شعر »

نوروزانه: هزار نرگس زرین

نوروزانه: هزار نرگس زرین

مسعود بُربُر اسفند ۳۰, ۱۳۹۵ ۰

چو ابر نعره‌زنان شد ترانه‌اش نوروز جهان دوباره جوان شد جوانه‌اش نوروز شکوفه خنده‌زنان شد چو پسته بر سر شاخ درخت جامه‌دران شد ترانه‌اش نوروز چو پلک خاک برآمد ز خواب سرد زمین بهار

بیشتر بخوانید »
نوروز در ایران زمین و فراتر

نوروز در ایران زمین و فراتر

مسعود بُربُر اسفند ۲۹, ۱۳۸۸ ۱

ز باغ ای باغبان ما را همی بــوی بهـار آید کلید باغ ما را ده که فردامان به کار آید کلید بـاغ را فردا هـــزاران خواستار آید تو لختی صبر کن چندان که قمری

بیشتر بخوانید »
رویای نیمروز تابستان

رویای نیمروز تابستان

مسعود بُربُر شهریور ۲۶, ۱۳۸۷ ۰

فرو رفته باشی در تختخواب و زیر پتو غلت بزنی. سرت را از زیر پتو بیاوری بیرون ببینی نوری زده در اتاق از برفی که همه جا باریده. Posted by | View Post |

بیشتر بخوانید »
خزه

خزه

مسعود بُربُر آبان ۲۲, ۱۳۸۴ ۱

شعر سکوت کن را که شايد پيش از اين ديده باشيد، در نشريه خزه کار شده که پيشنهاد مي کنم اينجا بخوانيد و نظر دهيد. www.masoudborbor.com(c)All Rights Reserved Posted by | View Post |

بیشتر بخوانید »
هرچه بادا

هرچه بادا

مسعود بُربُر اردیبهشت ۱۳, ۱۳۸۴ ۲

وا فریادا ز عشق وافریادا کارم به یکی طرفه نگار افتادا گر داد ِ من ِ شکسته دادا، دادا ورنه من و عشق، هر چه بادا بادا Posted by | View Post | View

بیشتر بخوانید »
بت

بت

مسعود بُربُر آذر ۲۳, ۱۳۸۳ ۳

If I could only stand and stare in the mirror would I see One fallen hero with a face like me And if I scream, could anybody hear me If I smash the silence,

بیشتر بخوانید »
دوست داريد سرمستی های بی بنيان شدن تان را اگر

دوست داريد سرمستی های بی بنيان شدن تان را اگر

مسعود بُربُر بهمن ۱۳, ۱۳۸۱ ۰

از حنيف خوب شعری خواندم که همچنان در تکاپوست، و می خواهم که هميشه باشد. برای حنيف خوب است، بخوانيد: هست ، نيست… اما عباس خوب م که مدت ها بود نخوانده بودم ش

بیشتر بخوانید »