با كرانه هاي كوير - روز سوم

پيچاپيچ، بسيار راه هاي نرفته، تو در تو، ناشناس، با خردك هاي دور ريختني و ديوارهاي خراب و سقف هاي فرو ريخته، درياهاي خشكيده و دالان هاي پنهان و راه پله هايي كه به هم راه ندارند و به پرتگاه ها مي رسند و بالكن ها و اشكوبه ها و تاق ها و رواق ها و كنگره ها. معماري در حجم، پير حاجات:‌ من درون خودم راه مي روم. مي گردم… ?????… »

با كرانه هاي كوير - روز دوم

صد دروازه. اينجا پايتخت سرزمين پارتيان بوده است. ديوارها، از ميانشان گمانه ها، و در كنار شهر دژي ششصد هفتصدساله و دقيقن از ميان اندك بازمانده ي شهر دوهزار ساله  خط راه آهن كشيده اند. قطاري اتفاقن مي گذرد بلند. دستم به دوربين مي رود و نمي گيرد. زمين زيرپايم درست و حسابي مي لرزد. اين همه جا براي عبور… در تپه ها به هروله بالا و پايين مي روم و قطار مي گذرد. دقايقي بعد قطارهايي كوچكتر، لوكوموتيو هايي، تو گويي تكه قطارهايي،‌باز مي گردد. انگار قطاري بزرگ به ايستگاه همين كنار مي رود، رنده مي شود،‌ ريز ريز بر مي گردد.
آن سو تَرَك نيساني – طبعن آبي رنگ! – در دورنماي پيش رويمان ايستاده و دو نفر با پشت خميده ميله اي را روي زمين مي كشند. دنبال چه مي گردند؟ زمين زير پايم مي لرزد…

?????… »

بايگاني با گاهشمار ميلادي

گاهشمار خورشيدي

آذر ۱۳۸۷
ش ی د س چ پ ج
« آبان    
 ۱
۲۳۴۵۶۷۸
۹۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵
۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲
۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹
۳۰