خيال های پوسيده. صندلی های خيس. خورشيد های گور به گور شده ی مفلوک. تا همين الآن خواب نديده ای؟ دِ ، بيا. صدای خاک می دهد. هستی؟ پات را از توی تناول رد کن، شکم ت پاره می شود. آجر!