پیش نوشت: فردا تولد علیرضا موسوی است و او خود در بند است. امشب به امید آزادی اش مرگ بر دبکتاتور را برای شبهای دیگر می گذاریم و شب تولدش را با “زنده باد آزادی” جشن می گیریم.

خبر بازداشت ها تکرار می شود و تکراری نمی شود وقتی بازداشت شدگان همه آنان باشند که بیش از همه به آزادی می اندیشند. این بار خبر، بازداشت دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال بود و پس از آنان ساسان آقایی. بدیهی هم هست که از هیچ کدامشان خبر روشنی در دست نیست و بی خبری مطلق است.آن دانشجویان و این روزنامه نگار را من آن قدر می شناسم که بگریم / بخندم اگر فرداروزی زبانم لال خبر محکومیتی  منتشر شود به “اقدام علیه امنیت ملی”، “اهانت به ساحت مقدس مقام معظم رهبری” ، “اهانت به مقدسات و نظام” ، “نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی” و دیگر چرندیات. مگر می شود خبر بازداشت اینان غمین و لرزانم نکند وقتی آن قدر می شناسم شان که بدانم همیشه، هماره، همه تلاششان این بوده که اندیشمندانی شایسته باشند. ساسان آقایی، علیرضا موسوی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، مهرداد بزرگ، سورنا هاشمی،  سینا شکوهی و البرز زاهدی را مردانی می شناسم که اندیشه ی آزاداندیششان را باید چراغی کرد در راه آزادی، نه شمعی که در بند کشید و به انتظار فوتی نشست برای بهانه ی خاموشی شان.بازداشت اینان ستهم است و لرزانم می کند اما شگفت زده ام نمی کند چرا که می دانیم سربازان دروغ و تاریکی همه هراسشان از روشنا و آزادیست.  می دانیم اشموغان چراغ آزادی را خاموش می خواهند و می دانیم که ما روشنایی همین چراغ را می خواهیم وقتی فریاد می کنیم زنده باد ساسان آقایی، علیرضا موسوی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، مهرداد بزرگ، سورنا هاشمی،  سینا شکوهی و البرز زاهدی.