اینک دیگر چند دهه ای گذشته از زمانی که دو رویکرد عمومی پیش روی تصمیم گیران اقتصادی بود. دو رویکردی که یکی مبنا را بر افزایش اشتغال به هدف رشد اقتصادی می گذاشت و دیگری مبنا را بر کنترل تورم. به جز صف آرایی اقتصاددانان مکاتب گوناگون مانند کینزی ها و مکتب وین و شیکاگو در برابر هم، از علل تقابل این دو رویکرد، یکی هم این باور ابتدایی بود که دو متغیر تورم و اشتغال هم سو عمل می کنند. باوری که با منحنی فیلیپس نمایش داده می شد و همواره از نخستین آموزه های هر داشنجوی اقتصاد به حساب می آمد. دنباله …