۲۰ اسفند
از محتواي معنايي و اخلاقي آيين مهر به سبب آن كه نوشتاري از اين آيين باقي نيست و اصولا آموزه ها از زبان به گوش انتقال مي يافته چيز چنداني در دست نيست. تنها مي توان به مفاهيمي كليدي اشاره كرد و به بازمانده هايي نمادين. در اين بخش بازمانده هاي نمادين و معنايي آيين مهر در آيين هاي عرفاني پسين مورد اشاره قرار مي گيرد. اين موضوع صفحاتِ بسيار ِ كتابي و كتابهايي را مي تواند به خود اختصاص دهد كه در اين جا چنين مجالي نيست و فهرست وار، اشارتكي مي كنم: ?????… »
۲۰ بهمن
صد دروازه. اينجا پايتخت سرزمين پارتيان بوده است. ديوارها، از ميانشان گمانه ها، و در كنار شهر دژي ششصد هفتصدساله و دقيقن از ميان اندك بازمانده ي شهر دوهزار ساله خط راه آهن كشيده اند. قطاري اتفاقن مي گذرد بلند. دستم به دوربين مي رود و نمي گيرد. زمين زيرپايم درست و حسابي مي لرزد. اين همه جا براي عبور… در تپه ها به هروله بالا و پايين مي روم و قطار مي گذرد. دقايقي بعد قطارهايي كوچكتر، لوكوموتيو هايي، تو گويي تكه قطارهايي،باز مي گردد. انگار قطاري بزرگ به ايستگاه همين كنار مي رود، رنده مي شود، ريز ريز بر مي گردد.
آن سو تَرَك نيساني – طبعن آبي رنگ! – در دورنماي پيش رويمان ايستاده و دو نفر با پشت خميده ميله اي را روي زمين مي كشند. دنبال چه مي گردند؟ زمين زير پايم مي لرزد…
دیدگاههای تازه