
خوشهچین سخاوت خورشید: دربارهٔ «بر ویرانههای خدایان»
جهان این داستان یک قلمروی تاریک است که در آن خدایان سقوط کردهاند و تنها صدای باقیمانده، صدای انسانِ پرسشگر است؛ انتخاب میان ماندن کنار شاهِ مرده و مرثیهخوانی بر جسدش و فرار و نجات جان خویش و عزیزان تصویری استعاری از بیهودگی انتخاب را هم ارائه میدهد.

رؤیای پایکوبی بر ویرانههای قصری که زیبا نیست: مواجهه با قصر
زندگی برای ما نه شادی و آزادی و تندرستی، که «حصر عمومی» است و کوچههای قصر ما راهروهایی بلند و پیچاپیچ است که در آن «انسان» گاه به «خطای انسانی» تقلیل مییابد، حذف میشود، سایه میشود.

در سوگ و ستایش ماریو بارگاس یوسا: بزرگِ داستاننویسانِ آزادیخواه
او در جستاری با عنوان هوشمندانه و زهرآگین روسپیان سودازدۀ فیدل (با طعنه به نام کتاب روسپیان سودازدۀ من گابریل گارسیا مارکز) به بررسی نوعی فرومایگی اخلاقی و تسلیم روشنفکرانه میپردازد که برخی نویسندگان و هنرمندان در برابر قدرت مطلقه نشان دادهاند: «آنها به جای دفاع از آزادی و کرامت انسانی، در برابر قدرت زانو زدند و با سکوت یا توجیه، به استبداد مشروعیت بخشیدند.»

حالا یک قایق دیگر: شروع داستان با همینگوی
شروعهای همینگوی اغلب با شگردهای انطبق شناختی خوانندگان را وادار میکنند تا اطلاعات ناقص یا مبهم را پردازش کنند و مبدأ مختصات شناخت مکانی خود را «بازتنظیم» کنند. با پنهان کردن اطلاعات کلیدی و نیاز به حدس زدن دربارۀ روابط یا انگیزهها، همینگوی حس همراستایی شناختی با شخصیتهایش ایجاد میکند که اغلب دیدگاههایشان بازتابی از درک تکهتکهشدۀ آنها از جهان است.

«مکان» و «نیستی» در آثار پاتریک مودیانو: نیمرخی رنگپریده در کافهای غروبزده
«من هیچم. هیچ جز نیمرخ رنگپریدهای در تراس یک کافۀ غروبزده. منتظر بودم تا باران بند بیاید، رگبار لحظهای آغاز شده بود که اوت از پیشم میرفت.»





از مسعود بُربُر
بیشتر بخوانید
رؤیای پایکوبی بر ویرانههای قصری که زیبا نیست: مواجهه با قصر
زندگی برای ما نه شادی و آزادی و تندرستی، که «حصر عمومی» است و کوچههای قصر ما راهروهایی بلند و پیچاپیچ است که در آن «انسان» گاه به «خطای انسانی» تقلیل مییابد، حذف میشود، سایه میشود.
جستار
بیشتر بخوانید
رؤیای پایکوبی بر ویرانههای قصری که زیبا نیست: مواجهه با قصر
زندگی برای ما نه شادی و آزادی و تندرستی، که «حصر عمومی» است و کوچههای قصر ما راهروهایی بلند و پیچاپیچ است که در آن «انسان» گاه به «خطای انسانی» تقلیل مییابد، حذف میشود، سایه میشود.
چندرسانهای
بیشتر ببینید
ادبیات و آزادی در گفتگو با مسعود بربر (ویدیو)
در این برنامه درباره نسبت ادبیات و آزادی، نظامهای سیاسی و تاثیر آنها بر ادبیات، ادبیات فارسی و نسبت آن با آزادی خواهی صحبت کردیم. مجری این برنامه مانی بشرزاد و مهمان این قسمت مسعود بُربُر است.
دربارهٔ کتابهای من
بیشتر بخوانید
خوشهچین سخاوت خورشید: دربارهٔ «بر ویرانههای خدایان»
جهان این داستان یک قلمروی تاریک است که در آن خدایان سقوط کردهاند و تنها صدای باقیمانده، صدای انسانِ پرسشگر است؛ انتخاب میان ماندن کنار شاهِ مرده و مرثیهخوانی بر جسدش و فرار و نجات جان خویش و عزیزان تصویری استعاری از بیهودگی انتخاب را هم ارائه میدهد.










