وی تصریح کرد که ثابتی مقام رده بالای یک دستگاه امنیتی بوده است و این انتظار که بشود او را خام کرد و از او حرف کشید توقع کمی نیست. وی تاکید کرد که ثابتی را کم کم به حرف کشیده و گفتوگو را مثل مرصعکاری، قطعهقطعه و ریزریز شکل داده و به چالشکشیدن چنین آدمی اصلا کار سادهای نبوده است.
مسعود بُربُر، قانون- نشست بررسی کتاب «در دامگه حادثه»، خاطرات پرویز ثابتیW، مدیر امنیت داخلی ساواکW، در گفتوگو با عرفان قانعیفرد، روز گذشته در موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران برگزار شد.
به گزارش قانون در این نشست که عرفان قانعیفرد نیز در آن حضور داشت، سخنرانان و حاضران به نقد سخنان پرویز ثابتی و نقد روش عرفان قانعیفرد در گفتوگو با وی پرداختند.
در آغاز مرتضی رسولیپور کارشناس تاریخ شفاهی موسسه مطالعات تاریخ معاصر، همین که اعتماد ثابتی جلب شده و او پس از ۳۳ سال به حرف آمده است را اتفاق مهمی دانست که جای تبریک دارد، چرا که در روزهای نخستین پس از پیروزی انقلاب اسلامیW، حسن پاکروانW، نعمتالله نصیریW و ناصر مقدمW اعدام شدند و از آن به بعد اطلاعاتی که ما از این دستگاه امنیتی داریم، عمدتا نگاه منتقدانه از بیرون و تاکید بر شکنجه و داغ و درفش بوده است.
مسعود بُربُر، قانون- هیچ کارشناس میراثفرهنگی در اجرای پروژه کنار گذر شاهچراغ حاضر نبود و چندین دستگاه لودر سردر کاشیکاریشده مسجد نو و قسمت الحاقی خانه صابر را تخریب کردند. گزارش چندرسانهایم از تخریب خانه صابر را اینجا ببینید و یا فایل ویدیویی آن را از اینجا دریافت کنید.
رییس دانا: اینها وجدانشان درد گرفته از اینکه پولی به کارگران پرداخت میشود. با پرداخت موافق نیستند و اگر هم موافق باشند میگویند حق سرمایهداران و حق تولیدکننده است. اما دولت باید به جای حذف یارانه، مالیاتهای تصاعدی بگیرد.
غنینژاد: اگر در این فرایند اقشار پایین آسیب میبییند باید مستقیما به آنها کمک شود. من نه تنها با این موضوع مخالف نیستم بلکه موافق هم هستم. من مخالف هر نوع کمکی به شکل یارانه یا پرداخت نقدی به سرمایهگذاران و بنگاهها هستم چراکه این موضوع خودش منشا شکلگیری رانت است. برنامه اختصاص ۳۰ درصدی یارانه به تولید هم که اجرایی نشد من کاملا با آن مخالف بودم و الان هم موافق نیستم. دولت اگر میخواهد از تولید حمایت کند باید به شکل عمومی این کار را انجام دهد. مثلا مالیاتها را کم کند.
مسعود بُربُر، روزنامه اعتماد- بحث دفاع از هدفمند کردن یارانهها یک بحث دوگانه است؛ یک نگاه چپ دارد و یک نگاه راست، البته فریبرز رییسدانا میگوید که یک نگاه سوم هم دارد و آن نگاه دولت است. اما این موضوع جدا از نگاه چپ و راست یک بحث اقتصادی هم است. امروز دو نگاه متفاوت از هدفمند کردن یارانهها را درج میکنیم؛ یک نگاه اقتصاد لیبرالی است و مدافع بازار آزاد است و نگاه دیگر اقتصاد سوسیالیستی و مدافع سوسیالیزه کردن بازار. هر دو نگاه از هدفمند کردن یارانهها دفاع میکنند اما از دو موضع متفاوت و بعضا متضاد. یکی میگوید باید هدفمند کردن به سمت بازار آزاد برود، دیگری میگوید باید به سمت محرومان حرکت کند، اما نگاه دولتی را نداریم که بگوید به کدام سمت آن را میبریم. داستان چپ و راست از هدفمند کردن یارانهها را بخوانید.
(نسخه پیدیاف این گفتگوها در صفحه یکم و ششم روزنامه اعتماد دهم اردیبهشت ماه ۱۳۹۱)
بانک مرکزی در گزارشی اعلام میکند شاخص تولیدکننده در ۱۱ ماهه منتهی به بهمنماه ۱۳۹۰ نسبت به ۱۱ ماهه منتهی به بهمن ۱۳۸۹، ۵۸ درصد افزایش یافته است. افزایش هزینههای تولید، افزایش عمومی قیمتها را به دنبال خواهد داشت که در دانش اقتصاد، تورم طرف عرضه نام دارد و دود آن به چشم همه تولیدکنندگان، ارائهدهندگان خدمات و نهایتا بهطور تصاعدی به چشم مصرفکنندگان خواهد رفت.
مسعود بُربُر، روزنامه اعتماد- ماه گذشته صفحات اقتصادی رسانهها به خبری اختصاص یافت که ابتدا با تردید همگان روبهرو شد؛ کمیته پنج نفره ارزی دولت تصمیم گرفته از بانکها بابت ارزهایی که از بانک مرکزی گرفتند، مابهالتفاوت دریافت کند. به دنبال این خبر در روزهای پایانی هفته گزارشی منتشر شد که میگفت بانک مرکزی روز دوشنبه از حساب بانکها پول برداشت کرده است. رسانهها و فعالان اقتصادی پرسیدند «مگر میشود بانک مرکزی از حساب بانکها مستقیما پول برداشته باشد» اما ساعاتی نگذشت که بانک مرکزی در اطلاعیهیی، برداشت از حساب بانکها را بهطور رسمی تایید کرد و همگان مطلع شدند که «میشود».
فعالان اقتصادی، کانون بانکهای خصوصی و حقوقدانان اعتراض کردند و نمایندگان مجلس هم به خاطر این اقدام به دولت تذکر دادند تا اینکه رییس سازمان بازرسی کل کشور در یک نشست خبری این اقدام را رسما غیرقانونی اعلام کرد و گفت اگر نیاز باشد، موضوع به دستگاه قضایی نیز ارسال خواهد شد. این «اقدام غیرقانونی» نه با دستور مستقیم بانک مرکزی بلکه با مصوبه هیات وزیران و ابلاغ آن توسط معاون اول رییسجمهور اجرا شده است. البته بسیاری از رسانهها نیازی به سخنان پورمحمدی نداشتند تا از این اقدام به عنوان «برداشت غیرقانونی از حساب بانکها» نام ببرند اما پس از سخنان وی، دیگر بهطور قطع میتوان این اقدام را به فهرست «بیانضباطی»های مالی دولت اضافه کرد.
مسعود بُربُر، روزنامه اعتماد- آنچه دولت همواره به عنوان هدف اصلی طرح هدفمندی یارانهها اعلام کرده، چیزی نبوده که مطلوب نظر اقتصاددانان، روزنامهنگاران و فعالان بخش اقتصادی نباشد.
رشد قیمتها در آذرماه ۱۳۹۰ نسبت به زمان مشابه سال قبل آن از حدود ۱۱ درصد به ۲۱ درصد رسیده و این دقیقا زمانی است که طی آن طرح هدفمند کردن یارانهها فعال و اجرایی بوده است.
واقعی کردن قیمت کالاها و خدمات درواقع بیش از آنکه دغدغه مسوولان باشد همواره در هشدارهای کارشناسان درباره عواقب دستکاری یا تثبیت قیمتها دیده شده است. رابطه دوسویهیی که میان قیمتها و عرضه و تقاضا برقرار است آثاری در کلیت بدنه اقتصاد دارد که اطلاق اثر پروانهیی قیمتها به بسیاری از رخدادهای اقتصادی دور از واقعیت نیست. قیمتها به واسطه ارتباط میان عرضه و تقاضا تعیین میشوند و به نوبه خود بر عرضه و تقاضا اثر میگذارند. وقتی افراد خواهان مقدار بیشتری از یک کالا هستند، قیمت بیشتری را برای آن پیشنهاد میکنند و به این ترتیب سود آنهایی که این کالا را میسازند، زیادتر میشود. افرادی که تا به حال در این کسبوکار مشغول بودهاند، تولیدشان را بالا میبرند و افراد تازهیی نیز به تولید این کالا جذب میشوند. با افزایش عرضه، قیمت کاهش مییابد و از حاشیه سود میکاهد، تا جایی که حاشیه سود با در نظر داشتن ریسکهای نسبی تا سطح عمومی سود در صنایع دیگر پایین بیاید.
از سوی دیگر میتوان نتیجه گرفت رقابت همواره روشهای کارآمدتر را بالاتر میبرد چرا که همواره به کاهش هزینههای تولید مایل است. بیشترین پاداش را به کسانی میدهد که بیش از بقیه هزینه تولید را کاستهاند و بیش از همه کسانی را حذف میکند که در کاستن هزینهها سستترین باشند.
با روشن شدن این ابتداییترین نتایج اتکا به نظام قیمتها میتوان گفت قیمت هر کالا به واسطه یک سیگنال برای فعالان اقتصادی عمل میکند و نیاز به توضیح ندارد که اختلال در نظام قیمتها منجر به چه اختلالهایی در بدنه اقتصاد خواهد شد و چگونه به همه گوشه کنارهای تن بیمار چنین اقتصادی رخنه خواهد کرد. آیا طرح هدفمندی یارانهها به واقعی کردن قیمتهای کالا و خدمات منجر میشود؟
مسعود بُربُر، قانون- حفاران غیرمجاز در تل برمی رامهرمز تونلی با ابعاد بیسابقه چهارمتر عمودی و بیست متر افقی حفاری کردهاند.
به گزارش خبرنگار قانون این عملیات حفاری طی یک ماه گذشته انجام شده اما طی روزهای اخیر توجهها را به خود جلب کرده است.
تعدادی از حفاران شناسایی شده و بازداشت شدهاند و آن گونه که افراد محلی میگویند یا یکی از حفاران به دلیل لجبازی و عدم توافق با بقیه شریکانش را لو داده است و یا گروههای مردمی و ساکنان روستای تل برمی با توجه به رفتارهای مشکوک آنها را شناسایی کردهاند.
هرکدام از این دو روایت که صحیح باشد مجتبی گهستونی، سخنگوی انجمن دوست داران میراث فرهنگی خوزستان (تاریانا)، نبود یگان حفاظت میراث فرهنگی در این محوطه ارزشمند تاریخی را علت رخ دادن این رویداد ناگوار دانست.
دنباله …
مسعود بُربُر، قانون- آغاز پاییز بود که رشد جهانی قیمت طلا، بانک مرکزی را بر آن داشت که با ایجاد قیمت سایه در بازار، مردمی را که از ترس بیارزش شدن پولشان، به بازار طلا و ارز روی آورده بودند سودجو بخواند و تهدید کند که جوجه را آخر پاییز میشمرند. اما زمستان هم آمد و جوجهها فربهتر شدند.
وعده کاهش قیمت ۸۰ هزارتومانی سکه تنها هجوم مردم به بانکها را به دنبال آورد و بازار ارز هم با هجوم خریداران رکوردهای تازهای را درنوردید. دلار به ۱۸۰۰ تومان رسید و پوند تا نزدیکیهای سه هزار تومان هم بالا رفت.
وزیر اقتصاد که هنوز چیزی از عذرخواهیاش در مجلس به خاطر اختلاس سه هزار میلیارد تومانی نگذشته بود بار دیگر همراه با محمود بهمنی رییس کل بانک مرکزی به مجلس فراخوانده شد اما بهمنی به جلسه غیرعلنی مجلس نرفت و در جلسه شورای گفتگو هم حاضر نشد. نمایندگان غیبتش را ناموجه خواندند، خبرنگاران پرسیدند رییس بانک مرکزی کجاست و محافل بانکی هم از شایعه استعفای او سخن گفتند.
«کسانی که به نظام سرمایهداری معتقد بودند میگویند که بازار آزاد است که همه چیز را تنظیم میکند، ولی این یک دروغ بزرگ است به نفع دزدها، قالتاقها و متخلفان.»
این کلماتی است که محمود احمدی نژاد در مراسم معارفه محمود بهمنی بیان کرد.
با این حال حتی وقتی بهمنی سکوتش را شکست حرفهایش مورد توجه نمایندگان قرار نگرفت و نمایندگان سخنان او را کلی دانستند و گفتند: «خوابیدن مفیدتر از گوش دادن به این حرفها بود چرا که اظهارات آقایان بقال سرکوچه را هم قانع نمیکرد چه برسد به نمایندگان.»محمدرضا باهنر که ریاست جلسه غیرعلنی مجلس را برعهده داشت هم به کنایه گفت که شاید مقامات مافوق گفتهاند آقای بهمنی نیاید.
[این مطلب برای پایگاه خبری قانون نوشته شده است]
مسعود بُربُر: تکان دهنده بود. نظام شهر از هم گسیخته بود و آدمها بیهدف در خیابانها میچرخیدند. بسیاری که برای امداد و خبررسانی آمده بودند نمیدانستند از کجا شروع کنند. همه تصمیمهایی که پیش از سفر گرفته بودند مقهور تماشای زمین شده بود. تماشا نه، بهت. بهت زمین و حتی زمان که در هم ریخته بود. آنها هم که از پیش در شهر بودند سرگردان بودند دیگر نمیدانستند به کجا خانه بگویند و به کدام سو از پی زندگی بروند. اما مرگ همه جا بود.
چند دانشجوی مهندسی در زمین کنار برج مخابرات، بیمارستانی علم میکردند. استخوان بندی سازهای که طراحی کرده بودند لوله بود، و گوشت و پوستش چادر. نخلها سرپا ایستاده بودند. خانهای، نه، محلهای، یکسره ویران شده بود و تنها دری سرپا ایستاده بود: دوربینم را درآوردم.

نقش برجسته بهرام دوم ساسانی در تنگ چوگان بیشاپور
مسعود بُربُر، قانون-گرز بهرام، بخشی از نفیس ترین نقش برجسته بهرام دوم ساسانی در تنگ چوگان بیشاپور در کازرون بر اثر اصابت پتک یا وسیله مشابه دیگری شکسته شده است.
[این گزارش برای سایت خبری قانون نوشته شده است]

مسعود بُربُر، قانون- در روزهای گذشته بار دیگر پای خبرها به جنگل ابر باز شد و دل دوستداران محیط زیست را لرزاند.
رئیس سازمان محیط زیست از تأیید پیشنهاد این سازمان مبنی بر ساخت جاده درجه یک روستایی در جنگل ابر خبر داد اما کارشناسان درباره تبلیغات گسترده ویلاسازن در این منطقه و ادامه فعالیتهای پیشین وزارت راه هشدار دادند.
تابستان ۱۳۸۵ بود که صحبت از جاده و ساخت و ساز و دهکده گردشگری در ابر و اعتراض کنشگران باعث شد مسئولان دولتی اعلام کنند که ما جلوی تخریب بیضابطه طبیعت را در این منطقه خواهیم گرفت اما چشم دوستداران محیط زیست ترسیده بود.
اعتراض ها سه سال تمام ادامه یافت تا سرانجام محمدجواد محمدیزاده رییس سازمان محیط زیست اعلام کرد عملیات ساختوساز جاده ابر متوقف مانده و باید وزارت راه گزینهای خارج از جنگل را مطرح کند تا در صورت ارزیابی زیست محیطی با آن موافقت شود و استاندار سمنان نیز دستور توقف عملیات احداث جاده ابر را صادر کرد.
هرچند که به گفته علینقی مقصودلو استاد دانشگاه از زمان آغاز ساخت جاده ابر تا کنون هرگز عملیات اجرایی در آن متوقف نشده زیرا مسئولان شهرستان از این پروژه استفاده تبلیغاتی میکنند، اما تازه در آغاز همین هفته کنونی بود که این نگرانیها بار دیگر در سطح گسترده رسانهای شد.
جنگل ابر کجاست و چه اهمیتی دارد؟
اما مگر جنگل ابر کجاست و پاسبانی آن چه اهمیتی دارد و احداث جاده چه زیانی به آن میرساند؟ کارشناسان پاسخهای متعددی به این پرسش ها دادهاند که در ادامه تلاش شده این پاسخها یکجا و به طور خلاصه ارائه شود.
[این گفتوگو برای پایگاه خبری قانون انجام شده است]
مسعود بُربُر- موسی غنینژاد متولد سال ۱۳۳۰، فوق لیسانس و دکتری خود را در رشته اقتصاد از دانشگاه سوربن فرانسه دریافت کرد. وی همچنین دوره دکتری معرفتشناسی اقتصادی را در این داشگاه خواند اما انقلاب که شد پایان نامه خود را نیمه کاره رها کرد و به ایران بازگشت.
استاد مدعو دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه صنعتی شریف در گفتوگو با خبرنگار قانون می گوید: «از زمانی که نفت به عنوان یک درامد خیلی چشمگیر وارد اقتصاد ایران شد گرایش به دولتی شدن خیلی بدتر و تشدید شده و در واقع در ایران هیچ وقت با یک اقتصاد آزاد یا نظام سیاسی لیبرال طرف نبودهایم. یعنی اینهایی که فکر میکنند یک زمانی در ایران با سرمایهداری جنگیدهاند، در واقع دنکیشوتهای با شمشیر چوبین هستند. با چیزی جنگیدهاند که وجود ندارد.»
به گفته وی در دههی بیست دو نهضت بزرگ سیاسی در ایران به وجود میآید و ریشه پیدا میکند. یکی چپ است و حزب توده و دیگری نهضت ناسیونالیستی است که بعدا به جبهه ملی به رهبری مصدق تبدیل میشود. وی تاکید میکند منظورش از ناسیونالیست، البته ناسیونالیستهای اجنبی ستیز بودهاند و ایدئولوژی حاکم بر روشنفکران ما از حدود سالهای ۱۳۳۰ به این سو و تا به همین امروز، تحت تاثیر این دو تفکر ناسیونال سوسیالیستی و یا سوسیالیستی ناسیونالیستی بوده است.
مشروح این گفتوگوی تفصیلی را بخوانید:
جستاری در بنیادهای لیبرال اندیشه اقتصادی محمدعلی فروغی
[این جستار درتارنگار ایرانشهر، روزنامهی مردمسالاری و تارنگار آفتاب نگاشته شده است.]
مسعود بُربُر – روشنفکر و دولتمردی به نام محمدعلی فروغی، مرد فرهنگ، اما در عین حال مرد سیاست. زندگی فروغی – مقام روشنفکرانه و نقش سیاسیاش- حکایتی است از سرشت و سرنوشت مدرنیته و لیبرالیسم در ایران.
این توصیفی است که رامین جهانبگلو از محمدعلی فروغی دارد. فروغی زندانیان سیاسی را آزاد کرد، به مطبوعات اجازه انتشار آزاد و بدون سانسور را داد و شاید بتوان گفت واقعبینانهترین و متوازنترین نما از فروغی، در کتاب رهبران مشروطه ابراهیم صفایی نشان داده شده: «فروغی یک انسان لیبرال بود. او به نمادهای ملی ارزش قائل بود و سنتها را احترام میگذاشت.» پس از مرگ فروغی نیز، دیگر به ندرت فیلسوف – دولتمردی مانند او ظهور کرد و به گزافه نیست اگر فروغی را یکی از بنیانگذاران لیبرالیسم ایرانی بنامیم.
فروغی سیاستمداری لیبرال بود چرا که آزادی را در معنای لیبرالیستی آن درک میکرد و از سوی دیگر او سیاستمداری محافظهکار نیز بود چرا که تلقیاش از مفهوم ترقی، خصلتی غیررادیکال داشت و هم از اینرو، کنار نهادن نهادهای سنتی را شرط پیشرفت نمیدانست.
«جماعتی میگویند دولت باید تمام قوای صنعتی را به دست خود بگیرد، یعنی متصدی کل شود و حال آنکه، قطع نظر از ظلم و جوری که ناچار دولت در این صورت بالنسبه به اشخاص در تعیین شغل و محل کارایشان خواهد کرد، چطور میتواند از عهده این امر برآید، چه باید اطلاع کامل از مقتضیات ثروتی محل داشته باشد و حال آنکه این مقتضیات متصل در تغییر است. نیز باید سلیقه و ذوق و استعداد و کفایت هرکس را بهخوبی بداند و در این باب اشتباه نکند و چنین چیزی ممکن نیست.»
بنیادهای لیبرال در اندیشه سیاسی فروغی را پیش از همه در رساله «حقوق اساسی یعنی آداب مشروطیت دول» که یک سال پس از انقلاب مشروطه درباره حقوق و آزادیهای فردی نوشته میتوان یافت به ویژه آنجا که از نظر فروغی علت وجودی قوانین، صراحتاً پیشگیری از سوء استفاده از قدرت است و حاکمیت نیز تنها از آن ملت است و «وظیفه دولت این است که حافظ حقوق افراد باشد.»
او میگوید: «دولت نباید مختار باشد که هر قسم قانونی میخواهد وضع کند و باید مقید به بعضی قیود و حدود باشد. افراد ناس بالفطره و بالطبیعه بعضی حقوق عمومی دارند که دولت باید آنها را رعایت کند» و حتی با وضع قوانین نمیتواند متعرض آنها شود چرا که «بنای دولت برای رعایت همین حقوق نهاده شده و اگر غیر از این کند از وظیفه خود خارج و متعدی شده است».
خرد، شناخت و آزادی
نگاهی به اندیشه های هایک
مسعود بُربُر
لاپلاس، ریاضیدان و فیلسوف فرانسوى، معتقد بود که اگر کسى بتواند در یک لحظه مکانِ تمام اتمهاى عالم را بداند و نیروهاى بینشان را بشناسد، خواهد توانست تمام رخدادهاى گیتى را تا ابد پیشبینى کند. بدین سان تحویل گرایى، به دلیل این که امکان بیان ریاضى رخدادها را فراهم مىکرد، و مشاهده را به امرى دقیق و شفاف بدل مىنمود، خیلى زود در میان دانشمندان محبوبیت یافت. به زودى قواعد دیگرى بر مبناى معادلهى مقدس تحویلگرایى -”(الف) چیزى نیست جز مجموعهى (ب)ها”- تدوین شد. در تمام این موارد، عناصر سازندهى موضوع مورد بررسى در درجهى اول اهمیت بودند و روابط میانشان به عنوان نظمى که بر گیتى حاکم است، و نه ماهیتى مجزا، مورد بررسى قرار مىگرفت. خیلى زود دانشمندان متقاعد شدند که “نور چیزى نیست جز مجموعهى فوتونها”، “ماده چیزى نیست جز مجموعهى اتمها”، “اتم چیزى نیست جز مجموعهى الکترونها و پروتونها و نوترونها”، و “جاندار چیزى نیست جز مجموعهى سلولها”، …
این نگرش در نهایت به تصویرى ماشینواره از جهان منتهى شد. این ماتریالیسمِ مکانیکى براى ابداعات فنى و پیشرفت صنایع سودمند بود، چرا که ماشینهاى قرن نوزدهمى با همین قواعدِ شفاف و ساده طرحریزى و ساخته مىشدند. گزارههاى مشهورِ “جامعه چیزى نیست جز طبقههاى اقتصادى” و در نتیجه “تاریخ چیزى نیست جز کشمکش طبقاتى”، از دل همین نگرش برآمدند. کامیابى روش تحویلگرایانه تا میانهى قرن بیستم ادامه داشت. رشد صنعتى چشمگیرِ مبتنى بر تغییر دادنِ مادهى خام، زیر تأثیر این نگرش ممکن شد. کارخانههاى عظیم قرن نوزدهمى و اوایل قرن بیستم، با بهرهگیرى از این اصول کار مىکردند. اما « آن چه محکم بود و استوار، دود شد و به هوا رفت. »