۲۰ مهر
يک جور خلأ . توی دل م يک فضای بزرگ خالی شده. دل م برای همه ی آدم هايی که دوست شان داشته ام تنگ شده است. هيچ کدام شان را ندارم. يک جور تنهايي ی بزرگ که زندگی ی آدم را خالی می کند. تمام مدت دروغ می گفتم. تمام مدت دلتنگی هام را به پوچی ی فلسفی ارجاع می دادم. اما من پوچ نبودم : عاشق بودم. امروز صبح که از خواب بيدار می شدم و ديدم دل م برای آدم ها اين همه تنگ شده تعجب کردم. هم از امروزم هم از يادداشت قبلی م ( آدم ها و کرم ها ) هر کسی را دوست داشته ام از دست م رفته. از عموم تاخانوم م… من هيچ کس را ندارم…
دیدگاههای تازه