ملت به زودی بدبخت میشود.
البته، یک برنامه یکسانسازی ملایمتر، نتایج معتدلتری دارد، اما به هر حال هر برنامهای که درآمد افراد را از آنها بگیرد و به کسانی که چیزی در نمیآورند بدهد، انگیزه کار را تا درجه معینی کم میکند.
نمیدانم اصلاً امکان دارد یا نه، اما اگر هم امکان داشته باشد من نمیتوانم معین کنم، دقیقاً چه سطح از درآمد تضمینشده یا چه نرخ مالیات بر درآمدی، چند درصد از انگیزه تولید میکاهد، اما شاید بر اساس یک تخمین دم دستی و ملموس بتوان گفت که هر نرخ مالیات بر درآمد بالای ۵۰ درصد (چه مالیات با نرخ ثابت ۵۰ درصد و چه مالیات با نرخ نهایی ۵۰ درصد)، انگیزه تولید را کاهش میدهد و حتی در بلندمدت درآمد دولت را کاهش میدهد. مطالعات عملی کالین کلارک و دیگران، پیشنهاد میدهد که هر نرخ مالیات بر درآمد بالای ۲۵ تا ۳۵درصد، در طولانی مدت به طور جدی رشد درآمد ملی را کاهش میدهد.
هر برنامهای که برای مردمی که کار نمیکنند درآمدی فراهم کند تا حد مشخصی انگیزهها را کاهش میدهد. همه مالیاتها، به خودی خود، چه بسته به میزان و چه بسته به طبیعتشان، انگیزه تولید را کاهش میدهند. مالیات تصاعدی بر درآمد شخصی و مالیات شرکتی، رشد بالقوه را به شدت کند میکند. مخارج دولتی، به خودی خود، تهدیدی سنگین علیه نظام تجارت آزاد است و تامین این مخارج از راههای غیر مالیاتی مانند کسری بودجه و تورم، تهدیدی جدیتر است. به نظر میرسد، یک نرخ تورم ملایم، در پلههای اولیهاش، محرک تولید باشد، اما تورم همواره محرک غلطی است؛ چراکه منجر به سرمایهگذاری نامناسب، مصرف نامناسب، اتلاف، بیاعتمادی و فساد میشود و همان قدر یک ملت را ناتوان میکند که یک فرد را اعتیاد به مواد مخدر، اما آنچه حتی از تورم هم بدتر است، کنترل قیمتها برای لاپوشانی و فرونشاندن آثار تورم است. مهار قیمتها، کنترل دستمزدها، مهار اجارهها و کنترل نرخ بهره، همیشه تولید را منحرف میکند، کاهش میدهد، نامتعادل میکند و از هم میپاشد. آثار اینها، تقریباً همیشه زیانبارتر از آثار تورمی است که سعی در نهفتناش داشتهایم.
امروزه، یک تهدید جدی تجارت آزاد «قدرت چانهزنی» بی حد و از روی اکراهی است که توسط دیوانسالاران و قوانین کار معاصر، به اتحادیههای کارگری داده شده است. برخلاف افسانه صد ساله، اتحادیههای کارگری نمیتوانند دستمزد واقعی همه بدنه کارگری را افزایش دهند. در بهترین حالت، شاید بتوانند دستمزد پولی اعضای خودشان را به بهای کاهش اشتغال، بالا ببرند. هر آنچه که اتحادیههای کارگری با اعتصاب و تهدید به اعتصاب به دست آورند، حتی برای خودشان، در بهترین حالت کوتاهمدت خواهد بود؛ چراکه اگر بتوانند دستمزد را به طور جدی افزایش دهند یا حاشیه سود و سود مورد انتظار سرمایهدار را کاهش داده و حتی حذف کنند، سرمایهگذاری تازه را کاهش داده و دلسرد کردهاند. بنابراین در طولانی مدت، تولید کمتر، اشتغال کمتر و درآمد کمتری برای همه در کار خواهد بود. اگر قرار است تجارت آزاد حفظ شود، قوانین کار کنونی باید تعدیل شوند.
تهدید دیگر برای نظام تجارت آزاد که در سالهای اخیر هم افزایش یافته است، خصومت عریان با کسبوکار است. به سادگی میتوانیم این خصومت را به دو دسته تقسیم کنیم: (۱) ناسازگاری با خدمات عمومی مثل راهآهن، شرکتهای تلگراف و تلفن، شرکتهای برق و مانند آن (۲) دشمنی با هر کسبوکار موفق بزرگ، حالا هر چه که باشد.
نوع اول خصومت، برای مدت بیشتری با ما بوده است و منجر به نظارت بیش از حد و بیاعتمادی و فریب شده است و نتیجه آن قیمتهای بسیار پایین تنظیمشده توسط دولت است که مبالغ کافی برای تحقیق و توسعه را فراهم نمیآورد و پیشرفت و توسعه خدمات و سرمایهگذاری مجدد را میسر نمیکند.
شدت و تکرار نوع دوم دشمنی اخیراً بیشتر شده است. خصومتی که به بهانه قوانین ضد انحصار، مقابله و پیگرد قانونی را منجر میشود تا جایی که هیچ شرکتی نمیداند چه زمانی و بخاطر چه عملکردی تحت پیگرد قرار میگیرد. به ویژه رشد گزاف قوانینی که ظاهراً برای «حمایت از مصرفکننده» طراحی شدهاند از همینجا میآید. این قوانین حالا دیگر سعی دارند بستهبندی کالاها، چگونگی ساخت اتومبیل، نرخ بهره، شرایط بازپرداخت وام و … را جزء به جزء دیکته کنند. از سال ۱۹۶۲ به این سو، تولیدات دارویی تازه، پیش از آنکه به بازار عرضه شوند، ناچار بودهاند از موانع دشواری عبور کنند و همین باعث شده هم در تعداد و هم در اهمیت داروهای حیاتبخش تازه که کشف و معرفی میشوند، سقوط فاجعه باری را شاهد باشیم. وقتی هم که شرکتهای دارویی به خاطر محصولاتشان مورد حمله نباشند، بهخاطر قیمتهای بالایشان مورد حمله قرار میگیرند و همین حکایت باقی است. غمناکترین بخش ماجرا آنجاست که کسب و کارهای بزرگ، شجاعتشان را برای دفاع از خودشان، حتی در برابر حمله رو در رو از دست دادهاند. جوزف آ.شومپتر یک نسل پیش در کتاب بدبینانهاش، «کاپیتالیسم، سوسیالیسم و دموکراسی» که سال ۱۹۴۲ منتشر شد، در همین باره ابراز نظر کرد. او این تز را علم کرد که «در نظام سرمایهداری، گرایشی به خودویرانگری وجود دارد.» او به عنوان شاهد این امر، «بزدلی» مردان بزرگ تجارت را هنگام رو در رویی با حملات مستقیم یادآوری میکند: «آنها حرف میزنند و شکایت میکنند، یا آدمهایی را اجیر میکنند تا این کار را برایشان انجام دهند. به هر بختی برای سازش چنگ میزنند. همواره برای تسلیم آمادهاند و هرگز زیر پرچم ایدهها و علائق خودشان نبردی برپا نمیکنند. هرگز در این مملکت، هیچ مقاومت راستینی علیه موانع تجاری یا علیه وضع قوانین کاری که به کاهش کارآیی منجر میشوند، دیده نشده است.»
این چشماندازی است که وجود دارد. سرمایهداری، نظام مالکیت خصوصی و بازار آزاد، نه تنها نظام عدالت طبیعی و آزادی است – که مایل است پاداش را نه بر اساس توقعات بلکه بر مبنای نسبت تولید، باز توزیع کند- بلکه یک نظام عظیم از خلاقیت و همکاری است که برای نسل ما وفور نعمتی تولید کرده است که نیاکانمان به خواب هم نمیدیدند. نظامی که هنوز خیلی کم درک شده است، توسط بسیاری مورد حمله واقع میشود و تعداد بسیار اندکی هوشمندانه از آن دفاع میکنند. باید بگویم که حفظ این نظام چندان آسان نخواهد بود. تنها در صورتی میتوان این نظام را حفظ کرد که شایستگیهایش پیش از آنکه خیلی دیر شده باشد، توسط عموم درک شود. جهان اکنون کشمکشی میان آموزش اقتصاد و فاجعه را شاهد است.
* هنری هازلیت (۱۹۹۳-۱۸۹۴ :Henry Hazlitt) روزنامهنگاری اقتصادی نامآوری بود که برای روزنامههایی چون والاستریت ژورنال، نیویورک تایمز، امریکن مرکوری و نیوزویک قلم میزد. کتاب مشهور او «اقتصاد در یک درس» که در سال ۱۹۴۶ منتشر شد، شهرت فراوانی برای او به ارمغان آورد.
برگردان: مسعود بُربُر
(نگاشته شده در روزنامه دنياي اقتصاد و تارنگار آفتاب)
فلسفه علوم اجتماعي، داراي موضوعي با اهميت اما نه چندان شناخته شده است. اين گرايش، بنيادي ترين پرسش ها را درباره امكان نگرش علمي به جهان اجتماعي مطرح مي كند: گستره و مرزهاي نگرش علمي به جامه كدام است؟ دستيابي به شناخت علمي از جامعه چه مولفه هايي را شامل مي شود؟ براي داوري ميان تبيين هاي گوناگون اجتماعي، چه معيارهايي مناسب تر است؟ فلسفه، هم مي تواند ما را در برساختن شاخه اي از دانش رهنمون شود، و هم مي تواند به مثابه يك معيار در مسير پيشبرد و گسترش آن شاخه، به خدمتمان درآيد. فلسفه طي يك دو قرن گذشته، در حوزه روشنفكري در هر دو كارويژه اش خدمت كرده است.
(نگاشته شده در بامداد خبر)
هفته گذشته، سرشار از وعده های تازه دولتیان به مردم بود: کاهش حقوق کارمندان و بازنشستگان در سال آینده، گرانی ۴۰۰ درصدی خدمات دولتی، کاهش بودجه عمرانی، نرخ دوگانه بیکاری و نامزدی احتمالی آقای وزیرکار برای ریاست دولت.
(نگاشته شده در ايران ليبراليسم )
در هفته ای که پارلمان بخش خصوصی وزیر اقتصاد را به میهمانی صبحانه دعوت کرده بود تا به پایش و پیگیری اصل ۴۴ و پرسش از کارنامه دولت در این حوزه بپردازند، مسوولان بورس با رییس دولت برای تعلیق خصوصی سازی به توافق رسیدند، شاخص بورس با ۱۵۴ واحد افت، بیش از پیش در محدوده زیر ۹هزار واحد فرورفت، دولت درخواست کاهش ۶۰۰۰ میلیارد تومانی بودجه عمرانی را کرد، و قیمت نفت به ۳۳ دلار رسید.
خرد، شناخت و آزادی
نگاهی به اندیشه های هایک
مسعود بُربُر
لاپلاس، رياضيدان و فيلسوف فرانسوى، معتقد بود كه اگر كسى بتواند در يك لحظه مكانِ تمام اتمهاى عالم را بداند و نيروهاى بينشان را بشناسد، خواهد توانست تمام رخدادهاى گيتى را تا ابد پيشبينى كند. بدین سان تحويل گرايى، به دليل اين كه امكان بيان رياضى رخدادها را فراهم مىكرد، و مشاهده را به امرى دقيق و شفاف بدل مىنمود، خيلى زود در ميان دانشمندان محبوبيت يافت. به زودى قواعد ديگرى بر مبناى معادلهى مقدس تحويلگرايى -”(الف) چيزى نيست جز مجموعهى (ب)ها”- تدوين شد. در تمام اين موارد، عناصر سازندهى موضوع مورد بررسى در درجهى اول اهميت بودند و روابط ميانشان به عنوان نظمى كه بر گيتى حاكم است، و نه ماهيتى مجزا، مورد بررسى قرار مىگرفت. خيلى زود دانشمندان متقاعد شدند كه “نور چيزى نيست جز مجموعهى فوتونها”، “ماده چيزى نيست جز مجموعهى اتمها”، “اتم چيزى نيست جز مجموعهى الكترونها و پروتونها و نوترونها”، و “جاندار چيزى نيست جز مجموعهى سلولها”، …
اين نگرش در نهايت به تصويرى ماشينواره از جهان منتهى شد. اين ماترياليسمِ مكانيكى براى ابداعات فنى و پيشرفت صنايع سودمند بود، چرا كه ماشينهاى قرن نوزدهمى با همين قواعدِ شفاف و ساده طرحريزى و ساخته مىشدند. گزارههاى مشهورِ “جامعه چيزى نيست جز طبقههاى اقتصادى” و در نتيجه “تاريخ چيزى نيست جز كشمكش طبقاتى”، از دل همین نگرش برآمدند. كاميابى روش تحويلگرايانه تا ميانهى قرن بيستم ادامه داشت. رشد صنعتى چشمگيرِ مبتنى بر تغيير دادنِ مادهى خام، زير تأثير اين نگرش ممكن شد. كارخانههاى عظيم قرن نوزدهمى و اوايل قرن بيستم، با بهرهگيرى از اين اصول كار مىكردند. اما « آن چه محکم بود و استوار، دود شد و به هوا رفت. »
(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)
در هفته گذشته نمایندگان بخش خصوصی، اقتصاد ایران را بی دفاع خواندند و سالی سخت را پیش روی آن پیش بینی کردند؛ مقامات عالیرتبه نظام از ۳۰ سال دفاع پرقدرت از نظام اسلامی سخن راندند و فرمودند اظهار نظر علیه دولت مسئله ای نیست که خداوند از آن بگذرد؛ نشریه “شهروند امروز” به دليل غير واقعي جلوه دادن برخي اقدامات دولت توقیف شد؛ و نیروی انتظامی با برگزاری رزمایش امنیت، جریان کند ترافیک در قلب شهر تهران را درگیر گره های کورتر کرد و به دفاع از امنیت اخلاقی شهروندان پرداخت.
مهر:ارکستر موسیقی “کودکان ایران زمین” به سرپرستی “سودابه سالم” طی چهار روزهای ۱ ، ۸ ، ۱۵ و ۲۵ آذرماه بازی های اصیل ایرانی را در مجموعه فرهنگی -هنری آزادی اجرا می کنند.
سودابه سالم سرپرست گروه موسیقی “کودکان ایران زمین” با اعلام این خبر به خبرنگار مهر، گفت : در این اجرا ۱۰۰ کودک با سازهای کوبه ای ، موسیقی سنتی ، کلاسیک ، گروه کر، گروه نمایش و حرکات موزون بازی های ایرانی که نماد فرهنگ و جاری بودن روح ایرانی در این بازی های است را به روی صحنه خواهند برد.
وی در ادامه به بازی هایی که توسط کودکان در این اجرا انجام می شود اشاره کرد و گفت : “عمو زنجیرباف”،”کلاغ پر”،”اتل متل” و “گرگم و گله می برم ” از جمله بازی هایی هستند که بیانگر گوشه ای ازفرهنگ و تاریخ گذشته ما است که در این اجرا به روی صحنه می روند.
سرپرست گروه موسیقی “کودکان ایران زمین” در ادامه افزود : متاسفانه بسیاری از این بازی ها به خاطر اینکه به آنها توجه لازم نشده در حال فراموشی است و خوشبختانه در این بازی های آوازی ما شاهد آموزش به کودک در زمینه اجتماعی شدن ، پیروی از قوانین ، ایفای نقش های گوناگون و نظم هستیم که در تمامی این بازی ها ریتم،ملودی و انواع دستگاههای موسیقی وجود دارد.
لازم به ذکر است پروانه رهروان نویسنده این مجموعه است که با همکاری سوسن مقصودلو وطوفان مهردادیان به روی صحنه می رود.
خبر تكان دهنده زير را به لطف دوستاني كه پيوند نوشته زير را برايم فرستاده بودند خواندم. نمي دانم چه مي توان گفت. هنوز چندان نگذشته از زماني كه با امين عزيز هزار كيلومتر سفر رفتيم براي ديدن يكي از اين درختان.
خود بخوانيد:
(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)
كارشناسان بارها و بارها ازخطرات فرارسيدن بحران مالي جهان به ايران ، خالي بودن صندوق ارزي، كاهش قيمت نفت، كسري بودجه مكرر دولت، سقوط نظام بانكي، افزايش حجم نقدينگي و تورم، افزايش بيكاري و افزايش روز افزون شكاف طبقاتي گفته بودند. احمدي نژاد از زيرپاگذاشتن احكام الهي در كشورهاي غربي سخن راند و از گرفتاري غربي ها در خودخواهی ها، چپاولگری ها و حرام خواری هایش گفت. او گفت:” اگر قطعه قطعه شوم از طرح بنگاه هاي زودبازده برنخواهم گشت”
از سوي ديگر کسانی که تا چندماه پیش در رقابت های نفسگیر خرید عرضه های بلوکی اصل ۴۴ در بورس، ریال به ریال بر قیمت ها افزودند و رقبا را یکی پس از دیگری از میدان به در کردند تا بلوک های مدیریتی را با قیمت هایی گران تر از آن خود کنند، امروز زیان دیدگان بزرگ بازار سرمایه هستند و در همين شرايط ِ سقوط روزانه ۵۰۰ واحدي بورس تهران است كه رييس دولت نامه هايي براي اصلاح اقتصاد جهاني مي نويسد. دنباله …
چه مي توان گفت؟ چرا دولت شكايت نمي كند؟ چرا هيچ نهاد حقوق بشري و غير بشري كاري انجام نداده است؟ رسانه ها كجا بودند؟ جاي اين خبر در رسانه هاي ايران كجاست وقتي سيماي جمهوري اسلامي بيكار بودن دو جوان ۲۰ ساله آمريكايي را در بوق مي كند؟ اصلا چرا خود مسافران پذيرفته اند و چرا از همانجا برنگشته اند، سفر به دوبي چند مي ارزد؟ اينجا و اينجا بخوانيد اگر مي توانيد، نيانديشيد…
اين هم ايميل ديگري است كه برايم رسيده. آن را كه خوانديد اين را هم بخوانيد.
نوشتار زير از آن دست ايميل هايي است كه دست به دست مي چرخد و همه مي خوانند و به دست من هم رسيده است، اما دست كم تا جايي كه من خوانده ام در رسانه هاي رسمي بازتاب نيافته است. حاشيه ها و بازتاب هايي را هم كه در رسانه هاي فضاي مجازي يافته ام در پايان نوشته پيوند كردم. نوشته اي كه دستان يك استاد دانشگاه قلم زده است:
(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)
موج مقابله دولت نهم باحضور دانش اقتصادی در تصمیم گیری ها، هفته پیش به دانشگاه ها رسید. پس از تعطیلی سازمان مدیریت و برنامه، شورای پول و اعتبار، برکناری دانش جعفری، و تودیع مظاهری، نوبت به اساتیدی رسید که دانش اقتصادی شان در دانشگاه ها مزاحم عملکرد تبلیغاتی دولت نهم بود. بازنشستگی استادان دامن دانشگاه های اقتصاد را هم گرفت و جمعی از استاد ان صاحب نام این حوزه را خانه نشین کرد. اساتیدی که امضای بسیاری از آن ها در نامه انتقادی ۵۷ اقتصاددان به محمود احمدی نژاد رئیس دولت نهم دیده می شود.
هفته گذشته همچنین مقاومتها در برابر اجراي ماليات بر ارزش افزوده به سرانجام رسید و با توافق براي بازگشايي بازار، پرونده «ماليات بر ارزش افزوده» تا اطلاع ثانوي بسته شد؛ وزير خزانه داري امريكا بار ديگر خواهان كاهش تعاملات مالي كشورها با ايران شد ؛ مديرعامل شركت بورس از تهيه و تدوين برنامه استراتژيكي خبر داد كه بر اساس آن ارزش بازار سهام تا سال ۱۳۹۳ به بيش از ۳۴۲ ميليارد دلار خواهد رسيد؛ و در پایان با آن که بر اساس پيشبينيهاي برنامه چهارم توسعه قرار بود نرخ تورم در سال ۱۳۸۸ يعني سال آخر برنامه پنجم تك رقمي شود اما معاونت برنامهريزي رياستجمهوري نرخ تورم را براي سال آينده رسما حدود ۲۰درصد برآورده كرد.
(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)
احمدی نژاد این هفته هم حرف زد. از بی خاصیتی قطعنامه چهارم گفت، از دروغ بودن تورم ۲۳ درصدی گفت، از چهل میلیون فقیر آمریکایی سخن راند، و از این که به هر ایرانی دهک پایینی ده ها هزار تومان می دهد. اما از تعطیلی بازار چند شهر بزرگ ایران و از سقوط ۱۳۷۸ واحدی بورس ایران در هفته ی گذشته حرفی نزد، از تورم ۲۹.۴ درصدی شهریورماه چیزی نگفت، و روی تلخ طرح تحول اقتصادی را نادیده گرفت. دنباله …
(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)
اگرچه پیش بینی وجود پس لرزه هایی برای برکناری مظاهری از سمت ریاست بانک مرکزی چندان دشوار نبود، اما به نظر می رسد رسانه ها ابعاد این پس لرزه ها را به درستی برآورد نکرده بودند. اگر یک سوی ماجرای برکناری مظاهری به تشکیل ستاد سه ضلعی حمایت از تولید و حضور صمصامی در بانک مرکزی انجامید، سوی دیگر، لغو تصمیم دولت و احیای شوراها، هشدار به دولت به دلیل عدول از قوانین مصوب مجلس و تهدید مدیران دولتی به تعقیب قانونی و انفصال از خدمات دولتی، انتقاد مکرر رسانه ها از اقدامات دولت و به ویژه برکناری مظاهری، و همچنین جبهه گیری مجلس شورا و مجمع تشخیص مصلحت در برابر دولت بود. همین ها گویا آن قدر بود که حواسمان به تصویب قطع نامه چهارم شورای امنیت و رتبه ی تاسف برانگیز ایران در شاخص آزادی اقتصادی نباشد.
(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)
محمود احمدی نژاد در طولانی ترین مصاحبه مطبوعاتی دوران ریاست دولت خود که روز پنج شنبه به صورت مستقیم از شبکه خبر،العالم و پرس تیوی پخش می شد گفت: « موفق شديم ريشه عامل تورم ناشي از هزينه دولت را با كنترل و مديريت هزينهها بخشكانيم.» این در حالی است که دولت در چند ماه اخیر بارها اعلام کرده با کسری بودجه مواجه خواهد بود اما از اعلام رسمی این کسری هنوز اطلاع درستی در دست نیست. کارشناسان کسری بودجه را همواره یکی از مهم ترین عوامل تورم در اقتصاد ایران دانسته اند. به گفته برخی کارشناسان و نمایندگان مجلس دولت حدود ۱۴ هزار میلیارد تومان کسری آشکار و حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان کسری پنهان دارد و از دیگر سو دولت بودجه را در حقیقت با نفت حدود ۱۰۰ دلار بسته گرچه رقم اعلام شده حدود ۵/۵۵ دلار گفته شد. اما کسری بودجه تنها یکی از عوامل دولتی تورم زا در اقتصاد ایران بوده است. عوامل مهم تر را می توان در تصمیمات گوناگون اقتصادی دولت نهم جستجو کرد که همچنان بر آن ها پافشاری می شود و حتی نقطه ی کوچکی را برای تایید اعتبار سخن رییس دولت نهم باقی نمی گذارد.
(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)
براساس گزارش بانک جهانی در فاصله آوریل ۲۰۰۷ تا ژوئن ۲۰۰۸ حدود ۲۳۹ اصلاح به منظور تسهیل انجام فعالیت های اقتصادی در دنیا صورت گرفته و با این حال سهم ایران از این اصلاحات صفر بوده است. بانک جهانی در تازه ترین گزارش خود ازوضعیت سهولت فضای کسب و کار در بین ۱۸۱ کشور اعلام کرد، ایران از نظر سهولت فعالیت های اقتصادی در میان ۱۸۱ کشور جهان رتبه ۱۴۲ را در سال ۲۰۰۸ کسب کرده است. ده کشور سنگاپور، نیوزیلند، آمریکا، هنگ کنگ، دانمارک، انگلستان، ایرلند، کانادا، استرالیا و نروژ در این رده بندی رتبه های اول تا دهم سهولت فضای کسب وکار را به خود اختصاص داده اند.
در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا نیز ۱۹ کشور مورد ارزیابی قرار گرفته اند که ایران جایگاهی بهتر از ۱۷ و جلوتر از عراق و جیبوتی به خود اختصاص نداده است. در سه شاخص اخذ مجوز ساخت، استخدام کارکنان و تجارت برون مرزی ایران در رده ۱۸ منطقه است و در شاخص های شروع کسب وکار، ثبت اموال و حمایت از سرمایه گذاران نیز در رده ۱۷ منطقه است. جالب آنکه جیبوتی با وجود کسب رتبه آخر در شاخص تجارت برون مرزی در رده شش منطقه قرار گرفته است. در رده بندی بانک جهانی سنگاپور در تجارت جهانی و استخدام کارگران در رتبه نخست است و در حمایت از سرمایه گذاران و بسته نشدن کسب و کار در مقام دوم . نیوزیلند به لحاظ حمایت از سرمایه گذاران و شروع کسب وکار در مقام نخست است و ایالات متحده آمریکا نیز ساده ترین کشور برای پیدا کردن کار در جهان است. بنا بر اعلام بانک جهانی جمهوری آذربایجان در میان کشورهای جهان بیشترین ترقی را داشته که از رتبه ۹۶ به ۳۳ صعود کرده است. جمهوری آذربایجان در سال های اخیر از مشاوره و کمک های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی بهره مند بوده است.
(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)
پایان هفته گذشته، خبر بالارفتن شاخص بازارهای سهام جهان به دلیل بهبود وضعیت اقتصادی آمریکا و افزایش نرخ رشد اقتصادی آن، همزمان شد با خبر روند نزولی رشد اقتصادی ایران تا سال ۱۳۹۰. هفته گذشته بازارهای سهام جهان شاهد رشد شاخص ها بودند. علت این امر تجدیدنظر در نرخ رشد اقتصادی آمریکا و پیش بینی افزایش آن تا پایان سال ۲۰۰۸ بود. در معاملات روز جمعه بازارهای آسیا، شاخص های سهام (به ویژه سهام شرکت های صنعتی و صادرکنندگان) با افزایش روبه رو شدند. پیش بینی بهبود وضعیت اقتصادی آمریکا امید به رشد میزان تقاضا را افزایش داد. آمار و ارقام منتشر شده در روز پنجشنبه نشان داد از ماه مارس تاکنون عملکرد اقتصاد آمریکا بهتر از اروپا و ژاپن بوده است. انتشار اطلاعات مربوط به بهبود وضعیت اقتصادی آمریکا موجب افزایش ارزش دلار در برابر سایر ارزهای معتبر شد. یک تحلیلگر بازار سهام در سئول گفت: “پس از زیان های چند هفته اخیر، قیمت سهام هم اکنون روندی صعودی پیدا کرده که علت آن افزایش ارزش سهام در آمریکا و بهبود وضعیت اقتصادی این کشور است.”
بهبود وضعیت اقتصادی آمریکا، شاخص های سهام در کشورهای صنعتی را نیز با افزایش مواجه کرد. در معاملات روز پنجشنبه وال استریت، ارزش سهام بانک های سرمایه گذاری و شرکت های صنعتی با افزایش همراه بود. شاخص های اصلی سهام در بازارهای برزیل و مکزیک نیز شاهد ۵/۱ درصد افزایش بودند. هر سهم غول کامپیوتری جهان (مایکروسافت) نیز روز پنجشنبه با افزایش ۱.۲ درصدی به بهای ۲۷ دلار و ۸۸ سنت خرید و فروش شد.
رقم ۳/۳ درصد رشد توليد ناخالص داخلي به سرمايهگذاران دلگرمي داد كه اقتصاد آمريكا رو به بهبود است. كاهش قيمت نفت نيز در افزايش قيمت سهام تاثير گذاشت. گزارش وزارت بازرگاني آمريكا مبني بر اينكه توليد ناخالص داخلي آمريكا با نرخ سالانه ۳/۳درصد براي دوره زماني آوريل تا ژوئن رشد كرده است، تا حدودي خوشبيني را در ميان سرمايهگذاران افزايش داد. تضعيف دلار كمك كرده بود كه صادرات ايالاتمتحده رونق يابد و همين امر موجب شد رشد توليد ناخالص داخلي از انتظارات اوليه دولت كه ۹/۱درصد بود و پيشبيني اقتصاددانان كه ۷/۲درصد بود تجاوز كند. آمار جديد رشد توليد ناخالص داخلي آمريكا از فصل سوم سال ميلادي گذشته كه رقم ۸/۴درصد را به عنوان بالاترين رشد به خود اختصاص داده بود نيز تجاوز كرد. به علاوه روز پنجشنبه وزارت كار ايالات متحده اعلام كرد كه تعداد افرادي كه به تازگي بيكار شدهاند و در جستوجوي حقوق بيكاري خود هستند، براي سومين هفته متوالي كاهش يافته است.
اما این اخبار دلگرم کننده اقتصاد جهان همزمان شد با گزارش اکونومیست از روند نزولی رشد اقتصادی ایران تا ایرانی ها همچنان از همه شادی های مردم جهان بی بهره باشند. واحد اطلاعات اقتصادی اکونومیست در تازه ترین گزارش خود اعلام کرد در سال جاری رشد اقتصادی ایران ۵/۶ درصد پیش بینی می شود و طی سال آینده رشد اقتصادی شش درصدی برای کشور به ثبت می رسد که با تداوم روند نزولی در سال های ۸۹ و ۹۰ این شاخص معادل ۶/۵ درصد خواهد بود. اکونومیست در گزارش ماه آگوست خود در خصوص رشد اقتصادی ایران نوشت: “رشد تولید ناخالص داخلی واقعی ایران طی چند سال آینده با حمایت افزایش بهای نفت، قوی خواهد بود.” افزایش بهای نفت به دولت اجازه می دهد به سیاست های مالی توسعه ای خود ادامه دهد که این امر منجر به افزایش سطح مصرف خصوصی و سرمایه گذاری خواهد شد. دنباله …
(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)
تقویت جهانی دلار، پایان روند صعودي نفت و افتادن بهاي آن در منحني نزولي و بالاخره تبعيت بازار فلزات مهم به ويژه طلا و فولاد از بازار نفت در منحني نزولي، در حالی قیمت دلار را به ۹۶۰ تومان رساند که مردان دولت نهم خواب دیگری برای اقتصادمان دیده بودند. خوابی که خوشبختانه تعبیری وارونه داشت.
تحولات جهاني باعث شد برابري يورو در برابر دلار كه تا چندي پيش از مرز ۶۱/۱ هم گذشته بود، هماكنون به كمتر از ۴۷/۱ سقوط كند و به همين نسبت دلار تقويت شود. در همين مدت، نرخ دلار در برابر ريال نيز كه در ابتداي سال جاري به مرز ۹۰۰تومان بازگردانده شده بود و تلاش براي كاهش بيشتر آن وجود داشت به ۹۶۰تومان افزايش يافت. با تغییر سرپرست وزارت اقتصاد و رای اعتماد کاندیدای این وزارتخانه، موضوع کاهش نرخ ارز به بایگانی سپرده شد، اما این به آن معنی نیست که خواست کاهش نرخ ارز از ذهن و ضمیر برخی سیاستگذاران و سیاستمداران ایران خارج شده باشد. هنوز که هنوز است، بسیاری از مردم عادی، فعالان اقتصاد و سیاستمداران در مورد سیاست ارزی نگاه جانبدارانه و غیرمنطقی دارند و تصور می کنند دفاع از ارزش پول ملی چیزی شبیه دفاع از خاک سرزمین است. این تمایل نهانی موجب گردیده تا هر از گاهی زمزمه این مساله در محافل سیاستگذاری مطرح شود و به بحث روز تبدیل شود. عده ای به دنبال پیدا کردن عدد طلایی مفقود شده دلار ميگردند و عدهاي دیگر وقتی ميشنوند کسی از روی محاسبات خود به عدد ۴۵۰ تومان رسیده، تصور ميکنند که این عدد طلایی پیدا شده است. این توهمات در مورد نرخ ارز با توجه به اینکه به نرخ ارز رایج در بازار نرخ ارز اسمی گفته ميشود، تشدید ميشود. در حالی که دلیل استفاده از تعابیر اسمی و واقعی این است که نرخ حقیقی ارز مبنای تعیین نرخ اسمی ارز است و تحولات ناظر بر نرخ حقیقی ارز و ارزش راستین پول زمینه ساز تغییر در نرخ اسمی ارز را فراهم ميکند. خوشبختانه روز به روز افکار عمومی در حوزه اقتصاد آگاه تر شده و به سمتی تغییر مييابد که مانع از طرح جدیتر چنین سوداهایی ميشود.
(نگاشته شده در ایران لیبرالیسم)
با آن که الهام سخنگوی دولت در جمع خبرنگاران تاکید کرد توتال از ایران نرقته است اما رسانه ها توافقنامه بين ايران و روسيه در پروژههاي نفتي و گازي را جایگزینی توتال با شرکت نفت روسی تعبیر کردند. توافقنامه دوجانبه همكاريهاي نفتي و گازي ايران و روسيه عصر روز يكشنبه با حضور وزير نفت، مديرعامل شركت ملي نفت و معاون امور بينالملل وزارت نفت از ايران و رييس هياتمديره شركت گاز پروم از روسيه به امضا رسيد. توسعه ميادين نفتي و گازي در ايران و روسيه، تشكيل شركت مشترك براي اجراي پروژه در ايران و روسيه يا ديگر كشورهاي ثالث مانند كشورهاي آمريكاي جنوبي، توسعه فازهاي پارسجنوبي، همكاري در رابطه با انتقال نفت خام درياي خزر به درياي عمان توسعه خط لوله نكا - جاسك و ساخت يك پالايشگاه در شمال كشور از جمله بندهاي اين توافقنامه است.
در هفته گذشته سخنگوی دولت که تا کنون بارها سخنانش به چالش کشیده شده، خبرهای دیگری نیز به رسانه ها اعلام کرد که خود پیشتر تکذیب کرده بود و خبرگزاري دولت آن را جنجال رسانهاي با هدف تضعيف دولت خوانده بود. هفته گذشته محمد رحمتي، وزير راه و ترابري، به عنوان تنها وزير مشترك دولت خاتمي و احمدينژاد نهمين وزيري بود كه دولت نهم را ترك کرد. پيش از وي، پرويز كاظمي، ناظمي اردكاني، كريميراد، طهماسبي، وزيري هامانه، فرشيدي، دانشجعفري و پورمحمدي عمدتا به دليل اختلاف ديدگاه با رييس دولت (به جز كريميراد كه به دليل تصادف منجر به فوت از تداوم همكاري با دولت خلاصی یافت) جاي خود را به افراد جديدي براي تصدي وزارتخانههاي رفاه، تعاون، دادگستري، صنايع، نفت، آموزش و پرورش، اقتصاد و كشور دادند.
جدايي محمد رحمتي، تنها بازمانده دولت اصلاحات در كابينه نهم، پس از انتشار اخباري مبني بر بازنشستگي و خداحافظي وي كه خبرگزاري دولت آن را جنجال رسانهاي با هدف تضعيف دولت خوانده بود، تحقق يافت و بدين ترتيب با خداحافظي رحمتي از وزارت راهوترابري، همزمان سه وزارتخانه كشور، اقتصاد و راه بدون راي اعتماد مجلس، توسط سرپرست اداره ميشوند. اين درحالي است كه مهلت دولت براي معرفي وزير پيشنهادي اقتصاد رو به پايان است و هنوز شخصي براي اين منظور به مجلس معرفي نشده است.
دنباله …
(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)
رشد هرساله نرخ بالای تورم در اثر سیاست های غلط و افزایش نقدینگی در حالی رخ می دهد که شلیک آزمایشی موشک های ایرانی در پایان هفته گذشته بار دیگر بهای نفت را در بازارهای جهانی به شدت افزایش داد. پس از آنکه در ساعات اولیه شلیک موشک های ایرانی در روز چهارشنبه بهای نفت در بازارهای جهانی افزایش دو دلاری را تجربه کرد، بهای طلای سیاه افزایش جدی تری را در معاملات روز پنج شنبه به خود دید و با پشت سرگذاشتن بهای ۱۴۱ دلاری معاملات روز پنج شنبه خود را برای افزایش قیمت هایی بیش از پیش بینی های انجام شده آماده کرد. سرانجام بیشترین شیب نمودار نفتی پنج شنبه شب رخ داد و بهای نفت را به نزدیکی ۱۴۷ دلار در صبح روز جمعه رساند. به این ترتیب با افزایش شدید بهای نفت و ترسیم چشم انداز درآمدی شیرین برای دولت، هدف اصلی تحریم های بین المللی که تغییر رفتار دولت ایران بود بار دیگر بی حاصل شد و طبقه متوسط را به عنوان بازنده اصلی این جدال سیاسی میان ایران و جهان باقی گذاشت. تحریم هایی که گرچه تاثیرشان در عرصه بین المللی و در تبلیغات برون مرزی انکار می شود اما در داخل زمینه توجیه و فرافکنی سوءمدیریت ها از سوی دولت را فراهم می کند. دولتی که مشکلات داخلی را به خارج نسبت می دهد و صدالبته زمینه تبلیغات رسمی در داخل را علیه کشورهای تحریم کننده و حامی تحریم مهیا می بیند. دنباله …
(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)
در حالی که کشاکش هسته ای ایران با جهان در هفته گذشته بیش از همیشه به اوج خود نزدیک و حجم چاشنی های آماده انفجار در سخنان دو سوی ماجرا بیشتر و بیشتر می شد، تالار شیشه ای بورس ایران بی سر و صدا مهم ترین روزهای تاریخ خود را پشت سر گذاشت. به باور همه کارشناسان مهم ترین چالش پیش روی بازار سرمایه ایران، بی میلی دولت به آزادسازی اقتصادی و نتیجتا ممانعت از اجرای کامل سیاست های اصل ۴۴ است، به نحوی که گرچه طی سالهای گذشته بیشترین میزان واگذاری ها توسط سازمان خصوصی سازی را شاهد بوده ایم اما همان گونه که مدیر عامل سابق شرکت بورس نیز اذعان می کند جایگاه خریداران بخش خصوصی در این میان آن قدر کم بوده و جایگاه نهادهای دولتی و شبه دولتی آن قدر بزرگ، که عملا می توان میزان ازادسازی انجام شده را منفی دانست. مهم ترین مشکل بخش خصوصی برای مقابله با این ممانعت ها نیز کمبود نقدینگی جدی جهت رقابت با نهادهای بزرگ حکومتی و عدم اطمینان خاطر لازم برای سرمایه گذاری در این بازار بوده است. اما آن چه در هفته گذشته رخ داد نخستین جرقه ای بود که از عزم جدی بخش خصوصی برای تصاحب حق خویش در عرصه اقتصاد ملی نشان داشت. عرصه ای که نهادهای وابسته حکومتی با همه بوروکراسی عریض و طویل و حجم باورناپذیر منابع در دسترسش تنها توانسته بی کفابتی کامل خود را در آن به نمایش بگذارد. در هفته گذشته بورس ایران برای نخستین بار شاهد یک روز یک هزار و سیصد و شصت میلیارد تومانی برای بخش خصوصی بود.
(نگاشته شده در ايران ليبراليسم)
نمايندگان مجلس بار دیگر در كميسيون اقتصادي با برداشت ۴۵هزار ميليارد ريال از حساب ذخيره ارزي توسط دولت به منظور مقابله با خشكسالي و واردات كالاهاي اساسي موافقت كردند و به این ترتیب بودجه امسال نیز به چهار ماه نکشید. در حالی که تنگه هرمز كه ۴۰ درصد نفت جهان از آن ميگذرد، به خاطر موضوع پرونده هستهاي ايران و احتمال ايجاد بحران در اين تنگه حیاتی در هفته های اخیر از اهميت مضاعفي برخوردار شده است، دولت پس از سه سال مقابله با روش های توصیه شده اقتصاددانان، اکنون که کمتر از یک سال دیگر عمر دارد تصمیم به اجرای طرحی گرفته که پیش از این بارها از ملزومات آن سر باز زده است. محمود احمدی نژاد سرانجام چهار ماه پس از آنکه وعده «جراحی بزرگ اقتصادی» در سخنرانی ۲۲بهمن سال گذشته را داد، طی یک گزارش عمومی از رادیو و تلویزیون جزئیات این طرح را تشریح کرد و پیش بینی های کارشناسان درباره محتوای این طرح را تحقق بخشید. دنباله …
یک هفته بیشتر نگذشته از زمانی که پرویز داودی معاون اول رییس جمهور ادعا کرد طرح ادغام بانک ها تنها یک ایده بوده و رسانه ای شدن آن موجبات تعجب ایشان را فراهم آورده بود. اما یک هفته هم نکشید تا این ” ایده ای در میان ایده های دیگر” در قالب یک مصوبه، خبر اول اقتصادی هفته گذشته شد. مصوبه ای که تنها یک گام مانده تا خبر اقتصادی سال شود.
ایران در منطقهاي از جهان واقع شده كه قطعا یکی از حساسترين مناطق ژئوپولتيك جهان است. بيش از ۴۰ درصد از ذخائر انرژي جهان در اين منطقه واقع شده است و ايران حدود ۱۶ درصد از ذخائر جهان را در اختيار دارد. در حالي كه جمعيت آن حدود يك درصد جمعيت جهاني است، بيش از ۱۱ درصد از نفت جهان را در اختيار دارد و به این ترتیب با جمعيت ۷۰ ميليوني، در واقع ۱۱ برابر سرانه آن در اختیار ماست. وجود نيروي كار نسبتاً ارزان، وجود طبقه تحصيل كرده جديد و رشد سواد و دانش عمومي، تمايل شديد جامعه به رشد و تحول و پيشرفت، ميراث فرهنگي غني از گذشته، وجود عناصر متعدد و مساعد براي توسعه در فرهنگ ملی و امكان احياي آنها، گسترش كمي دانشگاه ها و مراكز علمي و فرهنگي و جوان بودن جمعيت از دیگر فرصتهای موجود توسعه است. با این حال نرخ تورم ۲۰ درصدی ما در چند سال گذشته همواره یکی از صدرنشینان جدول جهانی بوده است و نرخ بيكاري آشكار در اقتصاد، گرچه به مرز بحران نرسيده ولي با اضافه كردن نرخ بيكاري پنهان، چيزي حدود ۴۰ درصد از ظرفيتهاي توليد، بيكار (به صورت آشكار و پنهان) هستند، اين نرخ در ميان جوانان و زنان خصوصاً جوانان تحصيل كرده بيش از ساير طبقات است. بدیهی است که این همه، نیاز به تحول بزرگ اقتصادی را روشن تر از روز، پیش روی ما نهاده است اما… دنباله …
سرانجام پس از آن كه كارشناسان بارها به مضرات تاخير در اعلام نرخ سود بانكي و زيان حاصل از كاهش دستوري آن اشاره كردند، بانك مركزي با ابلاغ بسته سياستي - نظارتي شبكه بانكي سال ۱۳۸۷ به اين تاخير طولاني و ابهام پيش روي سرمايه گذاران پايان داد. كشمكش بر سر تعيين نرخ سود بانكي كه از زمستان سال گذشته اختلاف ميان تصميم گيران را به رسانه ها كشانده بود تا جابجايي مديران اقتصادي نيز پيش رفت و سرانجام قبل از پايان فروردين ماه به پايان رسيد. در اين ابلاغيه معيار نرخ سود تسهيلات بانكي تورم اعلام شد و همچنين بر اساس آن اعطاي تسهيلات خريد مسكن توسط بانكها بجز بانك مسكن ممنوع شد. شرايط جديد براي سود اوراق مشاركت، محدوديت جوايز حساب هاي قرض الحسنه و ممنوعيت چاپ و انتشار ايران چك از ديگر سرفصل هاي اين ابلاغيه بود. دنباله …
با برگزاري نخستين كنفرانس اخلاق و اقتصاد، مجال ديگري براي اقتصاددانان باز شد تا به طرح نظرات خود بپردازند. اما آن چه اهميت اين كنفرانس را بيشتر مي كرد طرح مباحث مهم مرتبط با اقتصاد ايران در اين كنفرانس بود. به ويژه مفهوم عدالت اجتماعي كه در سالهاي اخير كليدواژه ي سخنان بسياري از تصميم گيران دولتي است توسط شركت كنندگان اين كنفرانس بررسي شد. دكتر فرشاد مؤمني عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي دراين باره گفت: هر سمت گيري معطوف به عدالت اجتماعي که ملاحظات کارآيي را در خود ادغام نکرده باشد محکوم به شکست است. وي افزود: اين بحث در خصوص عدالت و آزادي نيز مطرح است و بحث تئوريک در اين زمينه اين است که در چارچوب نگاه جديد، اخلاق نقش پل ارتباطي ميان اين ها را ايفا مي کند. ديگرعضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي نيز گفت: “با آزادي اقتصادي عدالت به وجود خواهد آمد و کساني که بدون داشتن دانش، دغدغه عدالت دارند، عدالت را به شعار و مجادلات بي ثمر تبديل مي کنند.” دنباله …
صندوق بين المللي پول اتخاذ سياستهاي انبساطي را عامل مهم رشد تورم در سال ۲۰۰۸ در ايران اعلام كرده و توصيه نموده است براي مهار تورم سياستهاي پولي انقباضي از سوي دولت ايران در پيش گرفته شود. صندوق بین المللی پول در جدیدترین گزارش خود، رشد اقتصادی، نرخ تورم و تراز حسابهای جاری ایران را برای سالجاری میلادی به ترتیب ۵.۸، ۲۰.۷ و ۱۱.۲ درصد پیش بینی کرد. دنباله …
از ابتداي سال ۱۳۸۴ كه تصميمگيران اقتصادي مفهوم عدالت اجتماعي را ورد زبان ساخته بودند، كسي به اعتراضات اقتصاددانان و دانش اقتصاد كاري نداشت و به فقيرتر شدن هرروزه طبقه متوسط نميانديشيد. به دستور دولت از همان آغاز سال تسهيلات ارزان بانكي به اقتصاد تزريق شد. تسهيلاتي با نرخ سود پايين كه سال پيش به دستور دولت كاهش يافته بود، گرچه لزوما به چرخه توليد كه قرار بود آنجا برود نرسيد. بدين ترتيب بچه اژدهايي آرام آرام رشد ميكرد و به هر جا كه ميتوانست سرك ميكشيد. دنباله …
در حالي كه گزارش اخير بانك مركزي كشور را در معرض پديده زيانبار ركود تورمي مي ديد و كارشناسان نيز پيشتر اين حقيقت را تاييد كرده بودند معاون اقتصادي بانك مركزي از بررسي طرحي جديد و متفاوت براي نجات اقتصاد كشور از شرايط ركود تورمي فعلي خبر داد.
پديده ركود تورمي بروز همزمان دو معضل اقتصادي نرخ رشد تورم بالا و نرخ پايين رشد اقتصادي است كه عوارض و پيامدهاي بسيار نامطلوبي از جنبههاي مختلف بر جامعه تحميل ميكند. نتايج به دست آمده از بررسي هاي كارشناسان اقتصادي نشان ميدهد كه شرايط اقتصادي ايران به طور بالقوه آمادگي پذيرش پديده ركود تورمي را دارد. با توجه به ويژگيهاي ساختاري اقتصاد ايران، كسري بودجههاي مداوم و شوكهاي ارزي حاصل از درآمد نفت و بيانضباطي مالي دولت و سياست انبساطي پولي از مهمترين عوامل بروز اين پديده در كشور هستند. دنباله …