خرد، شناخت و آزادی

نگاهی به اندیشه های هایک

مسعود بُربُر

[اين نوشته در تارنگار آفتاب، تارنگار رستاک، انجمن پژوهشی ایرانشهر، تارنگار اينك فلسفه، تارنگار ايران ليبراليسم، تارنگار بامدادخبر ، تارنگار رازهزاره، تارنگار نصور و در روزنامه دنياي اقتصاد با عنوان “جاي خالي فيلسوف آزادي در روزگار هجمه به ليبراليسم” منتشر شده است.]فريدريش فون هايكلاپلاس، رياضيدان و فيلسوف فرانسوى، معتقد بود كه اگر كسى بتواند در يك لحظه مكانِ تمام اتمهاى عالم را بداند و نيروهاى بينشان را بشناسد، خواهد توانست تمام رخدادهاى گيتى را تا ابد پيش‏بينى كند. بدین سان تحويل گرايى، به دليل اين كه امكان بيان رياضى رخدادها را فراهم مى‏كرد، و مشاهده را به امرى دقيق و شفاف بدل مى‏نمود، خيلى زود در ميان دانشمندان محبوبيت يافت. به زودى قواعد ديگرى بر مبناى معادله‏ى مقدس تحويل‏گرايى -”(الف) چيزى نيست جز مجموعه‏ى (ب)ها”- تدوين شد. در تمام اين موارد، عناصر سازنده‏ى موضوع مورد بررسى در درجه‏ى اول اهميت بودند و روابط ميانشان به عنوان نظمى كه بر گيتى حاكم است، و نه ماهيتى مجزا، مورد بررسى قرار مى‏گرفت. خيلى زود دانشمندان متقاعد شدند كه “نور چيزى نيست جز مجموعه‏ى فوتون‏ها”، “ماده چيزى نيست جز مجموعه‏ى اتم‏ها”، “اتم چيزى نيست جز مجموعه‏ى الكترون‏ها و پروتون‏ها و نوترون‏ها”، و “جاندار چيزى نيست جز مجموعه‏ى سلول‏ها”، …

اين نگرش در نهايت به تصويرى ماشين‏واره از جهان منتهى شد. اين ماترياليسمِ مكانيكى براى ابداعات فنى و پيشرفت صنايع سودمند بود، چرا كه ماشين‏هاى قرن نوزدهمى با همين قواعدِ شفاف و ساده طرح‏ريزى و ساخته مى‏شدند. گزاره‏هاى مشهورِ “جامعه چيزى نيست جز طبقه‏هاى اقتصادى” و در نتيجه “تاريخ چيزى نيست جز كشمكش طبقاتى”، از دل همین نگرش برآمدند. كاميابى روش تحويل‏گرايانه تا ميانه‏ى قرن بيستم ادامه داشت. رشد صنعتى چشمگيرِ مبتنى بر تغيير دادنِ ماده‏ى خام، زير تأثير اين نگرش ممكن شد. كارخانه‏هاى عظيم قرن نوزدهمى و اوايل قرن بيستم، با بهره‏گيرى از اين اصول كار مى‏كردند. اما « آن چه محکم بود و استوار، دود شد و به هوا رفت. »

دنباله …